نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
درخت بریدن و الوار کردن: lumber درخت بریدن و الوار کردن farm ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ترکیدن: burst ترکیدن، منفجر شدن e. g. firec ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
منفجر شدن: burst منفجر شدن، ترکیدن e. g. firec ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حشرات شب تاب: fireflies=
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
درخشیدن: spark درخشیدن e. g. fireflies were ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رسیده شدن: mellow ۱ ) رسیده شدن grapes were me ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
در این جا: ( herein ( here in در اینجا، در این ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرتاب کردن: hurtle پرتاب کردن، انداختن e. g. in ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
باعث وبانی: scapegoat عامل، باعث و بانی e. g. j ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مورد حمله اوباش قرار گرفتن: rabble مورد حمله اوباش قرار گرفتن e ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رانده شدن: drive out بیرون کردن از مکانی رانده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بیرون شدن: drive out بیرون کردن از مکانی رانده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
عامل اجرا: ( implement ( n عامل اجرا، مجری، اب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جست و خیز کردن: sport جست و خیز کردن e. g. lambs we ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
لندنی: Londoner e. g. londoners were herdi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اعدام کردن: put to death دستور کشتن دادن، اعدام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستور کشتن دادن: put to death دستور کشتن دادن، اعدام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lump together: lump together دسته بندی کردن e. g. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lump together: lump together دسته بندی کردن e. g. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دسته بندی کردن: lump together
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کندن و بیرون اوردن: hew out کندن و بیرون آوردن e. g. mi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تمامیت ارضی: territorial entity تمامیت ارضی e. g ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
territorial entity: territorial entity تمامیت ارضی e. g ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اقناع کردن: pamper اقناع کردن e. g. being a tra ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سفر دوستی: wanderlust سفر دوستی، عشق به مسافرت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
سعادت: bliss سعادت، شادکامی، خوشی 1 ) It w ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شادکامی: bliss سعادت، شادکامی، خوشی 1 ) pure ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نداشتن: lack نداشتن، فاقد بودن 1 ) He lacks ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
فاقد بودن: lack نداشتن، فاقد بودن 1 ) Your dai ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ادم بیکار و تنبل: bum
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم بی غیرت: bum
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
محاکمه کردن: محاکمه کردن، مورد دادرسی قرار دادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بهره گیری کردن: use بهره گیری کردن، استثمار کردن، ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
انتفاع بردن: use بهره گیری کردن، استثمار کردن، ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوء استفاده کردن از کسی: use بهره گیری کردن، استثمار کردن، ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bandy about: دهان به دهان شدن رد و بدل گشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهان به دهان شدن: bandy about دهان به دهان شدن رد و ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رد و بدل شدن: bandy about دهان به دهان شدن رد و ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sling up: بالا کشیدن e. g. the stairway being ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کر کردن: deafen کر شدن، کر کردن، ( مجازی - ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گوش کسی را کر کردن: deafen کر شدن، کر کردن، ( مجازی - ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بیابرو شدگی: ignominy رسوایی، بد نامی، بی آبرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بی ابرویی: ignominy رسوایی، بد نامی، بی آبرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شانس برد: odds احتمال، شانس e. g. the odds of ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اجرا کردن صحنه: enact ( در نمایش و غیره ) بازی کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
متلاشی شدن: batter کوباندن، ( مکرر ) ضربه زدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
داغون شدن: batter کوباندن، ( مکرر ) ضربه زدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رسوخ کردن: permeate سرایت کردن، رسوخ کردن، ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رسوخ کردن در: permeate سرایت کردن، رسوخ کردن، ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سرایت کردن: permeate سرایت کردن، رسوخ کردن، ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نفوذ کردن: permeate سرایت کردن، رسوخ کردن، ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تر و خشک کردن: baby با کسی مثل کودک رفتار کردن، ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
با کسی مثل کودک رفتار کردن: baby با کسی مثل کودک رفتار کردن، ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maneuver into: Idiom maneuver ( one ) into ( doing ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دست درازی کردن: molest ازار رساندن، اذیت کردن، آزا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
متلک انداختن: molest ازار رساندن، اذیت کردن، آزا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مچاله شدن: crinkle مچاله شدن e. g. the crinkle ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
صدای خش خش: crunch صدای خش خش e. g. the crinkle ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
لاروبی کردن: dredge ( در ته آب ) دنبال چیزی گشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
توطئه‎ ‎کردن: brew ۱ ) دم کردن ( غذا و . . . ) ۲ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
از پیش ترتیب دادن: prearrange از پیش ترتیب ( کارها، ام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درخواست استرداد: requisition درخواست ( رسمی ) استردا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مشروب خوراندن: liquor ( عامیانه - معمولا با: up ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رازگشایی کردن: blab راز گشایی کردن فاش و ابراز کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
