برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Bunny Gonzales

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 خوشبو کننده ی بدن ١٤٠٠/٠٤/٣١
|

2 کارشناس خرید ١٤٠٠/٠٤/٠٥
|

3 Need - want very much ١٣٩٩/٠٤/١٨
|

4 Business Intelligence ١٣٩٩/٠٤/١٧
|

5 امید به زندگی ١٣٩٩/٠٣/٠٢
|

6 بازار شکنی ١٣٩٩/٠٣/٠١
|

7 در حال شروع ١٣٩٩/٠٢/١٤
|

8 لاله گوش ١٣٩٨/١١/٢٥
|

9 شنوایی دیداری ، شامل علائم مخصوص کر و لال ها و لب خوانی ١٣٩٨/١١/٠١
|

10 یه بحث جدا ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

11 خجالتی و ترسو بودن در انجام کاری ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

12 اولویت های دیگری داشتن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

13 مشغولیت ذهنی داشتن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

14 به دنبال رفتن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

15 متحمل شدن ، سازش کردن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

16 Put s.o up = به کسی جا دادن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

17 به هم زدن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

18 حل کردن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

19 وظیفه کسی بودن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

20 از زیر انجام کاری در رفتن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

21 تحت کنترل (اوضاع) ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

22 He just sat on it
پشت گوش انداختن
١٣٩٨/١٠/٣٠
|

23 مورد پسند واقع شدن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

24 متوجه کردن کسی ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

25 پرینت گرفتن یا تکثیر متن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

26 رد شدن ، پذیرفته نشدن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

27 مشغول بودن ، درگیر کاری بودن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

28 ... We can't CALL AT his home tonight
ملاقات کوتاه در جایی
١٣٩٨/١٠/٢٩
|

29 داوطلب شدن برای کاری یا چیزی ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

30 اگه بعدش اسم مکان بیاد به معنی عازم جایی بودن است ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

31 مرتکب قتل شدن ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

32 حظور پیدا کردن ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

33 آسیب زدن ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

34 ورود ممنوع ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

35 عقل سلیم ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

36 دیوان عدالت ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

37 جسم و روح ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

38 علنی ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

39 داخل یا خارج
(Collocation)
١٣٩٨/١٠/٢٩
|

40 دردسر به جون خریدن
(Collocation)
١٣٩٨/١٠/٢٩
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 abominate
• He abominates cruelty of all kinds.
• او از هرگونه بی رحمی متنفر است
١٤٠٠/٠٤/٢٠
|