پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
خبرداری که یه آقای قرمزپوش با چشم هایی پر از برق شادی تو بخاری دیواری ( دودکش ) گیر کرده؟ ( منظور اینجا بابانوئله که می خواد هدیه بذاره تو جورابای آ ...
من فکر می کنم چون بارنی خیلی خوشحال و شاد و شنگول است و من مطلقا این طور نبودم. {و} آن باعث می شد {شرایط} بسیار زیاد بدتر بشود.
قاچاق کردن، مخفیانه بردن
قاچاقی ( مخفیانه ) منو از اونجا خارج کردند
مبارزه برای موندن ( قدرت ) و فراخوان رای ستادهای تبلیغاتی در لحظات آخر حرفهای نیش دار یا طعنه آمیز بهم میزنن
انقدر بهم گیر، نده
چهره ای که هیچ حالت خاصی نداره یا چهره ای که دیگه اخمالو یا گرفته نیست و اخماش باز شده یا از حالت گرفته در اومده یا کلا به حالت ریلکس در اومده. کسی ...
یه کم بی خیال شو و به خودت استراحت بده
بهتره از زیر کار در نری، بهتره شُل کار نکنی
تو خیلی یکدنده و لجبازی که آن را بپذیری
تو خیلی یکدنده و لجبازی که آن را بپذیری
یک اسب چموش
لکه های پاک نشدنی
من لجباز ( یک دنده ) هستم، تصمیم را عوض نمیکنم.
من لجباز ( یک دنده ) هستم، تصمیم را عوض نمیکنم.
آنها مسئول مدیریت خرید یکجا اون بیزنس بودن، با دست و پا کردن/تامین ۱۰ میلیون دلار سرمایه
فهمیدنش سخته/مسئله پیچیده است/توضیحش سخته
فهمیدنش سخته/مسئله پیچیده است/توضیحش سخته
نمیخوام پیچیده اش کنم
میدونم موقعیت ناجوریه!
زندگی پیچیده است
شرایط پیچیده نکن
قانون فروشگاه در مورد پس دادن لوازم الکترونیکی چیست؟
باید این ژاکت را پس بدهم چون اندازه من نیست.
شما می توانید کالا را ظرف 30 روز برای بازپرداخت کامل، مرجوع کنید.
ما بعد از کلاس قرار گذاشتیم/با هم بودیم.
آن ها دیشب در مهمانی با هم رابطه برقرار کردند.
مادر وقتی که بچه اش شش ماهه شد، شروع به از شیر گرفتن او کرد.
کشاورز شروع به از شیر گرفتن بره ها از شیر مادرشان کرد.
او بعد از سال ها نوشیدن قهوه، به تدریج از کافئین دور می شد.
آنها سعی کردند سگ را از وابستگی به غذای مرطوب دور کنند.
دور کردن یک کودک از خوراکی های شیرین سخت است.
باید بچه تان را تا یک سالگی از شیر مادر جدا کنید.
او در تلاش است که از عادت های ناسالم خود مانند سیگار کشیدن و پرخوری دور شود.
چند ماه طول کشید تا توله سگ را از شیشه شیر جدا کنند.
والدین معمولاً در زمانی که باید کودک را از پستانک جدا کنند، مشکل دارند.
آنها مجبور شدند گربه سان ها را از شیر مادرشان جدا کنند و شروع به دادن غذای جامد کنند.
عادت بدت رو ترک کن
ذهنت رو از وابسته بودن به حواس پرتی رها کن، ترک بده
من اطمینان کامل بهش دارم.
بن تن تمام عیار
شما یک نابغه تمام عیارید ( واقعا نابغه اید )
شما یک نابغه تمام عیارید ( واقعا نابغه اید )
ما با اطمینان کامل نمی دانیم که پروژه موفق خواهد شد.
در گذشته والدین بر فرزندان خود قدرت مطلق داشتند.
ما به مدرک قطعی نیاز داریم که او پول را گرفته است.
وعده غذایی دیشب خیلی گرون شد.
به نسبت خود دستمزدها افزایش یافته است، اما نه در مقایسه با هزینه زندگی.
به نسبت با خود یا در مقایسه با خود اندازه گیری می شود، نه در مقایسه با چیزهای دیگر
شما حق مسلم دارید که از درمان پزشکی امتناع کنید.