پیشنهاد‌های داریوش آریافر (٤٥)

بازدید
٨٦
تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه های گسترش و پراکنش و رواگ[رواج]برابر نهاده های اشاعه هستند

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ﻫﻤﻪ ﺑﺎﺩ ﺑﺮﻭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﻧﺪﺭﯾﻦ ﻃﺒﻊ ﻧﮑﻮﻫﯿﺪﻩ ﺑﺴﯿﻠﯽ ﺳﺮﺥ ﮐﺮﺩﺳﺘﯿﻢ ﺭﻭﯼ ﺯﻋﻔﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ [ پروین اعتصامی] باد بروت یا باد سبلت ( سبیل ) کنایه از نازش و لافزنی و خودستایی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خوراکی برابر با یک هنگام خوراکی از ناهار یا شام را نواله می گویند

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیهوده، سرکش، گرانبار، یک دنده، فرومایه، ستمگر، گستاخ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در پاسخ وهسودان مرزبان که شادروانان معین و عمید تاخته که چرا تا این اندازه از واژه شناسی دورند و همگنان را همه و همگان دانسته اند باید گفت این درست ت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اُهتوخَوشی در شاهنامه به چم دست ورز ( صنعتگر ) و سازنده آمده است و واژه ای اوستایی است: چهارم که خوانند اهتوخوشی *** همان دست ورزان با سرکشی[ شاهنامه]

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زبد ، ناسرگی و خاشاک و غش و آلودگی و کفی که پس از غوطه ور کردن طلا در تیزاب روی آن می آید، چنانکه در قرآن و مثنوی آمده: بهر آن است امتحان نیک و بد تا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

جُفا به چم نخاله و خاشاک و ناسرگی و غش و آمیختگی می باشد چنانکه در مثنوی آمده: بهر آن است این ریاضت وین جفا تا برآرد کوره از از نقره، جُفا ( مثنوی۱/۲ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اندوهبار، گلوگیر،

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زخم درای به چم کوبش و نواختن پتک آهنگریست چه زخم و زخمه به چم کوبش و نواختن و درای چنانچه شادروان دهخدا در یادداشتی آورده اند به چم پتک آهنگریست که ت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناهماهنگ، ناهنجار، ناهمگون، ناخوانا، ناهمساز کشیدش سراپای یکسر دوال سپهبد برید آن سر ناهمال فردوسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شمارگذاری، ساز و برگ، توانمندی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

زور آوری، فرسختی، تندی، سرسختی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باره، جستار، درون مایه درون آخته، زمینه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تودگی برابر نهاد پلرسی خوبی برای جسم تازی ست، اجسام: تودگان، تن، جسمانی: تنادگی، در هم پیچیدگی عضلات : تنودگی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سامان، پیایش، آراست و آرایش، چینش،

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قوچ شاخدار جنگلی سه شاخ که می توان از آن سواری گرفت و در اساطیر پارسی به اسب منوچهر پادشاه پیشدادی پارسی نامدار است [اساطیر ایران باستان، عصمت عرب گل ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

اوساط: میانه ها، میانگان اوساط مردم، اوساط ناس:شهروندان ، میان مایگان، مردم شهری

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

روان سازی، کاراسازی کارساز کردن، کارسازی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویان و ویانا واژه ای از پارسی میانه به چم خیمه هست و به این کارورزی در زمان ساسانیان ویان گر می گفتند به چم خیمه ساز ، واژه ی کهن وین ( پایتخت اتریش ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد

ویان واژه ای از پارسی میانه به چم خیمه هست و به این کارورزی در زمان ساسانیان ویان گر می گفتند به چم خیمه ساز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

زبان آوا می تواند بهترین برساخته برای واژه ی لهجه باشد چه آنکه لهجه آواهای گوناگونی است که ما در سخن گفتن به یک زبان داریم همچون زبان_ آوای سپاهانی ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

سرینگی به مانای سر بودن و برتری داشتن برابر نهاد شایسته ای برای اولویت است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

واژه های ویژند_ اسم مصدر ویژیدن_ به مانای ویژه شده و نام نشان_ از آنجایی که هر برندی همراه با لوگو عست و برند نام آن نشان ( لوگو ) هست_ نام_نشان هم م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خود والایی، خود ارجی، خویش والایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سازگاری و سازشگری خردمندانه و دادگرانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شایسته ترین و درست ترین برابر نهاده ی ریل واژه ی درست راه آهن هست که هنوز هم گفته می شود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

همان گونه که به ریل راه آهن گفتیم و بسیار درست و به جا هست و واژه ی ماردیس رو بسیاری به جای قطار برای جنبش و جابجایی مارگونه ی قطار پیشنهاد دادند به ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

"گم مردی" به معنای روزگاری که در اون مردان تو گویی که گم و ناپیدا هستند از این جهت گمان می کنم نیم بند ( عبارت ) " گم مردی" که رساتر و درست تر از واژ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دارفر[دار فر] دار به معنای درخت، سرا، خانه، سرزمین فر به معنای شکوه و فرهمندی دارفر به معنای شکوه درخت، خانه ی شکوهمند، فر درخت، شکوه سرزمین، سرزمین ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

جای نهشت، جای گردانی، جای آوری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به پندار من واژه های والایی، والایش، والاگهری، آریامنشی_واژه ی آریا در زبان پارسی باستان و اوستایی به مانای شریف، نجیب و والاگهر و نیک گهر می باشد_به ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به باور من بهترین واژه ی برابر نهاده برای واژه ی ادامه که خود از ریشه دوام است و بن مایه ای ایرانیی_اوستایی_دارد واژه های ۱ - روند ۲ - روندگی ۳ - از ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

گزاره، گزارش، نوید و در حالت کلی آگهی بهترین برابر نهاد سره پارسی برای خبرت با استناد به این سروده ی مولوی: اقتضای جان چو ای دل آگهی ( خبر ) ست هر که ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

جنونست شجاعت میندیش و درانداز چو شیران و چو مردان گذر کن ز غری ها ( غزلیات شمس ) غری به حرامزادگی و پست بدرستی نیز می باشد چونانکه زادغر به معنی حر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

زمین کشت نشده که به آن آیش نیز می گویند آییش به لهجه ی مازنی است در فارسی زمین آماده کشت را آیش گویند

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

فاضلاب چنانکه می گوییم" آب حمام مفت فاضلاب" از کتاب دوازده هزار مثل فارسی دکتر ابراهیم شکورزاده بلوری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

فاضلاب

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

هر چیز دراز و کج را عوج گویند مثل عوج رفته بالا ( عوام ) یعنی بسیار بلند و بدقواره و کج است

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

مطلبی که در فرهنگ عمید در توضیح خوید آمده است کاملا غلط است چراکه اتفاقا به گندم خوشه بسته ی نارس خوید می گویند که قابل خوردن و پختن باشد از همین روس ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

نه بید بار دهد نه خوید خار دهد ( ضرب المثلی در روستاهای اصفهان ) خوید بر وزن خید به معنای بوته ی گندم و جو نارس_بیشتر برای گندم نارس کاربرد دارد_ سب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

بلندا، فرازنای، ستیغ

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

پندار پردازی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

فنی بلد کردن، آواره کردن، از شهر و دیار بیرون راندن

١