ایمان ملکی

ایمان ملکی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



speedball١١:٠٤ - ١٣٩٩/٠٢/٠٨- ترکیب کوکائین و هروئین ( معمولاً برای تزریق )گزارش
0 | 0
boil down١٤:٠١ - ١٣٩٩/٠١/٢٩- تغلیظ از طریق جوشاندن The sauce will thicken when you boil it downگزارش
5 | 1
way back in the day١٧:١٨ - ١٣٩٩/٠١/٢١- آن وقت ها، آن زمان ها، در آن دوره مثال: Back in the day, we used to get drunk and cruise the cityگزارش
2 | 0
here's the deal١٧:٥٣ - ١٣٩٨/١٠/٢٠- بعدش چیزی توضیح داده میشه، موضوع اینه که . . . ، مسئله اینه که . . . Here's the deal: the publisher moved up the deadline, so I need to see an edi ... گزارش
25 | 0
ditch١٨:٢٢ - ١٣٩٨/٠٩/٠٥- از دست کسی یا چیزی خلاص شدن، از شر کسی یا چیزی خلاص شدن ?Did you know that Sarah ditched ( = ended her relationship with ) her boyfriend last week ... گزارش
55 | 2
bee's knees١٩:٤٦ - ١٣٩٨/٠٨/٢٥- بی نظیر مثال: Have you tried this ice cream? It's the bee's knees, it really isگزارش
7 | 0
case in point١١:٤٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٦- یک مثال یا نمونۀ خوب برای چیزی Supermarkets often charge too much for goods. Bananas are a case in pointگزارش
12 | 0
delts١٠:٤٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٦- مخفف Deltoids به گویش عامیانه، عضلۀ دالی یا دلتوئیدگزارش
9 | 0
boil down to٢١:٣٧ - ١٣٩٨/٠٣/١٩- دلیل اصلی چیزی بودن The problem boils down to one thing - lack of money - ساده کردن، خلاصه کردن، تقلیل دادن Your essay is far too long. Please tr ... گزارش
53 | 1
fall on deaf ears١٨:١٤ - ١٣٩٨/٠٣/١٨- نادیده گرفته شدن، مورد بی توجهی قرار گرفتن، شنیده نشدن مثال: Tragedy could have been prevented if the warnings hadn't fallen on deaf ears The mayor ... گزارش
30 | 0
chronological age١٦:١٣ - ١٣٩٨/٠٢/٢٣سن تقویمیگزارش
16 | 1
take for granted١٠:٠١ - ١٣٩٨/٠٢/٢٣- نادیده گرفتن چیزی، بی توجهی کردن به چیزی، فکر نکردن به چیزی، پرت شدن حواس از چیزی، قدر چیزی را ندانستن ( به این دلیل که فکر می کنیم همواره در دسترس ... گزارش
67 | 1
hip١٨:١٠ - ١٣٩٨/٠٢/٢٢بخش کناری ناحیۀ باسن واقع در بالای ران ها، [به بیان عامیانه]کون یا باسنگزارش
90 | 3
butts١٨:٠٨ - ١٣٩٨/٠٢/٢٢دو نیمۀ گوشتی بزرگ بخش پشتی ناحیۀ باسن، [به بیان عامیانه]کون یا باسن گزارش
57 | 0
kicker٢٢:٠١ - ١٣٩٨/٠٢/٢٠- تعجب آور And here’s the real kicker - if you buy one you get the second one freeگزارش
21 | 0
where it’s at٢٢:١٢ - ١٣٩٨/٠٢/١٨- محلی که اتفاقات بسیار جالب و هیجان انگیز در آن رخ می دهد Emma says that Rome is definitely where it's at now The downtown dance scene is where it’s ... گزارش
12 | 0
put it into perspective١٣:٥١ - ١٣٩٨/٠٢/١٦- مشخص کردن، ارزیابی کردن ارزش، اهمیت یا سودمندی چیزی You don't think it's that big a deal? Well, let me put it into perspective for you: each of us ... گزارش
0 | 0
almost certainly١٦:٢٨ - ١٣٩٨/٠٢/١٢- به احتمال زیاد What he said is almost certainly trueگزارش
37 | 0
disassociation١٧:٢١ - ١٣٩٨/٠٢/١٠- اختلاف نظرگزارش
0 | 0
whether or not١٠:٤٣ - ١٣٩٨/٠٢/١٠- چه . . . ، چه . . . Whether or not you like it, I’m going out tonight چه خوشش بیاد چه نیاد، من امشب میرم بیرون - چه ( حالت یا احتمال اول، و چه ح ... گزارش
