نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave the serve: استعفا دادن/ترک کردن خدمت ( نظام، ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cooperate: همکاری کردن Alison don't cooperate ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clutter: ریخت و پاش ( ریخته و پاشیده ) ، شلخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
along: در طول The traffic moved slowly al ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ever greater number: تعدادی بیشتر از همیشه/گذشته ها Peo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
move away: ◾از جایی یا از پیش کسی نقل مکان کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
move house: ( British English ) جابجا شدن/نقل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
a lot more: E. g. There are a lot more people m ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rep: ( American English ) 1 ) rep=repub ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
accounts department: E. g. We've decided to move her int ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
Move: ( Informal ) ( بسرعت ) شروع کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lightning: ◾برق آسا After that, things moved f ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dispel: The police moved quickly to dispel ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
plight: مخمصه، گرفتاری، وضع بد، فلاکت A ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grown: بالغ، بزرگسال Grown men were move ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fail: ناکام بودن/ماندن/شدن، موفق نشدن M ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dbe: The supermodel became an official D ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cbe: There are various honors awarded de ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cub: توله The cubs watched their mother ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بینی بالا کشیدن: sniff E. g. She made no move as th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sniff at: E. g. She made no move as the lion ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sideway: E. g. Her new job is just a sideway ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دشوار دست یافتنی: elusive
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گزارش ویژه: exclusive Exclusive: Senator Gilli ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boost: ترقی، پیشرفت The move gave her ca ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unprecedented: an unprecedented/unusual move ⭐⭐⭐ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بی سابقه: unprecedented E. g. an unprecedent ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پدیدار شدن: 1 ) arise 2 ) rouse
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trader: معامله گر، معامله کننده Most trad ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut regulations: کاهش دادن مقررات ( دست و پاگیر ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
afoot: [Adj] [کاربردش تو جمله از دیدگاه گو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
plot: طرح ریزی کردن Now we must plot our ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شبیه بودن: approach
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نگرش و رویکرد: attitude
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
طرز برخورد و روش رفتار: attitude
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
homeownership: E. g. Maryland House speaker to unv ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
just as: ۱ ) به همان اندازه، به همان مقدار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
elongate: بلند/دراز شدن ( موی سر و صورت و غیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رد شدن و شلنگ برداشتن: Stride She strode purposefully up ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باوقار و جلال راه رفتن: march He marched right in to the o ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قدم زدن و راه رفتن: amble She ambled down the street, ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
canteen: ۱ ) نهارخوری - غذاخوری ( در محیطی م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
creep: سر خوردن ( بی سروصدا و یواشکی ) ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the joke: ( see the joke UK ( US get the joke ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
enforcement: اجرا، انجام he will enforce feder ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
later on: در آینده، بعداً 1 ) we accept thi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
temper: ✅بداخلاق/خشمگین شدن I hate it when ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in any form: به هر شکلی He hates violence in an ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هر شکلی: in any form He hates violence in a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hate mail: نامه های بیانگر تنفر ( که برای اشخا ...
٢ سال پیش