پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٣,٠٣٧)

بازدید
٧,٨٢٤
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کلید در سنسکریت klid و به معنی نرم ـ شل شدن است؛ که بعدها در زبان های هند و اروپایی و هند و ایرانی برای ابزاری که قفل را شل می کند؛ چه برای باز کردن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کرکیخان از سه بخش ساخته شده است: 1ـ کرک kark در سنسکریت به معنی خندیدن. 2 ـ میانوند ی. 3 ـ خان. و روی هم یعنی خان خندان، خانی که همیشه می خندد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کرد kord در سنسکریت کورد kurd و به معنی پرش، پریدن، جهیدن، جهش ـ جست و خیز کردن است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

قندهار در سنسکریت گندهاره gandhAra و به معنی جا یا محل عطر سازی بوده است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

قند در سنسکریت کهنده khanda و به معنی کنده شده از چغندر می باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٢

فرهنگ در اوستایی، فره ثنگ fraşang است ولی به صورت ترکیبی نیامده و جدای از هم است؛ ولی در زبان پهلوی به صورت یک واژه آمده و فرهنگ frahang شده است؛ و چ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

دمار در فرهنگ عربی ـ فارسی لاروس به معنی مرگ و نابودی آمده است؛ ولی چون در پارسی جداگانه یا با فعل کردن به کار نمی رود، و گفته نشده یا کسی نمی گوید د ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

زشت در اوستایی زِئیشو zeishu بوده و از دو بخش ساخته شده است: 1ـ زِئیش یعنی خشم. 2ـ پسوند دارندگی او. یعنی کسی که خشمگین می شود، چهره اش زشت می گردد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

استخوان در سنسکریت: استهن asthan به معنی نگهدارنده ی تن، آنچه که تن وابسته به آن است ( اَس وابسته بودن و تهَن یعنی تن، پیکر ) ؛ در سغدی: استکان astkA ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

است در سنسکریت استه asta و مونث آن استا می باشد؛ فعل آن اس as به معنی بودن است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

لنگه در سنسکریت لینگه linga و به معنی نشانه، مارک، علامت می باشد؛ و این که در پارسی به معنی جفت یا تا آمده، برای این است که یکی نشانه ی دیگری است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

لولا در سنسکریت lolā و از ریشه ی لول lul به معنی لول خوردن یا جنبیدن به این سو و آن سو ساخته شده است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

عمه در سنسکریت: امبه ambA، amba، ambe ( مادر ) ؛ و در هندی: امما ammA به معنی زن خوب بوده است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

شوهر در پهلوی shuhr و به معنی نطفه می باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

پستان: این واژه در اوستایی پَئیتی شتانَه paitiŝtāna و به معنی برآمده از جلو می باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کلماکره kalmākara در سنسکریت کرمه کره karmakara و دارای دو معنی است: 1ـ کارگر آزاد، مزدبگیر. 2ـ پیشه ور، صنعتگر؛ و این معانی نشان می دهد که یا این غا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پروین در سنسکریت پروینِی parviney و به معنی روز جشن است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ایروان iravan در سنسکریت ایراوان و به معنی دلداری است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

اسب در سنسکریت اصوه aśva و به معنی رساننده به شکوه می باشد؛ زیرا اص به معنی رسیدن و وه به معنی شکوه است. کسی که سوار اسب می شود، با شکوه دیده می شود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

اروند arvand در اوستایی: ائورونت aurvant، در سنسکریت: اروت arvat و ارونت arvant، در سغدی: اروِند arvend و در پهلوی arvand و به معنی تند، پرشتاب می با ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

آهو در سنسکریت آصو āśu ( دارای سرعتی مانند نور ) ، در اوستایی: آسو āsu؛ در سغدی: آسوک āsuk؛ در مانوی: آهوگ āhug؛ و در پهلوی: آهوک و آهوگāhug/k و به م ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

آسیا در سنسکریت با همین گویش به معنی خانه، کاژه، منزل، مسکن می باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

رئیس جمهور دو واژه ی عربی است و بهترین و زیباترین پارسی جایگزین، واژه ی ناسیکو nāsiko می باشد که در پارسی کهن ( مادها ) به کار می رفته و به معنی رئیس ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

کینه در سنسکریت کینه kina ( جای زخم ) و کهیننه khinna ( کسی که به زور خاطره ی بدی از کسی را در خود نگه داشته است؛ افسرده ) و در اوستایی: کئینه kaina؛ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کارون: این نام در سنسکریت کارونیه kārunya و به معنی ستودنی است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

فرات: این نام در اوستایی فراده frāda، و در مانوی فرات frāt و به معنی آباد کننده می باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

