اصغر آقا

اصغر آقا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



convulsion٠٣:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٠از خنده پاچیدن !گزارش
2 | 1
revisionist١٨:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩( GRE ) revisionist = innovativeگزارش
14 | 0
slackened١٨:٢٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩از شدت چیزی کاستن گزارش
7 | 0
bludgeon١٣:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩تحمیل کردن - مجبور کردن The verb bludgeon is also used metaphorically to mean to roughly coerce or force someone to do something as if you had a blu ... گزارش
5 | 0
promulgate٢٣:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥رسما قانون را به اجرا دراوردن to officially put a law into effect. Your state may announce a plan to promulgate a new traffic law on January 1st.گزارش
9 | 0
tamper٢٠:٥١ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠جناب فرهاد سلیمان نژاد معنی واژه temper رو نوشتند ! tamper :alter or mess with something, usually for a bad reasonگزارش
9 | 0
exacted١٨:٠٤ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦Demandedگزارش
5 | 0
umbrage١٧:٣٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦گوش کن ببین اصغر اقا چی میگه! ریشه این کلمه از umbrella میاد - کار چتر چیه ؟ محافظت از ادمی ک زیر چتر هست ! فرض کن شما عاشق حیوانات هستی، بعد میان به ... گزارش
30 | 1
exuberant٢٠:٤٦ - ١٤٠٠/٠٤/١٥شنیدید میگن در فلان جای طرف عروسیه؟ بهترین کلمه ای که میشه این دوستمون رو باهاش توصیف کرد همین کلمه س مثل این حالت: When the bell rings on the last d ... گزارش
32 | 1
fraught١٧:٠٩ - ١٤٠٠/٠٤/١١filled with something — often something bad. گزارش
2 | 0
unalloyed١٢:٣٣ - ١٤٠٠/٠٤/١١نامحدود ( GRE ) syn: unqualifiedگزارش
18 | 0
deprecatory١٥:٥١ - ١٤٠٠/٠٢/٣١ارزش چیزی را کم جلوه دادن ( Detracting )گزارش
0 | 0
standstill٢٣:٣٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥بن بست گزارش
12 | 1
round about٢٣:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥چند پهلو - مبهمگزارش
5 | 1
ballyhooed١٦:٥٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٨flamboyant publicity. - talked about in exaggerated wayگزارش
2 | 0
entranced٢٠:٥٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٥مجذوب - شیفته syn: captivatedگزارش
14 | 0
abstemiousness١٨:٠٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٤خودداری و پرهیز ( خصوصا عیش و نوش ) A new television documentary focuses on of the prime minister’s defining contradiction, portraying her as a woma ... گزارش
7 | 1
vindication٠٤:٥٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٤تبرعه شدن - رفع اتهامگزارش
7 | 0
treat٢٢:١٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٩در نظر گرفتن ( ( greگزارش
21 | 1
flamboyance٢٠:٢٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٩- خیلی تو چشم ، جلب توجه کننده، نمایشی دقیقا مثل وقتی ک ی هنرمند از پشت میپره وسط استیج !گزارش
12 | 1
contrived٠٢:٤٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٧گر چیزی را مشاهده کردید که به نظر fake باشه ( چون از پیش برنامه ریزی شده ) ، آنراcontrived بنامید. مثلا اگر می توانید دقایق پایانی فیلم ساخته شده برا ... گزارش
23 | 0
elitist١٤:٣٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٤اونی ک فکرمیکنه از همه بهتره - کلاس میذاره ، افاده ایه syn : snob گزارش
28 | 1
betray١٥:٠٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٣قار و قور کردن شکم شما ، گرسنگی شما رو betray میکنه ! ( لو دادن ) که ی جورایی خیانت هم محسوب میشه !گزارش
