پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٧٧
پیشنهاد
١

نشست و یک دل سیر گریه کرد.

پیشنهاد
١

از سر شوهرش زیاده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرحال بودن شاد و شنگول بودن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جواهرات اصل

پیشنهاد
١

بعد از شنیدن اون اتهام از کوره در رفت.

پیشنهاد
١

رهبر در طول مصاحبه ی زنده کنترلش رو از دست داد.

پیشنهاد
١

سر یه موضوع کوچیک، یهو به دوستش پرخاش کرد.

پیشنهاد
١

سگ گاهی اوقات انگشت مرا به دندان می گیرد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به من تشر زد ( تشر زدن )

پیشنهاد
١

اگر تسمه تایم پاره شود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قراره از کوره در برم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قراره از کوره در برم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من رد دادم / من قاطی کردم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

انتخابات زودهنگام

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ورق بازی

پیشنهاد
١

او یه دفعه و ناگهانی، چشم هاشو به طرف . . . کرد. ( رو به . . . کرد )

پیشنهاد
١

بی خیالش شد و لبخند زد

پیشنهاد
١

بی خیالش شو و دوباره امتحان بده!

پیشنهاد
١

بارونو از روی ژاکتش تکوند.

پیشنهاد
١

بی خیال اون مسئله و بیا یه خرده غذا بخوریم

پیشنهاد
١

راه در پیش رو طولانی است، اما ما به مقصد می رسیم.

پیشنهاد
١

من برای آینده و تمام احتمالات پیش رو هیجان زده ام.

پیشنهاد
١

قطار جلوتر از برنامه است.

پیشنهاد
١

او جلوتر از بقیه دوید.

پیشنهاد
١

سفر طولانی ای پیش رو داریم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قبل از دوره ترامپ ahead of قبل از

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او از زمان خود جلوتر است.

پیشنهاد
١

به آینده نگاه کن.

پیشنهاد
١

او به او تضمین کرد که همه چیز خوب خواهد بود.

پیشنهاد
١

با تقدیم احترامات فائقه

پیشنهاد
١

دیشب به محل کارم در خصوص بیماری زنگ زدم ، الان اجازه دارم استراحت کنم.

پیشنهاد
١

من فکر کردم که شاید در مسیر برگشت خانه یه سر به مادرت بزنیم.

پیشنهاد
١

هیچ سفارش غذایی اطراف ما میشناسی؟

پیشنهاد
١

پس از یک معمار کمک گرفتم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برای تماس با دوستان

پیشنهاد
١

آنها از او خواستند که نماینده آنها باشد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ملاقات کردن دیدارکردن باکسی سرزدن به کسی

پیشنهاد
١

به اجرا گذاشتن ضمانت نامه ی حسن انجام کار call on=[حقوق] به اجرا گذاشتن؛ استفاده از

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من آن را یک معامله خوب می نامم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

احضار روح

پیشنهاد
١

او اسم من را از آن طرف اتاق صدا زد.

پیشنهاد
١

معلم دانش آموز را صدا زد تا به سوال پاسخ دهد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آنها او را "خوش شانس" می نامند.

پیشنهاد
١

او زنگ زد تا بگوید دیر می کند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من در حال تماس گرفتن هستم تا با . . . صحبت کنم.

پیشنهاد
١

نیازی به نگرانی نیست. call= نیاز / دلیل - ( دلیل یا ضرورت برای انجام کاری ) - اسم

پیشنهاد
١

یعنی لایحه خواستار تاسیس . . . call= خواستن

پیشنهاد
١

من که همین الان بهت گفتم تروریست

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تصمیم درست

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تماس از دست رفته