67 | 1
bullet point٢١:٤١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦- هر یک از بخش های مهم یک لیست که معمولاً با یک دایرۀ سیاه کوچک مشخص می شود. - نشانه هایی به شکل دایره های سیاه کوچک که برای نشان دادن بخش های مهم ... گزارش
110 | 1
down the rabbit hole٢١:١٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦- بودن یا قرار گرفتن در یک وضعیت پیچیده و بغرنج Quoting from the people themselves is the easiest way of showing just how far down the rabbit hole we ... گزارش
18 | 0
rabbit hole٢١:١٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦- وضعیت پیچیده و بغرنج Overhauling the current tax legislation is a rabbit hole I don't think this administration should go down at this pointگزارش
37 | 0
no brainer١٨:٥٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦- چیزی ساده که نیاز به فکر کردن کمی داشته باشد Taking that job over the one I had was a no - brainer - چیزی که انجام دادن یا فهمیدن آن بسیار ساده با ... گزارش
25 | 1
latch onto١٣:١٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦- گرفتن و نگه داشتن چیزی He latched onto her arm and wouldn't let go - شروع به انجام کاری با علاقه He latched onto music as a way to relax - نزدیک ... گزارش
9 | 0
get going١١:٤٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦- دست به کار شدن We need to get going if we want to get this house cleaned up before your mother gets here - راه افتادن Let's get going! We can't st ... گزارش
32 | 0
wired١٧:٣٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٤- تعیین شده به وسیلۀ ژنتیک، ساخته شده به شکلی ثابت Our brains are wired in terms of how we respond to changes in energy balanceگزارش
37 | 0
in the aggregate٢١:٥٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣- همه با هم، در مجموع، به طور کلی In the aggregate, our losses have been relatively small The world's biggest pension funds were worth $14 trillion i ... گزارش
9 | 0
equivalent١٧:٣٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣به عنوان فعل به معنای: یکسان، معادل، هم اندازه، برابر، همتراز کردن یا بودن یا شدنگزارش
30 | 2
hung up on someone or something١٧:١٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣- درگیر شدن یا مشغول شدن بیش از حد ذهن به کسی یا چیزی ?Why are you so hung up on getting everything right - علاقه و دلبستگی خیلی زیاد به کسی یا چیزی ... گزارش
37 | 1
in context١٨:٥٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠١- داخل متن To really know a word, you must be able to use it in context - با توجه به شرایط و عوامل We need to consider these events in context It is ... گزارش
37 | 0
sign off٢٣:٠١ - ١٣٩٨/٠١/٢٨- دست کشیدن از کار یا هر فعالیتی شبیه به آن برای مدت زمانی As it's Friday, I think I'll sign off early today - قطع کردن مکالمه - اعلام پایان چیزی M ... گزارش
30 | 0
put forward٢٢:٠٩ - ١٣٩٨/٠١/٢٨بیان کردن فکر یا ایده، یا پیشنهاد دادن کسی یا نقشه ای به دیگران The proposals that you have put forward deserve serious consideration She has decided ... گزارش
28 | 1
