نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
anyway: با این حال/وجود But I could have d ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
filthy: Filthy bastard حرومزاده کثیف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dredge: They're still dredging for my body ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
obit: E. g. I got an obit in the times. B ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
falsehood: دروغ پشت دروغ They will pile falseh ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
plant: معنی آبادیس: ✔️ ( خودمانی ) جاسوس، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
diner: رستوران قطار - واگن غذاخوری - کوپه/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
holograph: Your father holograph signature on ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sustain: سر پا نگه داشتن، حفظ کردن Data nec ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cold ass: ◾cold ass shit◾ 1 ) Something reall ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unseen listener: My unseen listener شنونده غیب من W ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
coordinate: ⁦✔️⁩هماهنگ ( شده ) E. g. Iran’s Z ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shiver: لرزش، لرزیدن She turned pale and ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nasty: ( بسیار ) بد، ناخوشایند، پر تنش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ferment: تخمیر شدن You make wine by leaving ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ferment: تخمیر شدن You make wine by leaving ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
water supply: . e. g :One of definitions for turn ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
careers advisor: مشاور شغلی I waited so long for my ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
careers advisor: مشاور شغلی I waited so long for my ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
queue: ✔️صف ( بستن ) ، ✔️نوبت ( گرفتن ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fair go mate: Fair go mate, let the others have a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
is about to: . e. g :"Definition for the phrase ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lean: 1 ) She leaned on the box and pushe ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
push into: 1 ) The doctor pushed a needle into ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
push into: 1 ) The doctor pushed a needle into ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shove: تنه ( زدن ) People were pushing an ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in front of: adj جلویی Please don't push in fro ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ebb: فروکش کردن ( تنش ) US moves carri ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
discuss: ⁦✔️⁩معنای آبادیس ( موافق یا مخالف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
surplus: ✅اضافه، مازاد 👈🏿If you eat too mu ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ratchet up: Google’s YouTube has ratcheted up c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sales promotion: Sales promotion is designed to push ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
consistently: بطور پی در پی، بصورت مداوم 1 ) He ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
devastate: . e. g 1 ) He was devastated when h ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the swing: تاب، ( تاب بازی ) He fell off t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hack: ⁦✅⁩ ( با ساطور یا کارد و غیره و با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the arts: ( بخش ) هنر The government announc ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drastic: شدید 1 ) The supermarket is expecte ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
swingeing: شدید swingeing cuts بریدگی ( کاهش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow over: ✔️افتادن یا پرت شدن طرفی ( توسط وزش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
breathalyser: The policeman asked me to blow into ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spin out: The car spun out of control when a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
break open: =break apart ✔️متلاشی شدن، وا رفتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shotgun: تفنگ لوله/لول بلند ( تک/دو/سه لول ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow: Verb ✔️ ( خودمانی ) فرصت را از دست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hail: ⁦✔️⁩تگرگ [noun] The man went down i ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bitter: 1 ) The news came as a bitter blow ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chiffon: a chiffon/silk wrap پارچه شیفتن/ابر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cleavage: ⁦✔️⁩شکاف سینه ⁦✔️⁩چاک/فاصله بین پست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hint: The wrap top is fantastic because i ...
٢ سال پیش