brain storming


ذهن انگیزی کردن، (در مورد چند نفر) فکرهای خود را روی هم گذاشتن، (قدیمی) تشنجات مغزی و عصبی، آشفتگی های ناگهانی مغزی، فکر بکر، الهام ناگهانی، اندیشه ی ناگهانی و سازنده، طوفان مغزی، (امریکا) گردهمایی که در آن همه (بدون در نظر گرفتن ارشدیت یا نوبت) چاره ها و اندیشه های خود را ابراز می کنند، مشکل گشایی گروهی، اندیشه گشایی، تبادل اندیشه
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a spontaneous and unrestrained discussion by a group of people for the purpose of generating new ideas or solving problems.

- Two hours of brainstorming resulted in a new design for the company's logo.
[ترجمه ترگمان] دو ساعت طوفان فکری به طراحی جدید برای لوگوی این شرکت انجامید
[ترجمه گوگل] دو ساعت از طوفان مغزی منجر به طراحی جدیدی برای لوگو شرکت شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Methods We apply brain storming in nursing discussion of dead cases, all the nurses do their best to put forward the problems and find the way to solve problems.
[ترجمه ترگمان]روش های ما مغز را در بحث در مورد موارد مرده به کار می بریم، همه پرستاران بهتر عمل می کنند تا مشکلات را مطرح کرده و راه حلی برای حل مشکلات پیدا کنند
[ترجمه گوگل]روش ها ما از طوفان مغزی در بحث پرستاران در مورد موارد مرده استفاده می کنیم، همه پرستاران بهترین کار را برای پیش بردن مشکلات و پیدا کردن راه حل مشکلات می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. While we're brain storming, why not develop Flex and AIR applications using the Java language?
[ترجمه ترگمان]در حالی که ما به حمله به مغز می پردازیم، چرا استفاده از زبان جاوا را توسعه ندهیم؟
[ترجمه گوگل]در حالی که ما مغز طوفان می کنیم، چرا برنامه های فلکس و AIR را با استفاده از زبان جاوا توسعه نمی دهیم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The brain storming group should receive a simple explanation of the problem.
[ترجمه ترگمان]گروه هجوم به مغز باید توضیح ساده ای از این مشکل دریافت کند
[ترجمه گوگل]گروه طوفان مغزی باید یک توضیح ساده از مشکل دریافت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The application of brain storming in nursing discussion of dead cases is beneficial for standardizing nursing activity, ensuring nursing safety, enhancing firstaid skills and nursing quality.
[ترجمه ترگمان]کاربرد هجوم مغز در بحث پرستاری از موارد مرده برای استانداردسازی فعالیت پرستاری، تضمین ایمنی پرستاری، افزایش مهارت ها و کیفیت پرستاری مفید است
[ترجمه گوگل]استفاده از طوفان مغزی در بحث پرستاران از موارد مرده مفید است برای استاندارد سازی فعالیت پرستاری، اطمینان از ایمنی پرستاری، افزایش مهارت های اولیه و کیفیت پرستاری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Listen to tape and finish a brain storming chart.
[ترجمه ترگمان]به نوار گوش دهید و چارت storming مغز را تمام کنید
[ترجمه گوگل]گوش دادن به نوار و پایان نمودار مغز طوفان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Listen to the tape and finish a brain storming chart.
[ترجمه ترگمان]به نوار گوش بده و یه نقشه عصبی مغز رو تموم کن
[ترجمه گوگل]گوش دادن به نوار و پایان نمودار مغز طوفان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Brain storming can effectively improve the nurses positivity, as a result, nursing quality is effectively enhanced.
[ترجمه ترگمان]حمله مغز به طور موثر می تواند مثبت ها را بهبود بخشد، در نتیجه، کیفیت پرستاری به طور موثر افزایش می یابد
[ترجمه گوگل]طوفان مغزی می تواند به طور مؤثر مثبت شدن پرستاران را بهبود بخشد، در نتیجه کیفیت پرستاری به طور موثر افزایش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Right. This is the way of brain storming. sentence dictionary
[ترجمه ترگمان]بسیار خوب این روش حمله به مغز است فرهنگ لغت
[ترجمه گوگل]درست این روش طوفان مغزی است فرهنگ لغت جمله
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Branding brain storming: How China brands enter World Brands Club?
[ترجمه ترگمان]هجوم تجاری به نام تجاری: چگونه برند های چین وارد باشگاه تجاری World می شوند؟
[ترجمه گوگل]برندسازی مغز طوفان چگونه مارک های چینی وارد باشگاه مارک های جهانی می شوند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Results Brain storming can effectively improve the nurses positivity, as a result, nursing quality is effectively enhanced.
[ترجمه ترگمان]نتایج حمله مغز به طور موثر می تواند مثبت ها را بهبود بخشد، در نتیجه، کیفیت پرستاری به طور موثر افزایش می یابد
