پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٣٠
پیشنهاد
٠

سر کسی رو شیره مالیدن سربه سر کسی گذاشتن سر کسی کلاه گذاشتن کلاه کسی را برداشتن گول زدن کسی کلک زدن فریب دادن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر کسی رو شیره مالیدن سربه سر کسی گذاشتن سر کسی کلاه گذاشتن کلاه کسی را برداشتن گول زدن کسی کلک زدن فریب دادن

پیشنهاد
٠

شاید بیش از ۵۰ ماهیگیر در یک صف مشغول کشیدن یک تور عظیم بودند pull=بیرون کشیدن از اب رو میده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شل کردن گره {کراوات}

پیشنهاد
٠

همسرش او را مجبور به تغییر شغل کرد. push into=مجبور به کاری شدن یا کردن

پیشنهاد
٠

دکتر سوزن فرو کرد ( هل داد ) تو بازوش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صندلی ات را داخل دادن

پیشنهاد
٠

این شرکت یه یورش بزرگ شروع کرده برای ورود به بازار اروپا

پیشنهاد
٠

اونُ عمدا هل دادن تو مسیر عبور اتومبیل ها

پیشنهاد
٠

من کلیدُ هل دادم ( که بره ) تو قفل

پیشنهاد
٠

دانشجوها واکنش نشان دادند بعد از اینکه معلم چارلی کرک را آشغال خطاب کرد. push back ( محاوره ای – اجتماعی ) : به معنای نشان دادن مخالفت یا مقاومت در ...

پیشنهاد
٠

شهروندان در برابر قانون جدید مقاومت کردند. push back ( سیاسی – فرهنگی ) : برای توصیف اعتراض یا مخالفت جمعی در برابر یک موضع یا سیاست.

پیشنهاد
٠

جریان های گرم هوای تگزاس مدام گلایدر را به سمت بالا هل می دادند.

پیشنهاد
٠

کارمندان در برابر برنامه ی جدید مخالفت کردند. push back ( کاری – سازمانی ) : وقتی کارمندان یا اعضای تیم در برابر تصمیم مدیر یا تغییرات سازمانی مخال ...

پیشنهاد
٠

جریان آب تنه ی شناور را دوباره به سمت ساحل رودخانه هل داد.

پیشنهاد
٠

امواج موج سوار را دوباره روی تخته اش هل دادند.

پیشنهاد
٠

در عین حال که تلاش می کردم پایین بیام، هوای فزاینده و در حال صعود مدام مرا به سمت بالا هل می داد.

پیشنهاد
٠

حمایت شان مرا از نظر احساسی دوباره بلند کرد ( سراپا کرد )

پیشنهاد
٠

زندگی مدام او را زمین می زد، اما او همیشه خود را دوباره بالا می کشید.

پیشنهاد
٠

افتاد، اما فوراً خودش رو دوباره بلند کرد.

پیشنهاد
٠

در حین اسکات، پاهایم به طور ناخودآگاه مرا به سمت بالا بردند ( ( هل دادند )

پیشنهاد
٠

بعد از اینکه هالتر را پایین آوردی، مطمئن شو که دوباره آن را به سمت بالا ببری.

پیشنهاد
٠

نوبت دکتر عقب افتاد

پیشنهاد
٠

او بعد از جدایی مجبور بود دوباره با احساس غم و اندوه رودرو شود! در اینجا Push back up به صورت استعاری به معنای سرکوب نکردن احساسات است؛ به طوری که اج ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جبهه گرفتن علیه . . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

او به من گفت که گورتو گم کن بزن به چاک، گمشو، گورتو گم کن ( informal/British )

پیشنهاد
٠

من هرگز راضی نبودم از زندگیم با این وجود همچنان ادامه میدم push on=تسلیم نشدن

پیشنهاد
٠

او به پشت بام رفت و برف را از روی پشت بام کنار زد push off= ( با فشار ) عقب زدن یا پس راندن کسی یا چیزی

پیشنهاد
٠

داری احساستو سرکوب ( کاهش دادن ) میکنی معنی push down دیگه اش هم "سرکوب"کردنه

پیشنهاد
٠

سریال تلویزیونی درباره سفالگری او ارزش کار او را بالا برد push up=بالا بردن/بردن بالا

پیشنهاد
٠

افزایش رقابت باعث کاهش قیمت ها خواهد شد push ( s. th ) down : به معنی "کاهش دادن" میشه

پیشنهاد
٠

هرگونه کمبودی می تواند قیمت ها را افزایش دهد push up=افزایش دادن ( مخصوصا در مورد قیمت کالا یا خدمات )

پیشنهاد
٠

تمرینات فشاری و مقاومتی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اون منو تحریک کرد! push button=تحریک کردن کسی He pushed my buttons!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دنیایی که هر چیزی با فشردن دکمه کار میکند. . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نبودن کسی در خیابان

پیشنهاد
٠

ترک کردن جایی که خالی یا خلوت باشد

پیشنهاد
٠

می ترسم وارد آن خانه متروکه بشوم.

پیشنهاد
٠

عیارمون بالاس در عدم اطاعت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجازه بدهید چشمتان را معاینه کنم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضمیمه کردن، پیوستن، اضافه نمودن، چسباندن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمبر را آنجا بچسبان

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غر شدن قلمبه شدن و بیرون زدن برقلمبیدن طب بادفتق داشتن فتق داشتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیرون زدگی معمولا برای دیسک کمر بکار میرود

پیشنهاد
٠

اون خیلی آدم شادیه jolly ( شخصیت – مثبت ) : توصیف کسی که همیشه خوشحال، خنده رو، و پر انرژیه

پیشنهاد
٠

اون خیلی آدم شادیه—همیشه در حال خندیدن و لبخنده. jolly ( شخصیت – مثبت ) : توصیف کسی که همیشه خوشحال، خنده رو، و پر انرژیه

پیشنهاد
٠

اون خیلی آدم شادیه—همیشه در حال خندیدن و لبخنده. jolly ( شخصیت – مثبت ) : توصیف کسی که همیشه خوشحال، خنده رو، و پر انرژیه

پیشنهاد
٠

اون خیلی آدم شادیه jolly ( شخصیت – مثبت ) : توصیف کسی که همیشه خوشحال، خنده رو، و پر انرژیه

پیشنهاد
٠

اون واقعاً ایده ی خوبیه! jolly ( در انگلیسی بریتانیایی – تأکیدی ) : گاهی به عنوان قید برای تأکید به کار می ره، مثل "jolly good" به معنای "خیلی خوب"

پیشنهاد
٠

اون شب خیلی بانشاط بود، پر از موسیقی و خنده. jolly ( فضا و موقعیت ) : برای توصیف محیطی گرم، دوستانه و پر از شادی