داود رمضانی

داود رمضانی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



on the level١٨:٣٦ - ١٤٠١/٠٧/٠٤بی شیله پیلهگزارش
0 | 0
line١٩:٠٢ - ١٤٠١/٠٦/٢٤تعریف الکی از کسی یا چیزی کردنگزارش
0 | 0
debutante١٧:٠٧ - ١٤٠١/٠١/١٤دختر اشراف زاده ( که میخواد با زندگی اجتماعی آشنا بشود )گزارش
9 | 0
what in the name of time١٠:٤٢ - ١٤٠١/٠١/١٤پناه بر خدا، محض رضای خداگزارش
5 | 0
go over big٠٩:٠٢ - ١٤٠١/٠١/١٤پیشرفت کردن، بسیار مورد توجه قرار گرفتنگزارش
7 | 0
mood٢٠:٢١ - ١٤٠١/٠١/١٣مناسب حالگزارش
12 | 1
goldfish bowl١٨:٣٠ - ١٤٠١/٠١/١٢کنایه از بسیار تحت نظر بودن، به راحتی دیده شدن، هست و نیست کسی در معرض دید عموم قرار گرفتن ( مثل ستاره های سینما ) شرایطی که همه از کارت سر دربیارن ... گزارش
7 | 0
wisecrack١٣:٠٥ - ١٤٠١/٠١/٠٥کلی گوییگزارش
7 | 0
tell١٨:٤٤ - ١٤٠١/٠١/٠٤پیشگویی کردن، ادعا کردن وانمود کردنگزارش
9 | 1
tear down١٨:١٥ - ١٤٠١/٠١/٠٤ریشه کن کردنگزارش
7 | 0
folding١٢:٢٥ - ١٤٠١/٠١/٠١جمع کردن، جمع و جور کردنگزارش
7 | 0
rigged٢١:٤٧ - ١٤٠٠/١٢/١٥جعل کردنگزارش
12 | 0
stretch one's legs٢٠:٠٠ - ١٤٠٠/١٢/١٥نرمش کردنگزارش
7 | 1
out of it٢٢:٤٠ - ١٤٠٠/١٢/١٤معذور بودن ( در کاری یا تصمیمی )گزارش
9 | 0
can't help noticing٢٣:٠٤ - ١٤٠٠/١٢/٠٥انتظار چیزی یا کسی را نداشتن ( در صورتیکه بعید هم نیست )گزارش
7 | 0
creep up on١٩:٢٠ - ١٤٠٠/١٢/٠٤احاطه کردن به کسی یا چیزی ( بصورت آرام و خزنده )گزارش
9 | 0
horseman١٩:٠٨ - ١٤٠٠/١١/٢٩چابک سوارگزارش
5 | 0
strip١٨:٢٩ - ١٤٠٠/١١/٢٩در موارد نادر کلبه یا آلونکگزارش
5 | 0
turn over١٩:٥٥ - ١٤٠٠/١١/٢٠واگذار کردن - مثلا امتیاز سهام یا ایده ایی رو به کسی واگذار کردنگزارش
21 | 0
take liberties٢٠:٤٤ - ١٤٠٠/١١/١٨بدون تعارف کاری را انجام دادن - تعارفات را کنار گذاشتنگزارش
7 | 0
fruit١٤:١٣ - ١٤٠٠/١١/١٦در موارد نادر به معنی چیزیکه اول صبح میخورن نزدیک به صبحانه به معنی ناشتاییگزارش
7 | 1
take the plunge١٨:١٥ - ١٤٠٠/١١/٠٥ابتکار عمل رو به دست گرفتنگزارش
7 | 0
backup١٩:٤١ - ١٤٠٠/١١/٠٣پشت گرمی داشتن - دلگرمی - بعضی موار به معنی امید داشتن به چیزی در دور دستگزارش
7 | 0
peeling١٨:٥١ - ١٤٠٠/١٠/٢٨داوطلب شدن - پیش افتادنگزارش
7 | 0
thanks for asking us١٩:١٣ - ١٤٠٠/١٠/٢٧از حمایت شما متشکرمگزارش
5 | 0
lying on one's back١٩:٢٦ - ١٤٠٠/١٠/٢٦دراز به دراز خوابیدن - ولو شدن به پشتگزارش
5 | 0
off your rocker١٩:٤٦ - ١٤٠٠/١٠/٢٤عقلشونو از دست دادنگزارش
5 | 0
count٢١:٢٧ - ١٤٠٠/١٠/٢٣پیش بینی کردنگزارش
7 | 1
are you game enough٢١:٠٣ - ١٤٠٠/١٠/٢٠به اندازه کافی دل و جرات داری؟گزارش
2 | 0
i'm free١٨:٣٠ - ١٤٠٠/١٠/٠٩مجردم، از هفت دولت آزادمگزارش
14 | 1
have a mind of it's own١٩:٢٩ - ١٤٠٠/١٠/٠٥عقیده خودرو داشتن، افکار مستقل داشتنگزارش
5 | 0
bucket١٩:٤٩ - ١٤٠٠/١٠/٠١ابوقراضه، قارقارکگزارش
9 | 1
break up١٩:٢٨ - ١٤٠٠/٠٩/٢٨فیصله دادنگزارش
5 | 1
bloody١٦:٣٩ - ١٤٠٠/٠٩/٢٨گاهی در حالت صفت به معنی ( بی پروایی ) و ( بی احتیاطی ) هم میآیدگزارش
9 | 0
singsong١٧:١٥ - ١٤٠٠/٠٩/٢٦هم آوازیگزارش
5 | 0
show٢٠:٤٦ - ١٤٠٠/٠٩/٢٤نوبت - دورگزارش
9 | 1
toothache٢٠:٣٩ - ١٤٠٠/٠٩/٢٤سرافکندگی - شرمندگی - خجالت زدگیگزارش
5 | 0
have a go١٩:٤٠ - ١٤٠٠/٠٩/١٦ریسک کردنگزارش
2 | 1
get carried away١٩:٤٩ - ١٤٠٠/٠٧/١٠در پوست خود نگنجیدن - خیلی هیجانزده شدنگزارش
9 | 0
cowhand٢٠:٣٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧قپی در کردن - دروغ شاخدار I don't see nothing funny in her talking like a cowhand منکه چیز خنده داری تو حرف زدنش مثل دروغ گفتن ( خالی بندی ) نمیبینمگزارش
2 | 0
good name٢٠:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥آبرو - وجههگزارش
7 | 0
consideration٢٠:٠٤ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥احترامگذاشتنگزارش
2 | 1
intimate٢٠:٢٠ - ١٤٠٠/٠٦/٠٢در پرده چیزی رو گفتن - گوشه ایی زدن به مطلبیگزارش
7 | 0
dry up٢٠:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٢١آرام شدنگزارش
5 | 1
silly about him or her١٩:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢١عاشق کسی بودنگزارش
7 | 0
ears are burning١٨:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٨غیبت کسی را گفتنگزارش
7 | 0
quite calmly٢٠:١٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٧از گفتن چیزی اکراه داشتن - از گفتن چیزی ابا کردنگزارش
7 | 0
offend١٧:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/١٥اسائه ادب - بی احترامیگزارش
7 | 0
he'd have to go around to the side door١٩:٠٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩او باید وقت قبلی بگیرهگزارش
7 | 0
good for you٢٠:١٣ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠به صلاح توست مناسب توستگزارش
12 | 1