exploded

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. it exploded in a second
در یک آن منفجر شد.

2. the audience exploded with laughter
حاضران از خنده ترکیدند.

3. the bomb exploded on impact
بمب به مجرد اصابت منفجر شد.

4. the grenade bounced twice and exploded
نارنجک دو بار جهش کرد و منفجر شد.

5. they mined under enemy fortifications and exploded it
آنها زیر استحکامات دشمن نقب زدند و آن را منفجر کردند.

6. The firework exploded in his hand.
[ترجمه ترگمان]وسیله آتش بازی در دستش منفجر شد
[ترجمه گوگل]آتش بازی در دستش منفجر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Fortunately the house was empty when the bomb exploded .
[ترجمه ترگمان]خوشبختانه خانه وقتی منفجر شد که بمب منفجر شد
[ترجمه گوگل]خوشبختانه وقتی که بمبی منفجر شد، خانه خالی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Bomb disposal experts exploded the device under controlled conditions.
[ترجمه ترگمان]کارشناسان خنثی سازی بمب این وسیله را تحت شرایط کنترل شده منفجر کردند
[ترجمه گوگل]کارشناسان تعمیر بمب دستگاه را تحت شرایط کنترل شده منفجر کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A 100-pound bomb exploded/went off today, injuring three people.
[ترجمه ترگمان]یک بمب ۱۰۰ پوندی منفجر شد و امروز منفجر شد و سه نفر را زخمی کرد
[ترجمه گوگل]یک بمب 100 پوند منفجر شد / امروز از بین رفته و سه نفر زخمی شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. A bomb exploded at one of London's busiest railway stations this morning.
[ترجمه ترگمان]امروز صبح بمبی در یکی از شلوغ ترین ایستگاه های قطار لندن منفجر شد
[ترجمه گوگل]امروز صبح یک بمب در یکی از شلوغ ترین ایستگاه های راه آهن لندن منفجر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. When the boiler exploded many people were injured.
[ترجمه ترگمان]وقتی دیگ بخار منفجر شد، بسیاری از مردم مجروح شدند
[ترجمه گوگل]هنگامی که بویلر منفجر شد، بسیاری از مردم مجروح شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. A bomb planted in a garbage can exploded early today.
[ترجمه ترگمان]بمبی که در یک سطل زباله کار گذاشته شده بود، امروز می تواند منفجر شود
[ترجمه گوگل]بمبی که در یک زباله کشت می شود می تواند در اوایل امروز منفجر شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The bomb and other explosive exploded.
[ترجمه ترگمان]بمب و مواد منفجره دیگر منفجر شدند
[ترجمه گوگل]بمب و دیگر انفجار منفجر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• shattered, burst, detonated, destroyed, blown to pieces; parts illustrated separately but in proper relation to one another (in a technical drawing)

پیشنهاد کاربران

منفجرشد
گسترده شد
گسترش یافت
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما