پاسخهای بهرام
Egregious یکی از اصطلاحات عجیب در زبان انگلیسی است که برای توصیف چیزی که در عین خارقالعاده بودن منفی است استفاده میشود. Example: His refusal to stop at the stop sign in front of our house is such an egregious driving error that I called the police. امتناع او از توقف در تابلوی ایست جلوی خانه ما آنقدر خطای فاحش رانندگی است که با پلیس تماس گرفتم.
از این اصطلاح هنگام ملاقات با کسی یا روبرویی با چیزی که بیفایده است استفاده میشود. Example: Her beautifully manicured nails were an effete affectation, getting in the way every time she tried to type. ناخنهای مانیکور شده زیبای او تأثیری جذاب داشت و هر بار که سعی میکرد تایپ کند مانع میشد.
اگر کنترل چیزی دشوار است، میتوانید برای آن از یک لغت انگلیسی با ریشه عجیب و غریب به نام Fractious استفاده کنید. Example: On the third day of the car trip, the children became fractious, bickering over who had more space in the back seat. در روز سوم سفر با ماشین بچهها دچار مشاجره شدند و در مورد اینکه چه کسی در صندلی عقب فضای بیشتری دارد بحث کردند.
گاهی اوقات میخواهید کسی یا چیزی را توصیف کنید که احمقانه است پس اصطلاح Fatuous را به کار ببرید. Example: The clown wore large shoes and a red nose and was generally fatuous. دلقک کفشهای بزرگ و بینی قرمز میپوشید و عموماً فریبنده بود.
اگر میخواهید عمداً از چیزی دور بمانید و از آن اجتناب کنید این اصطلاح را به کار ببرید. Example: I’m eschewing all social media during the election season. من از تمام رسانههای اجتماعی در فصل انتخابات اجتناب میکنم.
Imperious یکی از اصطلاحات انگلیسی روز مره است که برای توصیف شخصی که بدون هیچ دلیل موجهی رئیس و سلطه گر است به کار میرود. Example: Despite being the youngest and smallest person in the house, my little sister is imperious and insists on telling everyone what to do. خواهر کوچکم علی رغم اینکه کوچکترین فرد خانه است، مستبد است و اصرار دارد که به همه بگوید چه کار کنند.
برای تحریک کسی نسبت به انجام عملی از اصطلاح Galvanize استفاده میشود. Example: My grandfather’s battle with Alzheimer’s galvanized me, leading me to choose medicine as a career. نبرد پدربزرگم با آلزایمر باعث شد من پزشکی را بهعنوان شغل انتخاب کنم.
در کدام یک از لهجه های زبان کردی مانند لکی شناسه به جای فعل به مفعول میچسبد ؟؟ مثلاً: کار کردم در لکی میشه کارم کرد یا دل دادم میشه دلم دا
سورانی، هورامی، ...
ننگ بر ... رو خودم به شخصه احساس میکنم کمی اروم تر از جمله ی مرگ بر هست چون مقداری رادیکالی تر به نظر میاد ممنون میشم اگه مترادف های دیگری میدونید راهنمایی کنید
نیست باد، مرده باد
فرط، تفریط، مفرط