برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Canopus

Canopus

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 تخلیه کردن احساس منفی به صورت تند و غیرمنصفانه
Children give vent to their anger in various ways.
He knew that if he gave full vent to his fee ...
١٤٠٠/٠٢/٣١
|

2 dish rack: آبچکان، جا ظرفی، وسیله ای ظروف شسته شده را قرار میدهیم تا خشک شوند. ١٤٠٠/٠٢/١٥
|

3 be ​in an unpleasant situation or place that you cannot escape from
مثال:
We got stuck in traffic for over an hour.
١٣٩٩/١١/١٥
|

4 در بعضی مواقع معنی بواسیر میدهد ١٣٩٩/١٠/٣٠
|

5 نقطه بحرانی
the crisis stage in a process, when a significant change takes place
١٣٩٩/١٠/٢٦
|

6 غلو کردن حادثه یا اتفاقی ( در اخبار و تبلیغات این عمل خیلی انجام می شود )
Newspapers blew up the story.
١٣٩٩/١٠/١٥
|

7 به زحمت در پی چیزی بودن ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

8 what is different now is the speed at which migration is happening. ١٣٩٩/٠٩/٠١
|

9 به محض اینکه
as soon as=
١٣٩٩/٠٩/٠١
|

10 responsibility (for sth) lies with someone
مسئولیت چیزی با کسی بودن
The primary responsibility for development lies with the governments of the ...
١٣٩٩/٠٨/٢٥
|

11 لنت هم معنی میده
Brake pad میشه لنت ترمز
١٣٩٩/٠٨/٢٠
|

12 (of horses, dogs, and other animals) shortish and thickset; stocky
صفتی که برای توصیف فیزیک حیوانات استفاده می شود. به معنای جثه تنومند و کوتاه
١٣٩٩/٠٨/٢٠
|

13 راه پله، پلکان ١٣٩٩/٠٨/١٣
|

14 متنوع ١٣٩٩/٠٧/٢٦
|

15 If someone is of the opinion that something is the case, that is what they believe.
[formal]
Frank is of the opinion that the 1934 yacht should ...
١٣٩٩/٠٧/١٥
|

16 If you do something in advance, you do it before a particular date or event.
Syn: beforehand, earlier, ahead, previously
از پیش، از قبل
١٣٩٩/٠٧/١٤
|

17 if you have reservation about something<< you are not sure that it is entirely good/right
تردید در مورد چیزی (داشتن)
١٣٩٩/٠٧/٠٧
|

18 If you are at the cutting edge of a particular field of activity, you are involved in its most important or most exciting developments. ١٣٩٩/٠٧/٠٥
|

19 بیش از پیش ١٣٩٩/٠٧/٠٥
|

20 تایید شده، معتبر ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

21 If you send out things such as letters or bills, you send them to a large number of people at the same time.
ارسال کردن چیزی مثل نامه به تعداد زیا ...
١٣٩٩/٠٦/٣٠
|

22 هدفی را دنبال کردن ١٣٩٩/٠٦/٠٨
|

23 همان، یعنی ١٣٩٩/٠٦/٠٨
|

24 مناسبت: روز غیر رسمی پوشیدن (در ادارات) ١٣٩٩/٠٦/٠٨
|

25 منظورش ساعات غیر اداری هست مثل عصرها، شبا، آخر هفته ها... ١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

26 عصر جدید ١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

27 حشره نارس و نابالغ که بین دوره بالغ شدن و از تخم بیرون اومدن رو طی میکنه ١٣٩٩/٠٦/٠٥
|

28 وارانتی (Warranty) یا تضمین قطعات، قرارداد یا تعهدی است که سازنده کالا متعهد می گردد چنانچه بعد از اتمام گارانتی دستگاه دچار نقص فنی گردد قطعه آنرا د ... ١٣٩٩/٠٦/٠٣
|

29 بوفه، ویترین ١٣٩٩/٠٦/٠٣
|

30 گرفتن گوش
EX: Bring a packet of sweets in case your ears start to pop in the plane.
١٣٩٩/٠٥/٣١
|

31 ننگ اور، تحقیر کننده، رسوا، موجب رسوایی ١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

32 گاری،کالسکه ١٣٩٩/٠٥/٢٤
|

33 سخنرانی هنگام افتتاحیه ١٣٩٩/٠٥/٢١
|

34 دسته، گروه ١٣٩٩/٠٥/١٩
|

35 کمی بعد ١٣٩٩/٠٥/١٧
|

36 especially of a bird: move rapidly downwards through the air
پرواز سریع رو به پایین پرنده را می گویند
١٣٩٩/٠٥/١٦
|

37 گنبدی شکل ١٣٩٩/٠٥/١٤
|

38 مارپیچی رفتن، دارای حرکت مارپیچی بودن، مارپیچی بودن ١٣٩٩/٠٥/١٣
|

39 in an innovative manner
خلاقانه
١٣٩٩/٠٥/١٣
|

40 very modern; technologically advanced ١٣٩٩/٠٥/١٣
|

41 passing crisis
بحران زودگذر
١٣٩٩/٠٥/١٣
|

42 به شدت انقاد کردن و رد کردن ایده یا کاری به علت بی ارزش بودن آن

criticize severely and reject as worthless.

If you rubbish a person, th ...
١٣٩٩/٠٥/١٣
|

43 لحظه آخری
دقیقه نود
١٣٩٩/٠٥/١٣
|

44 rough outline طرح اولیه ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

45 ناشی از ١٣٩٩/٠٥/٠١
|

46 تخته سنگ بدون پوشش گیاهی ١٣٩٩/٠٥/٠١
|

47 ذخایر، منابع
Example: water supplies
منابع آب، ذخایر آب
١٣٩٩/٠٥/٠١
|

48 بسته پیشنهادی ١٣٩٩/٠٤/٣١
|

49 an act of assisting or encouraging a hesitating speaker. ١٣٩٩/٠٤/٢٩
|

50 خودرو همه‌جارو یا ای تی وی (به انگلیسی: All-Terrain Vehicle - ATV)، که به‌طور غیررسمی به چهار چرخه نیز معروف است، از نظر مؤسسه ملی استاندارد آمریکا ب ... ١٣٩٩/٠٤/٢٧
|