a whole lot٢٣:١٣ - ١٣٩٨/٠١/٢٧خیلی زیاد، به تعداد خیلی زیاد Things were about to get a whole lot worse I said no, for a whole lot of reasonsگزارش
12 | 0
complexify٢٣:٠٧ - ١٣٩٨/٠١/٢٧پیچیده کردن یا شدن My proposal would simplify the process, whereas yours would needlessly complexify itگزارش
0 | 0
come across٢٢:٥٠ - ١٣٩٨/٠١/٢٧به وضوح و روشنی بیان یا ابراز یا اظهار کردن، طوری که دیگران به خوبی متوجه شوند ( از طریق صحبت کردن، موسیقی، سینما و . . . ) What comes across in his ... گزارش
21 | 1
tip hand٢٢:٠٩ - ١٣٩٨/٠١/٢٧آشکار کردن قصد و نیت، برنامه ها، اسرار یا منابع The foreign leader has definitely tipped his hand when it comes to his country's position in the nego ... گزارش
0 | 0
be like herding cats١٣:٣١ - ١٣٩٨/٠١/٢٧be like herding cats herd cats like herding cats بسیار غیر قابل کنترل بودن، غیر قابل سامان دادن بودن، غیر قابل مرتب کردن و نظم و ترتیب دادن، غیر قا ... گزارش
2 | 0
fall by the wayside١٤:٠٥ - ١٣٩٨/٠١/٢١- ناتمام ماندن، ناتمام گذاشتن 25 Students began the course but a number have fallen by the wayside and only 12 will be taking the exam - فراموش شدن ... گزارش
16 | 0
stir around٢٠:٠٥ - ١٣٩٧/١٢/٢٧- stir something around مخلوط کردن چیزی با هم زدن آن مثال: You should stir the dressing around a bit before you serve itگزارش
0 | 0
best of both worlds١٢:٢٩ - ١٣٩٧/١٢/٢٦فواید و مزایای دو چیز مختلف یا متضاد، همراه با هم مثال: She works in the city and lives in the country, so she gets the best of both worlds - صرفا ن ... گزارش
14 | 1
walk around١١:٠٨ - ١٣٩٧/١٢/٢٦- راه رفتن یا قدم زدن بدون داشتن هدفی خاص، پرسه زدن مثال: We were walking around in the garden - داشتن رفتار یا خصوصیت خاص، بخصوص زمانی که احمقانه ب ... گزارش
76 | 0
get on board٢٠:٥٢ - ١٣٩٧/١٢/٢٥موافق بودن با یک عمل یا ایده مثال: It's a new approach and we want everyone to get on board and make it happenگزارش
14 | 0
on and off١٩:٠٧ - ١٣٩٧/١٢/٢٥- گهگاه، بعضی اوقات مثال: I've had toothache on and off for a couple of months - به طور متناوب، به تناوب، به نوبت مثال: It rained on and off most of ... گزارش
44 | 1
so on and so forth١٧:١٤ - ١٣٩٧/١٢/٢٥امثال این ها، چیزهایی مثل این ها، چیزهایی از این دست مثال: I find these parties dreadfully boring. The only thing anyone talks about is how much mone ... گزارش
16 | 0
and so on and so forth١٧:١٤ - ١٣٩٧/١٢/٢٥و امثال این ها، و چیزهایی مثل این ها، و چیزهایی از این دست مثال: I find these parties dreadfully boring. The only thing anyone talks about is how muc ... گزارش
23 | 0
it sucks١٦:٥٨ - ١٣٩٧/١٢/٢٥حال گیریهگزارش
41 | 0
quite a bit١٠:١٨ - ١٣٩٧/١٢/٢٥- مقدار زیاد، قدر زیادی، مقدار قابل توجه، تعداد زیاد مثال: Please take some cake home with you—there's quite a bit left - تقریباً زیاد، نسبتاً زیاد ... گزارش
78 | 1
you know٢١:٠١ - ١٣٩٧/١٢/٢٤- عبارتی بدون معنایی خاص که گوینده برای ایجاد توقف در کلامش برای فکر به چیزی که میخواهد بیان کند از آن استفاده میکند. در زبان فارسی معادل خاصی برای آ ... گزارش
156 | 2
without question١٨:٢٢ - ١٣٩٧/١٢/٢٤- به طور حتم، به طور قطع و یقین، قطعاً This photo now proves, without a question, that my client is innocent - بی چون و چرا، بی اما و اگر، بدون قید ... گزارش
7 | 0