پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٣,١٧٠)

بازدید
٩,٠٥٩
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

خویشاوند نزدیک. Villefort, Franz, and a few near relatives alone entered the sanctuary ویلفور و فرانز و چند تن از خویشاوندان نزدیک، داخل مقبره شدند ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

شایع: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: بلاو belāv ( کردی ) ( فرهنگ فارسی - کردی هه ژار )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

شایعات: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: بلاوان belāvān ( کردی ) ( فرهنگ فارسی - کردی هه ژار )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

اجانب: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: نناسل nanāsel ( کردی با پسوند لکی اِل ) نناسان nanāsān ( کردی ) ( فرهنگ فارسی - کردی هه ژار ) بیگانگان ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اجنبی: در فرهنگ عربی - فارسی لاروس، اجنبی از فعل اجنب ajnaba به جنوب رفت یا باد جنوب به او رسید، از او دوری گزید یا کناره گرفت معنی شده است. این واژه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

والانجرد، والوکِرد: این روستا در گویش مردم بروجرد والوکرد vālukerd و در گوگل مپ بردبل bardbol نوشته شده که گویا بردبل bardbal باشد که در زبان لکی به ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کاشف: اگر چه همتای این واژه ی عربی در پارسی یابنده است، کاشف امروزه برای کسی به کار می رود که پدیده ای علمی را که از دید دیگران پنهان مانده پیدا می ک ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مبتکر: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: نوآور ( دری ) داهینر dāhiner ( کردی )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فاقد: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: تیسا tisā ( مازنی )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مظلومیت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: ستمدیدگی ( دری ) پتوالی ( خراسانی: patavāli ) منترس mantras ( سغدی: mantraxs )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مظلوم: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: ستمدیده، ستم کشیده ( دری ) پتوال patvāl ( خراسانی: patavāl ) ( فرهنگ گویشی خراسان بزرگ، امیر شالچی )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دست نخورده، آسیب ندیده، قسر در رفته. After a close scrutiny, after hesitation and self examination, his honor at any rate came out scatheless from t ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ترک مخاصمه: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: هندیس امبسانی handis - ambasāni هندیس ( اوستایی ) : ترک امبسانی مانوی: ambasānih ) مخاصمه، خصوم ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

حیاط خلوت: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: دیادنج dyādenj ( مازنی ـ دری )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

قیمومیت: پیمانی که بر پایه آن، قانون یا کسی به دیگری قدرتی می دهد تا به نام او و برای او هر کاری که شایسته است، انجام دهد. ( Le Petit Robert 1 ) همت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنا، معنی: این واژه ی عر بی که از ریشه ی اعن ( قصد کردن ) گرفته شده که آینده آن می شود یعنی و اسم مفعول آن معناست که در پارسی معنا یا معنی نوشته می ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به تدریج: همتای پارسیاین ترکیب عربی، اینهاست: اندک اندک، رفته رفته، آرام آرام، آهسته آهسته، کم کم، به آرامی ( دری ) پاییکی pāyiki ( پهلوی: pāyikihā ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

محرم، کسی که نتوان با او عروسی کرد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

محرم، کسی که نتوان با او عروسی کرد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

محارم: این واژه ی عربی در پارسی برای رازداران به کار نمی رود و برای کسانی گفته می شود که نتوان با آنها ازدواج کرد و به دو دسته ی سببی و نسبی تقسیم می ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - محرم ( راز دار ) : همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: راز دار ( دری ) اُستیک ostik ( پهلوی ) 2 - محرم ( کسی که نتوان با او ازدواج کرد ) ( ان ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقاله: نوشته ای پژوهشی دارای موضوع و ساختاری معین که برای اثبات یا رد چیزی یا بیان یافته ای تازه و در اندازه ی کم تر از یک کتاب نوشته می شود و در مجل ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقالات ( جمع مقاله ) : همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: گوتاران gutārān ( کردی ) ناملیکان nāmlikān ( کردی )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقاله: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: گوتار gutār ( کردی ) ناملیک nāmlik ( کردی: nāmlika )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

