Bunny Gonzales

Bunny Gonzales Telegram:@they_call_him_bunny

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



prist١١:٥٨ - ١٤٠٠/٠٩/١١نوع صحیح نوشتاری : priestگزارش
0 | 0
locus of control١٦:٠٠ - ١٤٠٠/٠٩/٠٩کانون کنترلگزارش
0 | 0
be swamped with٠٩:٣٥ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧غرق یا درگیر مشکلات شدنگزارش
0 | 0
corporation٠٩:٠٩ - ١٤٠٠/٠٧/٢٨به شرکت هایی که در یک حوضه و زمینه فعالیت دارند company گفته میشه . به شرکت هایی که در چندین حوضه و زمینه فعالیت دارند corporation گفته میشه . مثل : ... گزارش
2 | 0
gut٢٣:٣٩ - ١٤٠٠/٠٧/٢٦Trust your guts = به غریزه ی خودت اعتماد کنگزارش
0 | 0
حاظر٢٠:٤١ - ١٤٠٠/٠٧/٢٦نوشتار درست کلمه "حاضر" هستگزارش
0 | 0
where possible١٤:٢٧ - ١٤٠٠/٠٧/١٥Where possible = if it's possibleگزارش
0 | 0
pictography١٣:٠٢ - ١٤٠٠/٠٧/١٥الفبای تصویری - به کمک تصویر حروف الفبا و نوشتار را نشان دادن . مانند زبان چینی که برگرفته از پیکتوگراف های باستان خود است .گزارش
0 | 0
dimentional١١:٥٢ - ١٤٠٠/٠٧/١٤املای درست لغت dimensional می باشد. به بعنای بُعد و وابسته به ابعاد . Dimensional Three dimensional = سه بُعدیگزارش
0 | 0
deodorant١٢:٠٨ - ١٤٠٠/٠٤/٣١خوشبو کننده ی بدنگزارش
0 | 0
acquisition expert١٧:٣٠ - ١٤٠٠/٠٤/٠٥کارشناس خریدگزارش
0 | 0
could do with١٧:٢٦ - ١٣٩٩/٠٤/١٨Need - want very muchگزارش
5 | 1
BI٢٠:٥٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٧Business Intelligenceگزارش
7 | 0
life expectancy٠٨:١٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٢امید به زندگیگزارش
83 | 1
dumping١٣:٤٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠١بازار شکنیگزارش
0 | 0
embarking٠٧:٣١ - ١٣٩٩/٠٢/١٤در حال شروعگزارش
16 | 1
earlobe٠٩:٢٨ - ١٣٩٨/١١/٢٥لاله گوشگزارش
7 | 1
visible hearing٢٣:٢١ - ١٣٩٨/١١/٠١شنوایی دیداری ، شامل علائم مخصوص کر و لال ها و لب خوانیگزارش
2 | 0
horse of another colour٠٨:٣٠ - ١٣٩٨/١٠/٣٠یه بحث جداگزارش
2 | 0
say boo to a goose٠٨:٢٩ - ١٣٩٨/١٠/٣٠خجالتی و ترسو بودن در انجام کاریگزارش
2 | 0
have other fish to fry٠٨:٢١ - ١٣٩٨/١٠/٣٠اولویت های دیگری داشتنگزارش
12 | 0
have a bee in one's bonnet٠٨:١٥ - ١٣٩٨/١٠/٣٠مشغولیت ذهنی داشتنگزارش
14 | 1
go after٠٣:١٩ - ١٣٩٨/١٠/٣٠به دنبال رفتنگزارش
18 | 0
be put up٠١:٥٠ - ١٣٩٨/١٠/٣٠متحمل شدن ، سازش کردنگزارش
2 | 1
put up٠١:٤٩ - ١٣٩٨/١٠/٣٠Put s. o up = به کسی جا دادنگزارش
9 | 1
call off٠١:٤٦ - ١٣٩٨/١٠/٣٠به هم زدنگزارش
21 | 1
get over٠١:٤٥ - ١٣٩٨/١٠/٣٠حل کردنگزارش
12 | 1
be up to٠١:٤٣ - ١٣٩٨/١٠/٣٠وظیفه کسی بودنگزارش
16 | 0
get round٠١:٣٤ - ١٣٩٨/١٠/٣٠از زیر انجام کاری در رفتنگزارش
5 | 1
well in hand٠١:٢٨ - ١٣٩٨/١٠/٣٠تحت کنترل ( اوضاع )گزارش
5 | 0
sat on٠٠:١٦ - ١٣٩٨/١٠/٣٠He just sat on it پشت گوش انداختنگزارش
14 | 0
catch on٠٠:١٤ - ١٣٩٨/١٠/٣٠مورد پسند واقع شدنگزارش
14 | 1
get through to٠٠:١١ - ١٣٩٨/١٠/٣٠متوجه کردن کسیگزارش
14 | 0
run off٠٠:٠٨ - ١٣٩٨/١٠/٣٠پرینت گرفتن یا تکثیر متنگزارش
12 | 1
turned down٠٠:٠٤ - ١٣٩٨/١٠/٣٠رد شدن ، پذیرفته نشدنگزارش
12 | 1
tied up٠٠:٠١ - ١٣٩٨/١٠/٣٠مشغول بودن ، درگیر کاری بودنگزارش
16 | 1
call at٢٣:٥٩ - ١٣٩٨/١٠/٢٩. . . We can't CALL AT his home tonight ملاقات کوتاه در جاییگزارش
12 | 1
sit for٢٣:٥٤ - ١٣٩٨/١٠/٢٩داوطلب شدن برای کاری یا چیزیگزارش
21 | 1
leaving for٢٣:٤٩ - ١٣٩٨/١٠/٢٩اگه بعدش اسم مکان بیاد به معنی عازم جایی بودن استگزارش
5 | 1
commit murder١٨:٤٥ - ١٣٩٨/١٠/٢٩مرتکب قتل شدنگزارش
0 | 0
attend a meeting١٨:٣٥ - ١٣٩٨/١٠/٢٩حظور پیدا کردنگزارش
5 | 0
do damage١٨:٣٣ - ١٣٩٨/١٠/٢٩آسیب زدنگزارش
9 | 1
no admittance١٨:٣٢ - ١٣٩٨/١٠/٢٩ورود ممنوعگزارش
5 | 0
sound mind١٨:٣٠ - ١٣٩٨/١٠/٢٩عقل سلیمگزارش
2 | 1
administer justice١٨:٢٩ - ١٣٩٨/١٠/٢٩دیوان عدالتگزارش
2 | 0
body and soul١٨:١٤ - ١٣٩٨/١٠/٢٩جسم و روحگزارش
0 | 0
open to the public١٨:١٣ - ١٣٩٨/١٠/٢٩علنیگزارش
0 | 1
at home and abroad١٨:١٢ - ١٣٩٨/١٠/٢٩داخل یا خارج ( Collocation )گزارش
2 | 0
take the trouble١٨:٠٧ - ١٣٩٨/١٠/٢٩دردسر به جون خریدن ( Collocation )گزارش
7 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



abominate١١:٢٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٠
• He abominates cruelty of all kinds.
او از هرگونه بی رحمی متنفر است
0 | 0