واویلا در سنسکریت ویهوله vihvala و به معنی آشوب، غوغا، سر و صدا می باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

مار در سنسکریت ماره māra و مونث آن مارا به معنی میراننده، کشنده است؛ که از فعل سببی مَر mar به معنی مردن ساخته شده است؛ و فعل سببی آن این گونه صرف می ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٢

کیر kir در سنسکریت فعلی است به معنی پاشیدن، بیرون ریختن، افشاندن؛ زیرا آبی که از نرینگی جانوران بیرون می آید، به صورت جهنده است؛ به ویژه اسپرم؛ این و ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

ترانه در اوستایی تَئورونه tauruna، در سغدی ترن tarn و به معنی آهنگی است که دل نرمی و شادابی می بخشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

آناهیتا در اوستایی از دو بخش ساخته شده است: 1ـ اَن an که پیشوند نفی است. 2ـ آهیته Ahita که به معنی آلودگی است؛ و روی هم به معنی نا آلوده یا پاک و بی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

برف barf در اوستایی: وفره vafra ( خوشبخت کننده ) ؛ در سغدی: وفرا vafrā؛ در پارتی، مانوی و پهلوی: vafr با همان معنی اوستایی است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

رامین در مانوی و پهلوی رامِن rāmen و به معنی آرام، آشتی جو می باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

دروغ در سنسکریت دروکته drukta و به معنی سخن تباه کننده است؛ و آبراهام لینکلن چه نیکو گفت: �دروغ شاید در کوتاه مدت به سود شما باشد؛ ولی در دراز مدت به ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

درس در اوستایی dares به معنی فراگرفتن، آموختن، نمایاندن، نشان دادن و در سنسکریت درص darś به معنی نشان دادن، نمایاندن است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

دختر در سنسکریت دوهیتره duhitre و به معنی شیر نوشاننده یا شیر دهنده می باشد؛ در اوستایی: dogda؛ در سغدی: ذوغدر żuqdar؛ و در پهلوی: doxtar و به همان م ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

پاوه pāve در سنسکریت پاوَه pāva و به معنی جای پاکی، جای دوری از گناه می باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

پارس دارای دو نوشتار و دو معنی بوده است: 1ـ در پارسی کهن ( مادها ) پارسوآ pārsuā و به معنی مرز و یا همسایه بوده است؛ زیرا پارسیان با مادها همسایه بود ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بم که نام شهری در استان کرمان است، در سنسکریت بمه bamh و به معنی بالیدن، بزرگ شدن، رشد کردن می باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

بلخ در اوستایی باخذی baxdhi، در پارسی باستان باختری baxtri، در سنسکریت بالهوه balhava، در سغدی بهل bahl ، و در پهلوی باخر baxr، باخل baxl و بخل baxl ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

اهورا در سنسکریت اسوره asura و در اوستایی اهوره ahura، در سغدی اخور axur، در پارسی باستان ائوره aura و در پهلوی اُهر ohr و به معنی هستی بخش است؛ و مز ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

اهر ahar در سنسکریت با همین گویش امروزی به معنی روز است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

ایران در پارسی باستان ( هخامنشیان و ساسانیان ) ائیریه airya، در اوستایی اَرِنَه arena ( شکوه ) و ائیریَنه airyana ( با شکوه، شکوهمند ) ، در سغدی ارِی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

آوج āvaj در سنسکریت آوچ āvac و به معنی انگیختن، برانگیختن و یا خطاب کردن می باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

عمارت واژه ای عربی است و بهتر است به جای آن واژه ی زیبای مانوی مانِستان mānestān را به کار ببریم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

فریدون در اوستایی ثرئه تئنه şraetaona و در مانوی: فردون fredon و به معنی رودخانه می باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اسکندر در سنسکریت سکنده skanda یعنی جهش کننده؛ ( در سغدی: نره سکندر narskander ) در وداها نام فرزانه ای بوده با نام سکنده کوماره skandakumāra، پسر بر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

آروشا در اوستایی ائوروشه aurusha ( سپید، درخشان ) ، در سنسکریت اروشه arusha ( رو به سرخی، مایل به قرمزی ) و در پهلوی اروس arus به معنی سپید می باشد. ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

پهلوی در سنسکریت پهلوه pahlava و به معنی همسایه ی ارجمند می باشد. همچنین در سنسکریت به ایرانیانی که در شمال باختری هند زندگی می کردند پهلوه گفته می ش ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

آرش در سنسکریت آرچ ārac و به معنی خوب آراینده، به خوبی سامان دهنده، به نیکی انجام دهنده می باشد.