در جستجو بودن: court در جستجوی چیزی بودن، دنبال چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به حساب کسی گذاشتن: credit نسبت دادن ( چیزی به چیزی/کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رفتار سنجی: ( آموزش و پرورش - حقوق ) آزادی مشرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دچار بدبیاری شدن: jinx دچار بدبیاری کردن ( شدن ) ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از این شاخ به ان شاخ پریدن: meander از این شاخ به آن شاخ پریدن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نام بردن از کسی برای چیزی: name نام بردن، مورد اشاره قرار گرف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خلق تنگ شدن: sulk e. g. he has been sulking for ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اوقات تلخی کردن: sulk اخمو بودن، بق کردن، عنق بودن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hammer away: بصورت مداوم کار کردن، سخت کار کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خرید کردن: patronize خرید کردن از جایی e. g. i ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بطور مداوم و سخت کار کردن: peg away سخت مشغول کار کردن بودن e ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slog away: سخت تلاش کردن to work very hard for ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سخت تلاش کردن: slog away سخت تلاش کردن e. g. i hav ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
طبابت کردن: e. g. mehri has been doctoring in c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
انباشته شدن: drift ( تغییر جهت تدریجی به سوی خا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پشته شدن: drift ( تغییر جهت تدریجی به سوی خا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel poorly: ناخوش بودن، احساس ضعف کردن e. g. s ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
پروردن: 1 ) raise پرورش یافتن، نشو و نمو ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خفه کردن: stifle خفه شدن، خفه کردن e. g. she ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بازیچه: sport بازیچه، بازیچه شدن دست انداخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
بازیچه: sport بازیچه، بازیچه شدن دست انداخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
زیر و رو کردن: rummage through زیر و رو کردن، خوب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بهتر شدن: 1 ) get better 2 ) amelioration بهت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شبهه: question سوال، شک، شبهه e. g. the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
افشا کردن: عامیانه spill بند را به آب دادن بند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
yipee: Yipe ۱ ) هورا ۲ ) وای ( با تداعی مث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
صدای زاری مانند کردن: sob
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
only too: you use only too to emphasize that ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
someone has only to do: if you say that someone has only to ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
only just: ✅به زور، به زحمت a close call/shav ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مخزن اب گرم: boiler مخزن آب گرم ( در آب گرمکن ها ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
با چشم بسته: blindfold He was blindfolded and dr ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باصدای تالاپ یا تاپ تاپ زدن: thump ( باصدای تالاپ یا تاپ تاپ ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come away: بیرون آمدن از ( مکان یا رویداد و غی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیرون امدن از: بیرون آمدن از ( مکان یا رویداد و غی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
طوری که: 1 ) so as 2 ) so as to to change or ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
طوری که: 1 ) so as 2 ) so as to to change or ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کربوهیدرات: abbreviation: carb کربوهیرات A deli ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
کربوهیدرات: abbreviation: carb کربوهیرات A deli ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گروه اعزامی: expedition هیئت اعزامی، گروه اعزامی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come at: come at پیش آمدن، به سراغ آمدن The ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the 100 meters: ( مسابقه دو و میدانی ) دوی صد متر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوی صد متر: the 100 meters
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come after: به دنبال ( بعد از/قبل از ) کسی/چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
بی غیرت: begger بی غیرت !come give uncle a k ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرگناه: vile پرگناه، گناه آمیز come god and ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دختر خوشگل: cutie ( زن یا دختر ) خوشگل، تو دل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
باران: باران، هوای بارانی !come in out of ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
هوای بارانی: wet هوای بارانی، باران !come in out ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
عزیزم: dove !come my dove, don't be afraid ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
خانه: joint ( خودمانی ) خانه، ساختمان، م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کلنگ: Pike کلنگ دو سر come down the pike ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یقین داشته باش: ( slang ) you bet
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شک نکن: ( slang ) !you bet
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
منحصر شدن به: come down ( دلیل یا علت چیزی ) ختم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
منتهی شدن به: come down ( دلیل یا علت چیزی ) ختم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ختم شدن به: come down ( دلیل یا علت چیزی ) ختم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t come somebody with me: E. g. Don’t come the poor strugglin ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
یک دنده: obstinate یکدنده، لجباز My uncle Wa ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
obstinate: obstinate یکدنده، لجباز My uncle Wa ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have come a long way: to have made a lot of progress ایجا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have come a long way: to have made a lot of progress ایجا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come as a something: idiom come as a surprise/relief/blo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come as a something: idiom come as a surprise/relief/blo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تهدید کردن: intimidate
