پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
کالسکه ی چهارچرخه
اطاق ترن دارای خوابگاه
مسئول واگن/ قطار
caused himself great pain
painfully achingly hurtfully
شکنجه کردن تا حد مرگ
( عامیانه ) برای کسب آزادی بیشتر تقلا کردن
هم چشمی
[کامپیوتر] سوئیچ حساس کنسول کامپیوتری که ممکن است یک برنامه برای پاسخ گیری به آن سیگنال بفرستد
back partition
[حقوق] فروش قطعی
enforced a decision
[کامپیوتر] دستور اجرایی
state of operation
carry out a judgment
[حقوق] عوض قرار دادی ( عوض داده شده در حین انعقاد قرارداد یا قبل از آن )
[حقوق] قرارداد اجرا شده
[کامپیوتر] چرخه اجرا
[عمران و معماری] قاب اسکلتی
[نساجی] وردهای کناره
graph in the form of a t that is used to graph accounting activity
[زمین شناسی] خطوط اسکلتی
reduced to the most basic form ( also skeletonised )
[زمین شناسی] اسکلت سازی
[نساجی] میل میلکهای جانبی وردها ( که کناره را می بافند )
[خاک شناسی] ذرات اسکلتی
reduce in size
[شیمی] مبدل گردان
[نساجی] ماشین اتوی غلتکی پارچه
[شیمی] محور دوار
[نساجی] ماشین چاپ شابلون غلتکی / ماشین چاپ روتاری
[نساجی] چاپ شابلون غلتکی /چاپ شابلون دوار
[عمران و معماری] تلمبه چرخشی / پمپ دورانی
[نفت] مته ی مغزه بر دورانی
[مهندسی گاز] کمپرسور دورانی
[عمران و معماری] خنک کن کلینکر دوار
[عمران و معماری] کوره گردنده سیمان
[نفت] مته ی دورانی
[نفت] سیستم حفاری دورانی
[نفت] دکل حفاری دورانی
[عمران و معماری] دکل حفاری دورانی
[عمران و معماری] خشک کن دوار
[نفت] منجنیق حفاری دورانی
[عمران و معماری] پخشان دوار
[نساجی] کشش دیسکی چرخشی
[عمران و معماری] کلید دوار / کلید دورانی
[نفت] سیال حفاری دورانی
[نفت] دنگ مانده گیری دورانی
[نساجی] صافی چرخان
[برق و الکترونیک] میدان چرخان