پیشنهادهای عرفان کوهپیمان (١,٣٩٢)
دُشکَرازش ( Doshkarāzesh ) �دُش� ( mis ) و �کَرازش� ( operation )
فاکَرازش ( Fākarāzesh ) �فا� ( dis ) و �کَرازش� ( operation )
بازکَراختن ( Bāzkarāxtan ) �باز� ( re ) و �کَراختن� ( operate )
بازکَرازش ( Bāzkarāzesh ) �باز� ( re ) و �کَرازش� ( operation )
زمان کَرازش ( Zamāne karāzesh )
آپینگر کرازش ها ( Āpingare karāzesh )
زاوَرْش های کَرازش ( Zāvarsh, hy karāzesh )
کَرازش گروه ( Karāzeshe goruh ) !
باغ فُرگاه کَرازش ( Bāqe forgāhe karāzesh )
واکُدگر کَرازش ( Vākodgare karāzesh )
هزینه ی کَرازش ( Hazinee karāzesh )
کَرازشیزش ( Karāzeshizesh ) �کَرازش� ( operation ) و �یز� ( ize ) و �ِش� ( ation )
فناوری کَرازش ( Fanāvarye karāzesh )
مرکز کَرازش ( Markaze karāzesh )
واکافتن کَرازش ( Vākāftane karāzesh )
کد کَرازش ( Kode karāzesh )
پژوهیدنِ کَرازش ( Pazhuhidane karāzesh )
گُنارگر کَرازش ( Gonārgare karāzesh )
کَرازش ( Karāzesh ) �کَراختن� ( operate ) و �ِش� ( ion )
کَرازا ( Karāzā ) �کَراختن� ( operate ) و �ا� ( ive )
کَرازیش ( Karāzish ) �کَراختن� ( operate ) و �یش� ( ing )
کَراخته ( Karāxte ) �کَراختن� ( operate ) و �اسم مفعول� ( ed )
کَرازگر ( Karāzgar ) �کَراختن� ( operate ) و �گر� ( er ) مثلاً در �کَرازگر نتکار تلفن همراه� که به کرازگرهای تلفن همراه گفته می شود.
کَراختن ( Karāxtan )
رده ی هسته ای ( Radee hastei )
کرازگر هسته ای ( Karāzgare hastei )
واکنش هسته ای ( Vākoneshe hastei )
تَراوَژ هسته ای ( Tarāvazhe hastei )
ترادیسش هسته ای ( Tarādiseshe hastei ) عربواژه ی �تبدیل� نمی تواند تفاوت فاحش میان تراموتش ( transmutation ) و ترادیسش ( transformation ) را ب ...
تراموتیدنی ( Tarāmutidani ) �تراموتیدن� ( transmute ) و �پسوند �ی� به وجه مصدری� ( able ) گفته می شود واژه ی �موت� یک وامستاک از لاتین می باشد ...
تراموتا ( Tarāmutā ) �تراموتیدن� ( transmute ) و �ا� ( able ) گفته می شود واژه ی �موت� یک وامستاک از لاتین می باشد که بدست انجمن بازدیسان پار ...
تراموتش ( Tarāmutesh ) �تراموتیدن� ( transmute ) و �ِش� ( ation ) گفته می شود واژه ی �موت� یک وامستاک از لاتین می باشد که بدست انجمن بازدیسان ...
تراموتیش ( Tarāmutish ) �تراموتیدن� ( transmute ) و �یش� ( ing ) گفته می شود واژه ی �موت� یک وامستاک از لاتین می باشد که بدست انجمن بازدیسان پا ...
تراموتیده ( Tarāmutide ) �تراموتیدن� ( transmute ) و �اسم مفعول� ( ed ) گفته می شود واژه ی �موت� یک وامستاک از لاتین می باشد که بدست انجمن بازد ...
تراموتیدن ( Tarāmutidan ) �ترا� ( trans ) و �موتیدن� ( mute ) گفته می شود واژه ی �موت� یک وامستاک از لاتین می باشد که بدست انجمن بازدیسان پارسی ...
شاخص همپَکِش ( Sh�xese hampakesh )
محک همپَکش ( Mahake hampakesh )
فضای همپَک ( Fazāe hampak )
کَرازگر همپَک ( Karāzgare hampak )
مدل همپک ( Modele hampak )
همپَکش ( Hampakesh ) �همپک� ( compact ) و �ِش� ( ion )
همپکیده ( Hampakide ) �همپک� ( compact ) و �اسم مفعول� ( ed )
همپکَر ( Hampakkar ) �همپک� ( compact ) و �گر� ( er )
جمعوجور ( Jamojur )
گذشتنیگی ( Gozashtanigy ) �گذشتنی� ( passable ) و �یگی� ( ility )
گذشتنی ( Gozashtani ) �گذشتن� ( pass ) و �پسوند �ی� به وجه مصدری� ( able )
گذرکُد ( Gozarkod ) �گذر� ( pass ) و �کُد� ( code )
پویانما ( Puyānemā )
پویانموده ( Puyānemude )
پویانمایی ( Puyānemāiy )