پیشنهادهای مبینا سپهوند (١٧)
بلک واشینگ اصطلاحی است که در سال های اخیر در فضای سینما، ادبیات و فرهنگ عامه بسیار شنیده می شود. یعنی بازیگری سیاه پوست را برای نقشی انتخاب کنیم که ب ...
بیماری مغزی داشتن. معنای استعاری: دیوانه شده یا عجیب رفتار کردن.
اشاره به اینکه نظر/دیدگاه/موضع فرد چیست
مردمی بودن / خاکی بودن
توافق کردن برای همکاری با فرد، گروه یا سازمانی ( به شکلی که باعث بی اعتمادی یا نارضایتی گروه دیگری بشه )
ساختگی تصنعی مصنوعی
نیت خوبی داشتن
Settled back into/on/in برای تخت، صندلی، مبل و. . . به معنی لم دادن - تکیه دادن - استراحت کردن
وقتی کسی در جواب تشکر برای انجام کاری می گه always، یعنی: همیشه باعث افتخارمه همیشه روم حساب کن وظیفه م بود همیشه درخدمتم همیشه هستم ⚠️ در واقع یک پ ...
اصطلاح: اشاره به موقعیت یا تجربه ای لذت بخش که خاطره ی خوبی رو برای فرد رقم زده و فرد آرزو می کنه که کاش باز هم تجربه ش می کرد یا کوتاه نبود. می شه ...
اسلنگ: مچ کسی رو در حال انجام کار بد یا خجالت آوری گرفتن
اسلنگ: کنایه زدن، طعنه زدن
اسلنگ: عصبانی، ناراحت، دلخور، حسود
اسلنگ: فرد ولخرج
اسلنگ: آویزون و پاچه خوار و تشنه ی توجه ( معمولاً برای مردان بکار می ره و به توجه جنس مخالف اشاره داره ) ، کودن
معنای تحت الفظی: ازم شکایت کن/کنید. معنای اصطلاح: Sue me اصطلاحیه که وقتی استفاده می شه که مایلید کاری رو انجام بدید یا نظری دارید که طرف مقابل باها ...
زمزمه کردن زیر لب گفتن