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سرمشق قرار دادن: 1 ) imitate 2 ) make a role - model
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سازش با مقتضیات محیط: accommodation
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the dickens: عامیانه: شیطان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
عجب: Jiminy عجب، شگفتا، ای داد!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
عجب: Jiminy عجب، شگفتا، ای داد!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شگفتا: Jiminy عجب، شگفتا، ای داد!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
شگفتا: Jiminy عجب، شگفتا، ای داد!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
فائق امدن: عامیانه: lick
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
go to blazes: برو به جهنم!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
موقعیت خوب: niche
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
وضع خوشایند: niche
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مدت کوتاهی: briefly
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
برای مدت کوتاهی: briefly
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how's this for a twist: واسه تنوع این چطوره؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how is this for a twist: واسه تنوع بخشی/ایجاد تغییر این چطور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
یک ذره: ace کمی، یک ذره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جستجو برای اذوقه: forage
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hell around: slang To cause or get into trouble ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
این خط و این نشون: mark my words
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
keep order: حفظ کردن نظم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep order: حفظ کردن نظم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دست و پا: limb E. g. As a presentable young m ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
marseilles: بندر مارسی، فرانسه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can i drop you: 1 ) a small drink of liquor; a smal ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crossing the road: If you cross something such as a ro ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مسحور کننده: enchanting قشنگ، زیبا، دلربا، سح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جوراب زنانه ساقه بلند: stockings جوراب زنانه سال بلند E. g ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بوی گند دادن: بوی تعفن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کنار گذاردن: When she was my age, she put a litt ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
religious sentiments: گرایش مذهبی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
روبه افول: waning رو به افول، رو به کمرنگ شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
روبه افول: waning رو به افول، رو به کمرنگ شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم طرد شده: 1 ) parish 2 ) outcast پست، طبقه پا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call me any name: 1 ) To call someone names is a non ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dismal bore: آدم نچسب ملال آور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pompous ass: 🔰آدم خودخواه و از خود متشکر You k ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حاوی بودن: The technique, the brush strokes. E ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
beat down prices: قیمت ها رو پایین آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lay eyes on: چشم افتادن/انداختن به کسی یا چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's too soon to tell: واسه گفتنش خیلی زوده!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what good does that do: چه فایده؟ چه سود؟
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
قیمت گذاری کردن: tariff قیمت گذاشتن، قیمت گذاری کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an occasion: جشن گرفتن، تفریح کردن و غیره E. g ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is a pleasure: باعث افتخاره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تنده: slop ( شراب و غیره )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's too close in here: اینجا خیلی خفه است ( هوا ندارم )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
طبقه وازده اجتماع: scum
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
انگل جامعه: scum طبقه وازده اجتماع، فرومایه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be mean to me: بدجنسی نباش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't be mean to me: بدجنسی نباش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در جستجوی طعمه گشتن: prowl در جستجوی طعمه گشتن، در جستج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در جستجوی طعمه پرسه زدن: prowl در جستجوی طعمه گشتن، در جستج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سنگدلی: cruelty
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
قساوت قلب: cruelty
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کوچه پس کوچه: alleyway
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اشمئزاز: revulsion
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to what purpose: به چه منظور؟ واسه چی؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shrunken legs: پاهای آب رفته، پاهای کوتاه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پماد موی سر: pomade
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مبتلا به گری: mangy
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سرخک دار: measly
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
واگن روباز: Ponies were used to pull the coal t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pull away: خود/چیزی را کنار کشیدن، خود/چیزی ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run off: فرار کردن، در رفتن John pulled him ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for as long as: تا مادامی که. . . ، تا وقتی که. . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for as long as: تا مادامی که. . . ، تا وقتی که. . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اشتغال ذهنی: obsessed with
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be booked: پر بودن وقت، سر فرد شلوغ بودن ( مش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give away: ✔️به باد دادن، از دست دادن I became ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
going on: E. g. And whenever I would get anxi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be first in line: 1 ) to be likely to receive somethi ...
٢ سال پیش