٤ رأی
٣ پاسخ
١٩٥ بازدید

disposal methods themselves ترجمه تخصصی در پسماند و محیط زیست

٢ سال پیش
٢ رأی

به روشها یا فرآیندهایی برای رها شدن یا مدیریت پسماندها،مواد یا اشیاء غیرمطلوب اشاره می‌شود. این اصطلاح به مدیریت یا دفع پسماندها اشاره دارد.

٢ سال پیش
٢ رأی
تیک ٣ پاسخ
١٥٧ بازدید

Treffert’s subjects saw increases in mathematical skills, artistic skills, musical skills, and/or photographic memory. But might there be more unhidden abilities waiting to be unlocked?

٢ سال پیش
٣ رأی

به معنی مشاهده کردن یا شاهد بودن است. افراد مورد مطالعه یا شرکت‌کنندگان در تحقیقات ترفرت، افزایش در مهارت‌های ریاضی، هنری، موسیقی و/یا حافظهٔ تصویری را مشاهده کردند. ...

٢ سال پیش
٤ رأی
تیک ٦ پاسخ
٤٩٨ بازدید

گزاره  زیر را  چگونه به انگلیسی بخوانیم

١١,٠٥٧
٢ سال پیش
٣ رأی

ten percent ....

٢ سال پیش
٤ رأی
تیک ٦ پاسخ
٤٩٨ بازدید

گزاره  زیر را  چگونه به انگلیسی بخوانیم

١١,٠٥٧
٢ سال پیش
٠ رأی

a plus b the sum of a and b

٢ سال پیش
٤ رأی
تیک ٨ پاسخ
١,٠٦٦ بازدید

یه نفر   اگه میتونه عملیات های ریاضی رو برام به پارسی بگه. جمع تفریق ضرب تقسیم  ریاضی ما با زبان عربی پوشیده شده و خیلی سخته پارسیش کرد

٢ سال پیش
٥ رأی

با ارج نهادن به سخن بانو نسرین، اما ناگزیرم بگویم  اگر درست دریافته باشم،کیا سلطانشاه تنها میخواهند برابر پارسی این واژگان را بدانند، اما اینکه بر اربی بودن این واژه ها میتوان خرده گرفت یا نه، سخ ...

٢ سال پیش
١ رأی
تیک ١ پاسخ
١٥٦ بازدید

معنی های مختلف واژه   Bow

١١,٠٥٧
٢ سال پیش
٣ رأی

کمان (وسیله‌ای برای پرتاب تیر یا پیکان): مثال: She drew the bow and aimed at the target. انحنای تور (از روی ادبیات یا تاریخ): مثال: The musician played a beautiful melody on the violin, using ski ...

٢ سال پیش
١ رأی
تیک ١ پاسخ
١٤١ بازدید

معنی های مختلف واژه  Bark

١١,٠٥٧
٢ سال پیش
٢ رأی

پوست درخت یا شاخه: Example: The bark of the old oak tree was rough and deeply grooved. صداهایی که حیوانات مانند سگ یا گربه می‌دهند: Example: The dog began to bark loudly when it heard a noise out ...

٢ سال پیش
١ رأی
تیک ١ پاسخ
١٣١ بازدید

معنی های مختلف واژه   Row

١١,٠٥٧
٢ سال پیش
٣ رأی

سطر یا ردیف: Example: Please write your name in the first row. (لطفاً نام خود را در سطر اول بنویسید.) ردیف از چیزها: Example: There was a row of books on the shelf. (یک ردیف از کتاب‌ها روی قفسه ب ...

٢ سال پیش
١ رأی
تیک ١ پاسخ
١٤٣ بازدید

معنی های مختلف واژه   Nail

١١,٠٥٧
٢ سال پیش
٣ رأی

ناخن (در انسان یا حیوانات): Example: She painted her nails with a bright red polish. پارچه ناخن (برنامه رایانه): Example: The program crashed due to a problem with a nail in the code. پیچ و مه ...

٢ سال پیش
١ رأی
تیک ٢ پاسخ
١٩١ بازدید

معنی های مختلف واژه  Match

١١,٠٥٧
٢ سال پیش
٣ رأی

مسابقه ورزشی: Example: The soccer match between the two rival teams ended in a 2-2 draw. همخوانی یا تطابق: Example: The colors of her dress and shoes perfectly match each other. اتفاق تطابق یا ...

٢ سال پیش