پیشنهادهای فاطمه جعفری (١٢)
٤٥
١ هفته پیش
٠
تکان دادن، به لرزه درآوردن، شوکه کردن shock or cause upset to sb/sth مثال: خبر این رسوایی دنیای سیاسی را تکان داد. . The news of the scandal rocked ...
٣ هفته پیش
٠
معادل عبارت take it as a given چیزی را بدون نیاز به اثبات، بحث یا مدرک اضافی، حتمی و درست فرض کردن. پیش فرض گرفتن/ چیزی را حتمی و قطعی دانستن. to ...
٢ ماه پیش
٠
بررسی قرارداد تسلیحاتی
٢ ماه پیش
٠
به حساب آوردن، به شمار آوردن، تلقی کردن
٣ ماه پیش
٠
به وسیله ی پلیس اداره و کنترل کردن
٣ ماه پیش
٠
charity organization
٣ ماه پیش
٠
جدی گرفتن مهم دانستن think that sth/sb is important and deserves respect
٣ ماه پیش
٠
زندگی کردن بدون درگیری و نزاع با دیگران Live without quarrelling with others
٤ ماه پیش
٠
تجاوز کردن، دست درازی کردن
٥ ماه پیش
٠
جبران کردن عقب ماندگی، رسیدن به، جلو زدن . I ran after him and managed to catch up with him به دنبالش دویدم و توانستم به او برسم.
١