32 | 0
leverage١٠:٥٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٣دست بالا داشتنگزارش
12 | 1
ebullient٠١:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/٢١سرمستی بی حد و حصرگزارش
2 | 0
dissolution٢٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٠ی زندگی ک مملو از فسق و فجور و صفا سیتی ! باشه . Many Roman emperors were known for their dissolution, indulging in unspeakable desires of the flesh.گزارش
21 | 1
raillery٢٠:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٢٠ی نوع شوخی همچین mellow ! ک طرف شاکی نشه = ( light teasing )گزارش
5 | 1
field١٦:٥٦ - ١٤٠٠/٠١/١٩دنبال کردن Early on in my job, I started to field a steady stream of calls and emails, usually from parents asking for advice. ( New York Times ) ... گزارش
2 | 1
get sth of the ground١٧:٤٦ - ١٤٠٠/٠١/١٧if a plan or activity gets off the ground or you get it off the ground, it starts or succeedsگزارش
2 | 0
self effacing١٦:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/١٥کسی ک دوست نداره جلب توجه کنهگزارش
21 | 1
hauteur١٤:٢٦ - ١٤٠٠/٠١/١٥پرافادگی ( دیدید مثلا اینایی ک به ی پول و پله ای میرسن پاک یادشون میره کی بودن؟؟؟ اینا سرشار از hauteur هستنگزارش
7 | 0
vaunt١٤:١٥ - ١٤٠٠/٠١/١٥show off when you exaggerate your greatness, you vaunt to the point of no longer seeming so great گزارش
7 | 0
qualify٠٣:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/١٥محدود کردن ( GRE Verbal )گزارش
18 | 1
appurtenant٠٣:٣٣ - ١٤٠٠/٠١/١١چیزی کappurtenant باشه ، کمک کننده و پشتیبانه ! Something that is appurtenant helps or supports something else. Good physical health is appurtenant ... گزارش
14 | 0
lacerate٢٢:٤٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٢روح و روان کسی رو نابود کردن = distressگزارش
12 | 0
vitriolic٢٠:١٤ - ١٣٩٩/١٢/١٩دیدید بعضیا ی حرفی بهت میزنن " آتیییییییش " میگیری؟ آآآ باریکلا این حرفی ک بهت زده شده ، Vitriolic بوده : ) )گزارش
23 | 1
portentous٢٠:٠٦ - ١٣٩٩/١٢/١٩نحس - بدشگون گزارش
12 | 0
sententious٢٣:٥٠ - ١٣٩٩/١٢/١٠اگ ی نفر سس شعر فلسفی با چاشنی پند و اندرز تفت بده , سخنرانیش sententious هست !گزارش
37 | 0
protean٢٣:٢١ - ١٣٩٩/١٢/١٠تطبیق پذیر - همه فن حریف syn:versatileگزارش
16 | 0
expurgate٢١:٣٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٨کاری ک عموووو سانسورچی میکنه !!!! گزارش
25 | 0
arch١٨:١٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٨someone who makes fun !!!!! The baroness was arch, making playful asides to the townspeople; yet because they couldn't pick up on her dry humor, th ... گزارش
14 | 1
handed over١٩:٠٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٧محکوم شدنگزارش
12 | 0
sullen١٩:٢٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٦غیر معاشرتی کسی ک خوش مشرب نباشهگزارش
14 | 0
surge١٧:٤٤ - ١٣٩٩/١٢/٠٥جریان ناگهانی و شدیدگزارش
14 | 1
sobering١٧:٣٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٥نگران کننده - گزارش
23 | 0
amid١٦:٠٤ - ١٣٩٩/١٢/٠٥تفاوت amid و ( amongst ) among among برای نام های قابل شمارش استفاده میشه : “I stood among a group of friends. ” amid برای نام های غیر قابل شمارش : ... گزارش
67 | 1
malediction٢٠:٣٠ - ١٣٩٩/١٢/٠٢طلسم - نفرین گزارش
12 | 0
notorious٢٠:١٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٢معروفیتی ک ناشی از چیز بد باشه !گزارش
39 | 0
iniquitous٢٣:٤٢ - ١٣٩٩/١١/٣٠Islamic Republic of . . . .گزارش
69 | 0
novelistically١٦:٠٢ - ١٣٩٩/١١/٢٥typically گزارش
7 | 0