پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
[کامپیوتر] صف برنامه ورودی
[برق و الکترونیک] ثبات گروه ورودی
[نفت] گاز تزریقی
[کامپیوتر] میدان ورودی
entering of incorrect information into a computer
[ریاضیات] معادله ی ورودی
[کامپیوتر] گذرگاه ورودی - خروجی
[کامپیوتر] پهنای باند ورودی - خروجی
[کامپیوتر] واحد ورودی - خروجی
[حسابداری] اصول متمرکز بر نهاده ها
[برق و الکترونیک] مدول ورودی
[کامپیوتر] وضعیت /حالت ورودی
[برق و الکترونیک] بلوک ورودی بخشی از حافظه ی داخلی رایانه که عموماً برای دریافت و پردازش اطلاعات ورودی اختصاص یافته است.
[برق و الکترونیک] ظرفیت ورودی ظرفیت انتقال اتصال کوتاهی که بین پایانه ی ورودی و همه ی پایانه های دیگر لامپ الکترونی که به هم متصل شده اند ( به جز پای ...
[کامپیوتر] کران ورودی، وسیله ای که عمل به خارج فرستادن داده ها را با نرخی سریعتر از ورود داده ها انجام بدهد
[کامپیوتر] سیستم کنترل ورودی - خروجی
[کامپیوتر] کنترل کننده ورودی - خروجی
[برق و الکترونیک] توصیف ورودی / خروجی
[کامپیوتر] کانال ورودی - خروجی
[حقوق] مصون داشتن
[کامپیوتر] ساختار پایگاه داده ها
[کامپیوتر] برنامه راه انداز پایگاه داده
[کامپیوتر] موتور پایگاه اطلاعاتی
[کامپیوتر] ماشین پایگاه اطلاعاتی
[کامپیوتر] برنامه مدیریت پایگاه داده ها
[کامپیوتر] طراح پایگاه داده
[زمین شناسی] گسل فشارشی یک اصطلاح کلی برای گسلی که بوسیله تراکم پوسته جانبی بوجود آمده است.
[پلیمر] تنش فشاری
[نفت] درزه ی فشاری
[عمران و معماری] شاخص تراکم/شاخص فشردگی
[شیمی] تراکم پذیری/ ضریب تراکم پذیری
[عمران و معماری] تنش فشاری
[مهندسی گاز] قدرت تراکم
[نفت] نیروی تراکمی
[نفت] موج تراکمی
[عمران و معماری] دستگاه انجام آزمایش تراکم
[نفت] آزمایش فشار
[عمران و معماری] آزمایش فشاری/ تراکم
[عمران و معماری] بال ساخته شده از ورق
[کامپیوتر] گرداننده فشرده شده
[کامپیوتر] دیسک فشرده شده
[عمران و معماری] تلمبه با هوای فشرده
[نفت] دریچه ی کشویی هوای فشرده
[نفت] واحد تولید هوای فشرده
[عمران و معماری] اتصال فشاری
[عمران و معماری] جریان سیال تراکم پذیر
[عمران و معماری] سیال قابل تراکم
[عمران و معماری] جریان تراکم پذیر
[خاک شناسی] شاخص تراکم پذیری
in a compressed manner ( compacted, concentrated, condensed )