[ترجمه گوگل]نتایج طوفان مغزی می تواند به طور مؤثری مثبت بودن پرستاران را بهبود بخشد، در نتیجه کیفیت پرستاری به طور موثر افزایش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. We apply brain storming in nursing discussion of dead cases, all the nurses do their best to put forward the problems and find the way to solve problems.
[ترجمه ترگمان]ما از مغز برای حمله به بحث در مورد پرونده های مرده استفاده می کنیم، همه پرستاران نهایت تلاش خود را می کنند تا مشکلات را مطرح کرده و راه حلی برای حل مشکلات پیدا کنند
[ترجمه گوگل]ما در حال بحث در مورد پرونده های مرده است که در پرستش از مغز استفاده می کنیم، همه پرستاران بهترین کار را برای پیش بردن مشکلات و پیدا کردن راهی برای حل مشکلات می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. B: Right. This is the way of brain storming.
[ترجمه ترگمان]ب: درست این روش حمله به مغز است
[ترجمه گوگل]ب راست این روش طوفان مغزی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. It's the world's biggest think tank and much can come from such brain storming sessions.
[ترجمه ترگمان]این بزرگ ترین مخزن فکری دنیاست و بسیاری از آن ها می توانند از چنین جلسات هجوم مغزی بیرون بیایند
[ترجمه گوگل]این بزرگترین مرکز تفکر در جهان است و خیلی از جلسات طوفان مغزی می تواند از آن استفاده کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Please think loud; think out of the box. B: Right. This is the way of brain storming.
[ترجمه ترگمان]لطفا بلند فکر کنید؛ از جعبه فکر کنید ب: درست این روش حمله به مغز است
[ترجمه گوگل]لطفا با صدای بلند فکر کنید ذهنت رو فراتر ببر ب راست این روش طوفان مغزی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. This game is more than addictive 'a must have ' for all people like brain storming in a action environment.
[ترجمه ترگمان]این بازی بیش از اعتیاد آور است و باید برای تمام افرادی مانند مغز که در یک محیط عملیاتی حمله می کنند باشد
[ترجمه گوگل]این بازی بیش از اعتیاد آور است 'باید داشته باشد' برای همه مردم مانند مغز طوفان در محیط عمل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. Brainstorming is a good way of generating ideas.
[ترجمه ترگمان]ایده پردازی روشی خوب برای ایجاد ایده ها است
[ترجمه گوگل]طوفان مغزی راه خوبی برای تولید ایده ها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. We're having a brainstorming session on Friday.
[ترجمه ترگمان]ما روز جمعه جلسه طوفان فکری داشتیم
[ترجمه گوگل]ما در روز جمعه یک جلسه طوفان مغزی داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. We need to do some brainstorming before we get down to detailed planning.
[ترجمه ترگمان]ما باید قبل از اینکه به برنامه ریزی دقیق برسیم کمی فکر کنیم
[ترجمه گوگل]قبل از اینکه ما به برنامه ریزی دقیق برسیم، باید یک طوفان مغزی را انجام دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. The idea of a brainstorming session is to look forward.
[ترجمه ترگمان]ایده یک جلسه طوفان فکری این است که به جلو نگاه کنید
[ترجمه گوگل]ایده یک جلسه طوفان مغزی، نگاه کردن به آینده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. Convene an instant training workshop aimed at brainstorming out ten profit-making opportunities.
[ترجمه ترگمان]برگزاری یک کارگاه آموزشی فوری با هدف طوفان فکری ده فرصت کسب سود
[ترجمه گوگل]یک کارگاه آموزش فوری را با هدف آگاهی دهی ده فرصت دهی به سود ایجاد کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. Sections and departments hold brainstorming sessions and posters are displayed to encourage the climate of innovation.
[ترجمه ترگمان]بخش ها و بخش ها جلسات طوفان فکری برگزار می کنند و پوسترها برای تشویق فضای نوآوری به نمایش گذاشته می شوند
[ترجمه گوگل]بخش ها و بخش ها جلسات طوفان آمیز را برگزار می کنند و پوسترها برای تشویق جو زمین نوآوری نمایش داده می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. Brainstorming on creative tasks has been a major activity in the advertising business where it began in the 1930s.
[ترجمه ترگمان]ایده پردازی در کاره ای خلاقانه یک فعالیت عمده در کسب وکار تبلیغات بوده است که در دهه ۱۹۳۰ شروع شد
[ترجمه گوگل]طوفان مغزی در وظایف خلاق فعالیت اصلی در کسب و کار تبلیغاتی است که در دهه 1930 آغاز شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. From brand image to brainstorming, and payback to point of sale the coverage is both comprehensive and up-to-date.
[ترجمه ترگمان]از تصویر برند گرفته تا طوفان فکری، و بازگشت سرمایه به نقطه فروش، هم جامع و هم تا به امروز است
[ترجمه گوگل]پوشش از نظر نام تجاری به طوفان مغزی و بازپرداخت به نقطه فروش هم جامع و هم به روز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

