نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fancy: [Verb] to fancy somebody به کسی گرا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seems such a pity: به نظر تاسف انگیز میاد. به نظر تاس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a move: SYN: go رفتن - راه افتادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
may i beg a lift: میشه درخواست کنم منو برسونید ( با ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
morbid interest: علاقه بیمارگونه ▪️▪️▪️ =diseased, ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dishy: INFORMAL BRITISH sexually attractiv ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to fancy somebody: to fancy somebody به کسی گرایش داش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hoo ha: ( عامیانه ) جنجال - بیاوبرو 💠 . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i know it by heart: آگاهی داشتن کامل نسبت به موضوعی/کار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i learned it by heart: SYN: know by heart معانی: 1 ) To l ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
important enough: ADJECTIVE ENOUGH Atten: When enoug ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
inventory draw: اصطلاح رایج و متداول در مورد حجم ذخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alarm bells go off: [استعاری] به صدا درآمدن زنگ/زنگ های ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alarm bells ring: [استعاری] به صدا درآمدن زنگ/زنگ های ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alarm bells sound: [استعاری] به صدا درآمدن زنگ/زنگ های ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an alarm bell sounds: [استعاری] به صدا درآمدن زنگ/زنگ های ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an alarm bell rings: [استعاری] به صدا درآمدن زنگ/زنگ های ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an alarm bell goes off: [استعاری] به صدا درآمدن زنگ/زنگ های ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to raise alarm bells: [استعاری] ایجاد نگرانی بخاطر حس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to ring alarm bells: [استعاری] ایجاد نگرانی بخاطر حس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to set off alarm bells: [استعاری] ایجاد نگرانی بخاطر حس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to sound alarm bells: [استعاری] ایجاد نگرانی بخاطر حس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to ring an alarm bell: [استعاری] ایجاد نگرانی بخاطر حس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to sound an alarm bell: [استعاری] ایجاد نگرانی بخاطر حس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to set the alarm bells ringing: [استعاری] ایجاد نگرانی بخاطر حس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to set alarm bells ringing: [استعاری] ایجاد نگرانی بخاطر حس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to ring the alarm bell: [استعاری] هشدار دادن و به صدا آمدن/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to sound the alarm bell: [استعاری] هشدار دادن و به صدا آمدن/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to sound the alarm bells: [استعاری] هشدار دادن و به صدا آمدن/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to ring the alarm bells: [استعاری] هشدار دادن و به صدا آمدن/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay charges: بصورت رسمی کسی را به انجام یک جرم/ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
laying an information: علیه کسی اعلام جرم کردن ( شفاهی یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay an information against someone: [حقوق] علیه کسی اعلام جرم کردن ▪️▪ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a claim on someone: a claim on someone ادعا علیه کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a claim on something: ادعا سر چیزی - سر چیزی ادعا داشتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring a charge home to a person: bring a charge home to a person اته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring something home to someone: [حقوق] اتهامی را گردن کسی انداختن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring something home: [استعاری] مطلبی را روشن ساختن برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay a charge: بصورت رسمی کسی را به انجام جرمی مته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bring an action against someone: bring an action against someone علی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
credit a sum to someone: credit a sum to someone مبلغی را به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deposit with someone: deposit with someone پیش کسی امانت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
discriminate against someone: discriminate against someone نسبت ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
expatriate someone: expatriate someone ترک تابعیت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go bail for someone: go bail for someone کفالت کسی را کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
inform against someone: inform against someone از دست کسی ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay an embargo on: lay an embargo on در بندر توقیف کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay down the condition: lay down the condition شرط کردن چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay hand upon: lay hand upon [حقوق] وضع ید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay on the table: lay on the table از دستور خارج کردن
٢ سال پیش