پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٣٠
پیشنهاد
٠

از یه دره ی فوق العاده که رودخانه درست کرده بود، پیاده روی کردیم. gorge ( اسم – جغرافیایی ) : دره ای باریک و عمیق با دیواره های شیب دار، معمولاً شکل ...

پیشنهاد
٠

اونقدر پیتزا خورد که دیگه نمی تونست تکون بخوره. gorge ( فعل – رفتاری ) : با ولع زیاد خوردن، پرخوری کردن تا حدی که دیگه جا نباشه

پیشنهاد
٠

دیدن ظلم حالمو بد می کنه. gorge ( عبارت استعاری – احساس انزجار ) : عبارت "make someone's gorge rise" یعنی باعث انزجار یا حالت تهوع شدن

پیشنهاد
٠

ما قصد داریم سال بعد به استرالیا برویم.

پیشنهاد
٠

این دوره برای دانش آموزان با سطح متوسط درنظر گرفته شده است.

پیشنهاد
٠

من فردا در جلسه شرکت خواهم کرد.

پیشنهاد
٠

او هر دوشنبه در کلاس های انگلیسی شرکت می کند.

پیشنهاد
٠

آیا دیشب در کنسرت شرکت کردید؟

پیشنهاد
٠

آنها در مراسم عروسی شرکت کردند.

پیشنهاد
٠

من امروز به قرار ملاقات با او حاضر نشده ام

پیشنهاد
٠

رفتن به جایی مانند جلسه ، خانه ، کلاس ، مهمانی

پیشنهاد
٠

کاش می توانستم در یک برنامه ی تلویزیونی شرکت کنم

پیشنهاد
٠

همانطور که مرده/آقائه نزدیک میشد، میدونستم ببینم که ( تو راه رفتن ش ) داشت می لنگید

پیشنهاد
٠

هیچ کس از فردایش خبر ندارد.

پیشنهاد
٠

آینده همانی هست که باید بشود آینده همان چیزی است که باید باشد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنگی نه خیلی دور

پیشنهاد
٠

برنامه شما برای آینده چیست؟

پیشنهاد
٠

کارهای روزانه من شامل غذا دادن به سگ و بیرون بردن زباله ها است.

پیشنهاد
٠

تمیز کردن پارکینگ یک کار بزرگ است که فقط سالی یک بار انجام می دهیم.

پیشنهاد
٠

هر شنبه، کار اصلی او لباس شستن است.

پیشنهاد
٠

لباس شستن، یک کار هفتگی است.

پیشنهاد
٠

این آخر هفته کارهای زیادی برای انجام دادن دارم.

پیشنهاد
٠

کارهای روزانه ام رو بکنم میرم خرید.

پیشنهاد
٠

دست از مسخره بازی درآوردن بردار و کارهای خانه ات را تمام کن.

پیشنهاد
٠

محصول جدیدشون تو بازار افتضاح عمل کرد. lay an egg ( استعاری – شکست در تلاش ) : برای توصیف هرگونه تلاش یا پروژه ای که به طور واضح شکست می خورد یا نت ...

پیشنهاد
٠

کمدین دیشب حسابی گند زد—هیچ کس نخندید. lay an egg ( رسانه ای – اجرای افتضاح ) : وقتی کسی، به ویژه در صحنه یا در جمع، عملکردی بسیار ضعیف یا خجالت آور ...

پیشنهاد
٠

سیاستمداری که سالها پیش از اصول خود دست کشیده بود

پیشنهاد
٠

ماشینم را در توقفگاه کنار جاده رها کردم و پیاده راه افتادم

پیشنهاد
٠

مهم است که برای بازنشستگی پول ذخیره کنیم

پیشنهاد
٠

مهم است که برای بازنشستگی پول ذخیره کنیم

پیشنهاد
٠

تاکسی ها باید همراهی کنند با استانداردهای شدید گذاشته شده توسط پلیس

پیشنهاد
٠

این شرکتها یک مجموعه از الزامات حداقلی را گذاشتند

پیشنهاد
٠

برای من تعیین تکلیف نکن

پیشنهاد
٠

قانون/ قاعده و اصولی قرار دادن برای کاری یا افرادی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قانون را وضع کردن ( توسط مجلس )

پیشنهاد
٠

آفتابی نشو یا دیگه گم و گور شو

پیشنهاد
٠

واسه یه مدت نباید آفتابی بشی

پیشنهاد
٠

عفونت کلیوی باعث ناتوانی او برای چند ماه شد.

پیشنهاد
٠

خبر بد یا مشکل خود را به کسی گفتن

پیشنهاد
٠

واسه یه مدت نباید آفتابی بشی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تخم گذاری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[عمران و معماری] خاکریز /خاک دستی/زمین آماده/ زمین ساخته

پیشنهاد
٠

خواهیم دید چند مرده حلاج هستند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

made a big deal out of something

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آشتی کردن / دوباره دوست شدن

پیشنهاد
٠

او شروع به آرایش کردن چشمانش برای مراسم کرد.

پیشنهاد
٠

( او دوست دارد قبل از مهمانی صورتش را آرایش کند.

پیشنهاد
٠

بیا آشتی کنیم و گذشته را فراموش کنیم.

پیشنهاد
٠

بعد از دعوای بزرگشان، آن ها بالاخره آشتی کردند.

پیشنهاد
٠

آن ها بحث کردند، اما بعداً با هم آشتی کردند.