پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
name of a village in oklahoma ( usa )
تماشا کردن/دید زدن یواشکی
خائن نسبت به کشور
متوجه شدم متوجه چیزی شدن ( معمولاً با چشم یا حواس ) معمولاً بدون تلاش زیاد
اشتباه
به درستی به عینه خودشه تو خال همونجایی که باید باشه سر وقتش مُک تو هدف دقیقا
توجه را به خود جلب کردن
تغذیه کردن
[کامپیوتر] وسیله برداشتنی
remove a paragraph
[کامپیوتر] پاک کننده ی لکه ها / فیلتر عکاسی که لکه ها را از عکسها و تصاویر پاک می کند.
evacuate small towns
take settlers from their homes
become sober
take off the list of things to do
take away doubts
[عمران و معماری] جابجایی مسافر
[عمران و معماری] توقف خدماتی
[زمین شناسی]گل ورز داده
حاضر جوابی نکن گستاخی نکن
[ریاضیات] ارزش بازیافتی
[حسابداری] تحقق یافته یا قابل تحقق
[حسابداری] درآمد تحقق یافته
[حقوق] سود واقعی
[حسابداری] سود تحقق یافته
[حسابداری] سود و زیان تحقق یافته
discovered that he was correct
convert a mortgage into cash
make a profit
bring one's dreams into actual existence
[عمران و معماری] روش عددی آزمون و خطا
ذوزنقه ای
[عمران و معماری] سطح مقطع ذوزنقه ای
[عمران و معماری] قانون ذوزنقه
[آب و خاک] سرریز ذوزنقه ای
[عمران و معماری] سرریز ذوزنقه ای
[زمین شناسی] بند کنترل زهاب
[عمران و معماری] مقطع ذوزنقه ای
[ریاضیات] منشور ذوزنقه القاعده
شکم بند [نساجی] پوشاک/ لباس زیر
[برق و الکترونیک] رادار دفاع موشکی نمایشی سیستم راداری ایالات متحده که می تواند در هر جای دنیا برای تشخیص دوربرد موشکهای بالستیک دشمن به کار رود .
کارشناس ساختن و نگهداری ماشین آلات
[برق و الکترونیک] کنترل ارتفاع کنترل موجود در گیرنده ی تلویزیون که ارتفاع تصویر را تنظیم می کند
[حقوق] قرار الزامی
انبار غله
نا آشنا، ناوارد
بدون نگرانی
[عمران و معماری] تقویت خاکریز
[نفت] حلقه ی تقویت
weakness powerlessness