پیشنهادهای عرفان کوهپیمان (١,٣٩٢)
زامراهبردیک ( Zāmrāhbordic ) واژه ی �زامراهبرد� و جداشدگانِ اون، در نوشتارهای دانشیک و فنی بارها بکار رفتند. • سایِن ها ( nuances ) رو باهم جابجا ...
زامکانونیک ( Zāmkānunic ) واژه ی �زامکانون� و جداشدگانِ اون، در نوشتارهای دانشیک و فنی بارها بکار رفتند. • سایِن ها ( nuances ) رو باهم جابجا نشن ...
آدازشال ( Ādāzeshāl ) واژه ی �آداختن� و جداشدگانِ اون، در نوشتارهای دانشیک و فنی بارها بکار رفتند. • سایِن ها ( nuances ) رو باهم جابجا نشناسیم.
بازترازی ( Bāztarāzi ) واژه ی �بازتراختن� و جداشدگانِ اون، در نوشتارهای دانشیک و فنی بارها بکار رفتند. • سایِن ها ( nuances ) رو باهم جابجا نشناس ...
بازتراخته ( Bāztarākhte ) واژه ی �بازتراختن� و جداشدگانِ اون، در نوشتارهای دانشیک و فنی بارها بکار رفتند. • سایِن ها ( nuances ) رو باهم جابجا نش ...
فروکُنش هر واژه باید یک معنا داشته باشه؛ نه اینکه مثلاً واژه ی �عدول� رو دربرابر چند واژه ی انگلیسی بکار ببریم؛ این یعنی اینکه ما برای سایِن ها ( nua ...
همتای explode
اسکفته ( Oskafte )
آگَربش از فرهنگ ریشه شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک
زامنگاری ( Zāmnegāri )
امروز در پارسی، هم مانگ بکار می ره و هم ماه؛ و معانی اونها از هم جدا شدند. ماه: دوازده یک هر سال 📅 مانگ: کره ی مانگ 🌕 امروزگار خوشبختانه بی ابهام ...
گرز ( Gerz )
آرز ( Āraz )
اُرتانگاریک ( Ortānegāric )
بازیاختن آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم باز: re یاختن: ject واژه های مشترک هندواروپایی رو چرند ترجمه نکنیم
بازیازش چه واژه های تکراری و بی ربطی اینجا هست؛ صد بار هرکدوم رو برای هر واژه ی انگلیسی بکار بردید؛ باز هم واژه های تکراری که معنی اونها رو میدن بکا ...
درون نت ( Darunnet )
درون استات ( Darunestāt )
بَسپاریک ( Baspāric )
بلنگاریکانه ( Bolnegāricāne )
بلنگاریک ( Bolnegāric )
بلنگار Bolnegār چه چرت وپرت های بی ربطی اینجا دارم می بینم؛ خاک بر سر ما که پیشوند همریشه ای با poly در زبان مون داریم و بجای اینکه خیلی درست و شیک ...
پژانپژوهنده ( Pazhānpazhuhande )
پَژانیدهانه ( Pazhānidehane )
پَژانیدگی ( Pazhānidegi )
پَژانیده ( Pazhānide )
پَژانا ( Pazhānā )
پَژان �Opinion� با �عقیده� یکی نیست. پَژان یا opinion نگری ست که پس از بررسی و تایید دانشی می تونه به باشا �fact� تبدیل بشه اما عقیده یا باوره، نگر ...
همتای informational ( ازدایش ( information ) آل ( همریشه با al )
همتای informatic
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است ) • ⚫ واژه ی برنهاده: ابربزرگراه اطلاعاتی • ⚫ نگارش به خط لاتین: Abarbozorgrāhe ettelāāti • ⚫ ...
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است ) • ⚫ واژه ی برنهاده: اطلاعاتانه • ⚫ نگارش به خط لاتین: Ettelāātāne • ⚫ همه ی پیشنهادها براب ...
اَزدایشال ( اَزدایش پسوند آل ) ( Azdāyeshāl )
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است ) • ⚫ واژه ی برنهاده: اطلاعات • ⚫ نگارش به خط لاتین: Ettelāāt • ⚫ همه ی پیشنهادها برابرنهاده ...
ماگمای پِرمارال ( Māgmāye permārāl )
دوران پِرمارال ( Dorāne permārāl )
پِرمارال ( Permārāl )
افسوسا که چنین نهاد مهندی همچون فرهنگستان زبان و ادب پارسی، بی ربط ترین واژه رو برای �برند� برابر نهاده. ویژند از مصدر �ویژیدن� بارها بجای واژگان انگ ...
شگفته که اینهمه کاربر و مترجم نمی فهمند که همتای پارسیِ retaliate وازشتن و وازَرش و و وازَریدن هست. ترجمه های کم ربط و ناپَرسونی که اینهمه نفر گفتند ...
نهاده
به گفته ی فرهنگستان زبان و ادب پارسی، سرور والا با سپاس از این نهاد
جدا کردن، گُساندن
پِرمار
پَسوارایی
توانسته
ستاکنامِ کَردیک نیاختن نیاز شدن
دقیق، precise
سنجیدار
دماگ
مورد نیاز