برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

فرشید صباغ

فرشید صباغ

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 نقاشی که از خانواده ی سلطنتی نقاشی می کشیده است. ١٣٩٩/٠٩/١٩
|

2 توانمند (در پرداخت بدهی ها / به لحاظ مالی)

به معنی حلّال هم هست . مثلا بنزین نوعی حلّال است .
١٣٩٩/٠٩/١٥
|

3 به تحقق رساندن ١٣٩٩/٠٩/١٥
|

4 جابه جایی کارکنان {حالا به هر دلیلی ، مثلا اتمام قرارداد و جایگزین نیروهای جدید} ١٣٩٩/٠٩/١٥
|

5 مفهومی ١٣٩٩/٠٩/١٣
|

6 سوق دادن به ١٣٩٩/٠٩/١٣
|

7 نابرابر ، نامساوی ١٣٩٩/٠٩/١٣
|

8 to know what you want or like
شناختن و فهمیدن چیزی که میخواهی یا دوست داری

خودت را بشناس
١٣٩٩/٠٩/١١
|

9 = mediocre
not very good
second rate
معمولی
درجه دو

تمامی مواردی که ذکر شد معنی دوم کلمه indifferent در لانگمن می باشند.
١٣٩٩/٠٩/٠٩
|

10 نمره پایین دادن (انداختن)

mark sb down as ...
کسی را ...... فرض کردن یا در نظر گرفتن
١٣٩٩/٠٩/٠٩
|

11 تا زمانی ١٣٩٩/٠٨/٢٨
|

12 amongst other things :
یکی در میان بقیه : یکی از اونا
١٣٩٩/٠٨/٢٨
|

13 recurring dreams
خواب هایی که تکرار می شوند.
١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

14 when you have to think about how things really are, not how you would like them to be :

واقع بینانه فکر کردن( بدون در نظر گرفتن نظر شخصی)
ب ...
١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

15 sue for peace

تقاضای صلح کردن
١٣٩٩/٠٨/١٥
|

16 معنی هفتم لانگمن :

7. Shared money / things
پول مشترکی
١٣٩٩/٠٨/١٣
|

17 قریب به یقین ١٣٩٩/٠٨/٠٨
|

18 مدیر ارشد ١٣٩٩/٠٨/٠٨
|

19 His collection rate was about 95%.
میزان دریافتی اش 95درصد کل مبلغ بود .
یعنی 5% ، underpayment داشت.
١٣٩٩/٠٨/٠٨
|

20 کسری پرداختی ١٣٩٩/٠٨/٠٨
|

21 صدا خفه کن ١٣٩٩/٠٨/٠٧
|

22 وسیله نقلیه ضد گلوله ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

23 is going to attempt ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

24 a very offensive word for someone with Down's syndrome. Don't use this word

resource : Longman
١٣٩٩/٠٧/٢٧
|

25 .The party is going to be wicked awesome tonight
١٣٩٩/٠٧/٢٢
|

26 The Prime Minister is determined to forge a good relationship with America's new leader.

نخست وزیر برای پیشبرد روابط خوب با رهبر جدید آمریکا م ...
١٣٩٩/٠٧/١٨
|

27 افسارگسیخته ١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

28 بدون کنترل ، وحشی گرایانه ١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

29 یک دوست نزدیک و شخصی [به عنوان اسم] ١٣٩٩/٠٧/٠٢
|

30 کیف دستی ( وسایلی که با خود به درون هواپیما میبرید) ١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

31 Brace for Impact
اماده ی ضربه شدید (ناشی از تصادف) باشید.

این جمله میتونه از زبان یک راننده اتوبوس ، قطار یا ... گفته بشه.
١٣٩٩/٠٦/١٩
|

32 fortune-teller ١٣٩٩/٠٦/١٩
|

33 feeling dissatisfied because you do not have any opportunity to have sex
احساس نارضایتی کردن به خاطر نداشتن هیچ موقعیتی برای رابطه جنسی
١٣٩٩/٠٦/١٩
|

34 آب بینی (informal) ١٣٩٩/٠٦/١٧
|

35 امتحان را پاس کردن (با نمره پایین) ١٣٩٩/٠٦/١٧
|

36 happen suddenly ١٣٩٩/٠٦/٠٣
|

37 survive ١٣٩٩/٠٦/٠٣
|

38 یک تکه زمین ١٣٩٩/٠٦/٠٣
|

39 پاتک ١٣٩٩/٠٦/٠٣
|

40 کلافه ( از اینکه به چیزی که میخواستین نرسیدین) ١٣٩٩/٠٦/٠٣
|

41 a movement ١٣٩٩/٠٥/٣١
|

42 organized ١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

43 To make difficult to see
(as a verb)
١٣٩٩/٠٥/٢٦
|

44 نوشیدنی هایی که باعث مستی و سرخوشی می شوند . ١٣٩٩/٠٥/١٨
|

45 باد همجهت و یا همراستا با جهت پرواز ١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

46 میزی که جلوی صندلی هواپیما قرار دارد برای خوردن و آشامیدن ١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

47 arrest ١٣٩٩/٠٤/٣١
|

48 میتونی با پولیش درش بیاری ! ١٣٩٩/٠٤/٣١
|

49 داروی جایگزین
درمان جایگزین
پزشکی جایگزین (مانند استفاده از هربال و ...)
١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

50 دائمی
همیشگی
ثابت
١٣٩٩/٠١/٢٩
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 come out with
• People would go into the store and come out with their arms full.
• مردم به فروشگاه می رفتند و با دستان پر بیرون می آمدند.
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

2 obsessively
• He worries obsessively about his appearance.
• او به طور وسواسی نگران ظاهرش است.
١٣٩٩/٠٦/٢٠
|