پیشنهادهای دکتر محمد امین شیخ رشیدی (٣٩٣)
حیّز: وضع ، حالت ، وضعیت و موقعیت حیزانتفاع: موقعیت و وضعیت نفع بردن یا نفع دادن ،
طیّ : از طریق ، برابر ، بموجب مانند: طی دوفقره چک: بموجب دو فقره چک
واردشدن ، دخالت کردن ، رسیدگی کردن
فراگیر : فراگیرنده که دارای معانی ذیل است: ۱ - شامل ، جامع ، دربردارنده ، دربرگیرنده مانند : وضع فراگیر : وضع شامل و جامع ۲ - تحت فراگیری ، تحت یادگ ...
جذابیت فوق العاده و منحصر به فرد که آثار اجتماعی دارد
سَبک:روش خاص با ویژگی های متمایز در بیان افکار و مطالب مانند سبک ادبی ، سبک حقوقی
استفاده غیر اخلاقی یا غیر قانونی
گاهگاهی
ادیان و مذاهب
بازنگری و تجدیدنظر کردن در سخن خود
مجموعه اندیشه ها ، اعتقادات و افکار یگ گروه مانند: مکتب اسلام که مجموعه ای از اعتقادات و افکار و اندیشه های دین اسلام است
سهل انگاری و بی خیالی
پر پایه، بر اساس ، بر شالوده ، مبتنی بر، مبیّن و بیان کننده امری بودن
راجع به ، مربوط به ، در مورد ، پیرامون
جدا کردن حصص شرکاء در مال مشاع که آنرا تقیسم هم می گویند
زیادت در هر چیز که موجب برتری و تمایز آن می شود
مزیّت :زیادت در چیز که موجب برتری آن شود ، فضلیت
رنگ ، ویژگی
تجزیه دین به اجزاء مساوی یا نامساوی بر حسب زمان ایفاء دین
رد و بدل عوض و معوض در عقد بیع همزمان با یکدیگر است ( یداًبید ) بایکدست بدهد و بادست دیگر بگیرد. منبع: مبسوط در ترمینولوژی جلد دوم حق تالیف استاد دک ...
تفویض اختیار یا اعطای اختیار یا واگذاری اختیار ، دادن اختیار به دیگری است در حقوق خصوصی و عمومی
محرز کردن شایستگی ، معلوم کردن و اثبات شایستگی است
مقتضی غرامت را مغرم گویند
موجود زنده، جاندار
میانگین عمر افراد جامعه
تفهیم کردن ، آگاه کردن از موضوع
آنچه از باطن سخن برداشت می شود
بسط و گسترش معنایی
برداشت یا تصور
چیزی که فهمیده شده و نتیجه گیری شده
دچار سوءتفاهم شدن، برداشت نادرست کردن
دوزاری کسی افتادن: متوجه شدن ، فهمیدن
دور آگاهی، ارتباط ذهنی یا احساسی دو نفر از راه دور بدون هیچ وسیله ای
به همین خیال باش،
ذهن وقاد: ذهن تیز فهم
سؤ تدبیر: درست فکر نکردن و تصمیم گیری نادرست منبع : فرهنگ موضوعی فارسی تألیف استاد بهروز صفر زاده
اگر دویاچند شخص از یک کلمه یا از یک موضوع فهم یکسانی داشته نباشد بطوریکه برای هر یک مفهوم و معنی واحدی وجود نداشته باشند سوءتفاهم حاصل می شود
هرعمل نکوهیده را عدوان و هر عمل پسندیده را احسان می گویند
انجام عملی که بموجب قرارداد و یا عرف برای حفظ مال غیر لازم است
ترک عملی که بموجب قراداد ویا عرف برای حفظ مال غیر لازم است
دگرگون کردن ، عوض کردن
بر اثر: در پی ، در نتیجه
کشک خود را ساییدن: دنبال کار خودبودن و در کار دیگران دخالت و فضولی نکردن
ممنوع التصرف: صفت اشخاص یا اموال است ۱ - وصف اشخاصی است که از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع می باشند مانند محجورین ، دیوانه نمی تواند در اموال ...
کنایه از ایجاد توطئه برای برکنار کسی از شغل یا کاری یا موقعیت شغلی کسی را به خطر انداختن
اکل مال غیر به باطل : هرنوع تصرف به ناحق در مال غیر
تصاحب کردن جهان ، تصاحب کردن منابع کشورهای دیگر
هرچیز خوب و مفید نعمت است
اجرای حکم: عمل کردن به مفاد حکم ، عملی کردن مدلول حکمی که از مرجع صالح صادر شده است