نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دچار ضعف شدن: dilute
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
juridic: ju�​rid�​i�​cal variants: or less c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel loved: Feeling loved means feeling importa ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریختن داخل مکانی: pour in
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جواب پس داده: adj sophisticated
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
راهی شدن: ( slang ) head out
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بهتر از واقعیت نشان دادن: flatter ۱ ) چاپلوسی کردن ۲ ) بهتر ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کشیده نشان دادن: elongate=
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرموج: choppy
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
صاف و براق: ( موی سر ) sleek
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مجذوب شدن: 1 ) fascinate 2 ) captivate
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جلب کردن: garner جلب کردن به سمت خود کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
جلب کردن: garner جلب کردن به سمت خود کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شرکت کننده: attendance
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سرزده رفتن به: drop by=
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سرزدن به: drop by
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پرو کردن: try on=
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
پرو کردن: try on=
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اطلاعات موثق: hard facts
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زمان مرخصی: time off=
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دوربین ویدئویی: camcorder
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
مستاصل: desperate
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
با ناامیدی: desperately
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از فرط استیصال: desperately
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
به شدت: desperately
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
لباس پوشاندن: habilitate
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مراقبت نمودن: habilitate
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
massacre: race massacre قتل عام نژادی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ارتباط برقرار کردن: reach out= interact= تعامل داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ارتباط برقرار کردن: reach out= interact= تعامل داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مورد مواخذه قرار دادن: slam
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مورد انتقاد قرار دادن: Slam
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مورد سرزنش قرار دادن: Slam
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جشن بزرگ: blowout
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
همخوانی داشتن: resonate
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیچیدن در: resonate
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
فاسد شدن: fester
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hunchbacked: پشت خمیده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پشت خمیده: Hunchbacked
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بلغور کردن: mumble
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
حبس ابد: life sentence
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دستگیر شدن: apprehend
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تبرعه شدن: acquit
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تبحر: expertise
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خدمت نظام وظیفه: conscription= servitude=
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
برگزیده شدن: appoint
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دق دلی خالی کردن: wreak
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
دق دلی خالی کردن: wreak
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تسلیم کردن: intrigue
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گرفتار کردن: intrigue
٢ سال پیش