معاصر: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: نورچیک nurcik ( سغدی ) اوامیک ovāmik ( پهلوی )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - مدار. ( خطی فرضی که که سیارات به دور خورشید می پیمایند ) همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: سورگا surgā ( کردی: surga ) یونلور yunlur ( پشتو ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( adj ) خودمدار، وابسته به خود، متکی به نفس، خودخواه، خود محور.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

جهت ( سمت ) : همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: سو ( دری ) آرک ārak ( پهلوی ) آلک ālak، ارن oron، آوخس āvaxs ( سغدی ) جهت ( برای. مانند جهت ت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

هوس: این واژه در سنسکریت اَوَس avas می باشدو دارای شش معنی است: 1ـ لطف، مرحمت، عنایت. 2ـ پشتیبانی، حمایت. 3ـ برآورد، ارزیابی، تخمین. 4ـ شادی، خوشی، ل ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زوال عقل: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: ویگان ژیریف vigān - žirif ویگان ( پارتی و سغدی ) : زوال. زیریف ( پارتی و سغدی: žirift ) ؛ عقل.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زوال: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: ویگان vigān ( پارتی و سغدی )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شایعه: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: دنگو dangu ( کردی ) اِزراو ezrāv ( سغدی: żrāv ) سامراوین sāmrāvin ( سنسکریت: sāmrāvina )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لهو و لَعِب lahvolaeb: همتای پارسی این ترکیب عربی، این است: خزتایی xaztāi ( سغدی )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

الواط: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: ترمان tarmān ( پهلوی ) ، ترمنش tarmaneŝ ( پهلوی: tarmeniŝn ) ( فرهنگ واژه ه ای پهلوی، بهرام فره وشی ) . ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عفریت: این واژه در اوستایی اَئُفرَه aofra ( زشتی و نام یک جور بیماری ) می باشد و از آن جا به عربی راه یافته است. ( فرهنگ واژه های اوستایی، احسان به ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مشهود: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: آشکار، پدیدار، نمایان، هویدا ( دری ) ونچیک vencik، ویته vite ( سغدی ) پتاک petāk ( پهلوی )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حقایق: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: آمنگان āmangān ( سغدی ) ستیان satyān ( سنسکریت: satya با پسوندپارسی جمع ان )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

میلادی: میلاد واژه ای عربی است که پسوند پارسی ی به آن افزوده شده است؛ همتای پارسی این است: آژایی ( سغدی )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسجل: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: ویستاز vistāz ( مانوی: vistāh )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تسجیل: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: اوتسا utsā ( سنسکریت: utsāha )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بشاش baŝŝāŝ: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: خوشرو، خنده رو، خوشخو، بهخو ( دری ) خنول xanul ( کردی )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قرنیه: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: تخم چشم ( دری ) رشینه reŝine ( کردی: reŝina )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

موازنه: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: برابری، همسنگی ( دری ) هاوندی hāvandi ( پهلوی: hāvandih )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پارول pārul ( پشتو ) امبند amband ( سغدی: anband ) پریل peril، رپسrapas ( سنسکریت )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از تیره ی یاسمن. The floral wreath, surrounding the shield, is Jasminum officinale ( the national flower ) and represents the floral designs used in ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ابلیس: برای ریشه ی این واژه، سه نظریه است. 1ـ برخی آن را عربی و از واژه ی البَلَس ( مرد بی خیر ) یا واژه ی اَبلَسَ ( متحیر و اندوهگین شد. از اندوه خا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نور: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: هور hur، شید ŝeyd ( دری ) روچ ruc ( اوستایی ) رچاو rocāv ( اوستایی: raocāv ) راژنگ rāžang ( اوستایی: ra ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

شلوغ: همتای پارسی این واژه ی ترکی، اینهاست: کرشو karŝu ( اوستایی ) الس olos ( بختیاری )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مهیا mohayyā: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پرهی parahi ( اوستایی ) ابگار �bgār، پساچ pasāc ( پهلوی ) پیداور peydāvar ( دری ) .