تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تکان دادن، به لرزه درآوردن، شوکه کردن shock or cause upset to sb/sth مثال: خبر این رسوایی دنیای سیاسی را تکان داد. . The news of the scandal rocked ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معادل عبارت take it as a given چیزی را بدون نیاز به اثبات، بحث یا مدرک اضافی، حتمی و درست فرض کردن. پیش فرض گرفتن/ چیزی را حتمی و قطعی دانستن. to ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بررسی قرارداد تسلیحاتی

پیشنهاد
٠

به حساب آوردن، به شمار آوردن، تلقی کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به وسیله ی پلیس اداره و کنترل کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

charity organization

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جدی گرفتن مهم دانستن think that sth/sb is important and deserves respect

پیشنهاد
٠

زندگی کردن بدون درگیری و نزاع با دیگران Live without quarrelling with others

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجاوز کردن، دست درازی کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبران کردن عقب ماندگی، رسیدن به، جلو زدن . I ran after him and managed to catch up with him به دنبالش دویدم و توانستم به او برسم.

١