حسین فلاح

حسین فلاح کارشناس ارشد مدیریت ام بی ای

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



یاریس٠٨:٠٠ - ١٣٩٦/٠٦/٠٨یارش. اسم مصدر از ریشه یارستن و یاریدن. یاریس ( یس: ش )گزارش
2 | 1
نزم١٢:٢٩ - ١٣٩٦/٠٦/٠٤نِزم: نِم ، ذرات بسیار ریز بخار که از باران ریز تر و از ذرات بخار درشت تر است.گزارش
7 | 0
تر٠٨:٥١ - ١٣٩٦/٠٦/٠١تَر :پیشوندی است که معنی و مفهوم جابجایی را میرساند. تَرا، تَری، تران، ترانه: تر و تازهگزارش
7 | 0
تراب٠٨:٤٤ - ١٣٩٦/٠٦/٠١تر ( پیشوند جابجایی و سیًالیًت ) آب= تَراب: چکه، تَری، تَر بودن. از خانواده تَرابُش یا تَراوُش - جابجایی آب یا روغن یا هر مایعی از چیزی به چیز دیگر ی ... گزارش
0 | 1
بان١٢:١٧ - ١٣٩٦/٠٥/٣١۱. نگه دارنده؛ محافظت کننده ( در ترکیب با کلمۀ دیگر ) : پاسبان، دربان، دروازه بان، شتربان، باغبان، پالیزبان، فیلبان. ۲. صاحب؛ دارنده ( در ترکیب با ک ... گزارش
12 | 1
چلانگر٠٩:٤٣ - ١٣٩٦/٠٥/٢٩چلانگر، چیلانگر، چلنگر، چیلنگر: از ریشه چلاندن گرفته شده است و به معنی تحت فشار قراردادن است. و در اصطلاح به شغلی گفته می شود که با حرارت دادن قطعات ... گزارش
0 | 0
گمان١٤:١٩ - ١٣٩٦/٠٥/٢٤از بن مضارع گفتن ساخته شده است. گو مان= گُمان. "گویا" و" گوئیا"، هم خانواده گومان یا گُمان هستند.گزارش
18 | 1
ترگمان١٤:١٣ - ١٣٩٦/٠٥/٢٤واژه ای مشتق است که در اصل" تراگومان "بوده است. پیشوند ترا ( به معنی جابجایی و تغییر از چیزی به چیز دیگر ) گو ( بن مضارع ) پسوند مان.گزارش
30 | 1
بارمان١٤:٠٢ - ١٣٩٦/٠٥/٢٤کسی که همواره دارای فیض و رحمت است. رحمان، صفتی برای خداوند رحمانگزارش
30 | 1
بارا١٤:٠٠ - ١٣٩٦/٠٥/٢٤کسی که دارای فیض و رحمت است. فیًاض، فیض رسان، رحیمگزارش
7 | 0
ابادیس١٣:٢٥ - ١٣٩٦/٠٥/٢٤آبادیس در اصل آباددیس بوده است که حرف دال در تلفظ بیانی حذف شده است و به معنی مثل و شبیه آباد می باشد یعنی مکانی خرًَم و آباد و پُر رو نق. البته اگر ... گزارش
184 | 11
باربد١٣:٠١ - ١٣٩٦/٠٥/٢٤باربد در دو معنی و مفهوم می باشد چرا که واژه بار خود دارای دو مفهوم است یکم بار معنایی و دوم بار در مفهوم فیزیکی و مادی . در مفهوم معنوی بار یعنی : ج ... گزارش
62 | 2
بارا١٢:٥٠ - ١٣٩٦/٠٥/٢٤بارا صفت فاعلی است از ریشه بار الف ، آنچه که در خود بار دارد. قابلیت و توانایی ارزش بخشیدن را دارد. اگر باران را صفت حالیه و بامعنی رحمت و برکت و نعم ... گزارش
7 | 0