24. We start brainstorming what to do: we can drive to Embassy Beach and go skinny-dipping.
[ترجمه ترگمان]ما شروع به طوفان فکری می کنیم که چه کار کنیم: ما می توانیم به ساحل سفارت برویم و لاغر شویم
[ترجمه گوگل]ما شروع به طوفان می کنیم تا بتوانیم به سوی سفارتخانه رانندگی کنیم و به لاغر شدن بپردازیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

25. We meet monthly for brainstorming and long-range planning.
[ترجمه ترگمان]ما ماهانه برای طوفان فکری و برنامه ریزی بلند مدت همدیگر را ملاقات می کنیم
[ترجمه گوگل]ما ماهانه برای طوفان مغزی و برنامه ریزی طولانی مدت ملاقات می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

26. Group brainstorming appears to inhibit creativity, not stimulate it.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که گروه طوفان فکری مانع خلاقیت می شود، نه تحریک آن
[ترجمه گوگل]به نظر میرسد فتوشاپی گروهی خلاقیت را مهار کرده و تحریک نمیکند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

27. Dan leads them through a brainstorming session during which they list these on the board for further consideration.
[ترجمه ترگمان]دن آن ها را در طول یک جلسه طوفان فکری هدایت می کند که در طی آن آن ها این افراد را برای بررسی بیشتر در این صفحه قرار می دهند
[ترجمه گوگل]دن آنها را از طریق یک جلسه طوفان مغزی می اندازد که طی آن آنها را برای بررسی بیشتر در هیئت مدیره فهرست می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

28. What followed were long brainstorming sessions that finally yielded the Foxfire magazine in its original form as a school literary magazine.
[ترجمه ترگمان]آنچه پس از آن اتفاق افتاد جلسات طوفان فکری طولانی بود که در نهایت باعث شد که مجله Foxfire به شکل نسخه اصلی خود به عنوان یک مجله ادبی مدرسه انتخاب شود
[ترجمه گوگل]پس از آن، جلسات طوفان مغزی شدید بود که در نهایت مجله Foxfire را به عنوان مجله ادبی مدرسه دریافت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

29. The college is holding a brainstorming session to look at possible funding sources.
[ترجمه ترگمان]این کالج یک جلسه طوفان فکری برگزار می کند تا به منابع مالی احتمالی نگاه کند
[ترجمه گوگل]این کالج یک جلسه طوفان مغزی را برای بررسی منابع مالی احتمالی برگزار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[بهداشت] بارش افکار
[صنعت] تعاطی افکار، طوفان ذهنی، طوفان مغزی - جلسه ای که در آن افراد مختلف با تخصص های گوناگون دور هم جمع شده و راه کارهای مختلف در مورد یک مسئله یا مشکل را ارائه می دهند.گروهی که کار آنها تفکر در مورد ایده های جدید است.

به انگلیسی

• group whose job is to think of new ideas
creative thinking and problem solving method in which a number of people get together and spontaneously contribute ideas and solutions
a brainstorming session is a meeting of people in order to develop ideas together.

پیشنهاد کاربران

ترسیم نقشه ی ذهن
ایده پردازی
ایده پردازی
اندیشه باران، طوفان فکری، یورش فکری: فن خلاقیت فردی یا گروهی است که در طی آن، با جمع آوری فهرستی از ایده ها که خودبه خود توسط اعضا تولید می شود، برای رسیدن به یک جمع بندی در مورد یک مسئله تلاش می شود. هر فرد می تواند آزادانه فکر کند و هرچه ایده به ذهنش خطور می کند را ارائه دهد. همه ایده ها بدون نقد یادداشت می شوند و سپس مورد ارزیابی قرار می گیرند. امروزه از این اصطلاح، برای اشاره کلی به تمام انواع جلسات ایده پردازی استفاده می شود.
هجوم افکار ، مشغولیت ذهنی
هم اندیشی
بارش فکری ، بارش ذهنی
هم فکری کردن
مشورت کردن با دیگران

بارش افکار، طوفان فکری
هم فکری

ایده پردازی

شاید بدترین معنی که تا به حال برای این کلمه شده همان “طوفان مغزی” باشه که بدتر از این ممکن نیست خواهش میکنم این را به عنوان معنی حذف کنید
در پژوهش
ایده نگاری
طوفان ذهنی
پندار پردازی
طوفان مغزی
ایده پردازی جمعی، اندیشه‎پرانی
انجام طوفان ذهنی
بارش فکری، ایده پردازی
جوشش فکری
طوفان فکری
بارش مغزی ( یکی از روشهای آموزش و یادگیری است که در آن اطلاعات زیادی به یادگیرنده یا مخاطب داده می شود و براساس قدرت استدلال و قضاوت نسبت به آنها تصمیم گیری می کند )
هم فکری و ایده پردازی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما