پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٣٠
پیشنهاد
٠

او همیشه برای دیر آمدنش بهانه می سازد.

پیشنهاد
٠

او برای دیر آمدنش یک بهانه ساخت.

پیشنهاد
٠

او یک آهنگ درباره سگش ساخت.

پیشنهاد
٠

زنان ۶۰٪ از کارکنان را تشکیل می دهند.

پیشنهاد
٠

مردان ۶۰٪ از کارکنان را تشکیل می دهند.

پیشنهاد
٠

او یک آهنگ درباره سگش ساخت.

پیشنهاد
٠

این کمیته از سه استاد و دو دانشجو تشکیل شده است.

پیشنهاد
٠

او ارایش زیادی دارد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شخصیت کسی، ویژگی شخصیتی یک فرد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شخصیت کسی، ویژگی شخصیتی یک فرد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اضافه کردن هیزم به آتش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

او یک داستان ساخت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

او اتاقمان را مرتب کرد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

او اتاقمان را مرتب کرد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

او یک داستان ساخت.

پیشنهاد
٠

او ساعت ها روی آرایش خود کار می کند قبل از رفتن به یک مهمانی.

پیشنهاد
٠

او سعی کرد با پوزش جبران کند.

پیشنهاد
٠

کمیته از کارشناسان تشکیل شده است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باهاش آشتی کردم

پیشنهاد
٠

شرمنده ام که هفته قبلی نتوانستیم همدیگر را ببینیم، اما این هفته جبران خواهم کرد.

پیشنهاد
٠

شرمنده ام که هفته قبلی نتوانستیم همدیگر را ببینیم، اما این هفته جبران خواهم کرد.

پیشنهاد
٠

او واقعا میخواد آشتی کنه؟

پیشنهاد
٠

او واقعا میخواد آشتی کنه؟

پیشنهاد
٠

شرمنده ام که هفته قبلی نتوانستیم همدیگر را ببینیم، اما این هفته جبران خواهم کرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جبران کردن چیزی

پیشنهاد
٠

این اعداد خیلی کوچک هستند، من نمی توانم ببینم آنها را اصلا ( به سختی میتوانم ببینم )

پیشنهاد
٠

وانمود کردم که آشپزی بلدم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساخته شده است از

پیشنهاد
٠

او شخص عجیبی است_اصلا نمیتوانم درکش کنم

پیشنهاد
٠

او شخص عجیبی است_اصلا نمیتوانم درکش کنم

پیشنهاد
٠

من نمی توانم نوشته شما را بفهمم ( به سختی پتوجه می شوم )

پیشنهاد
٠

من یک چک۲۰ دلاری تنظیم کردم برای مغازه هنری

پیشنهاد
٠

هیچکس درک نمی کند چرا تو باید مورد حمله قرارگرفته باشی ( درکش سخت است )

پیشنهاد
٠

لطفا یک صورتحساب تنظیم کنید برای این کالاها

پیشنهاد
٠

یه نفرو خیلی با احساس بوس کردن

پیشنهاد
٠

یه نفرو خیلی با احساس بوس کردن

پیشنهاد
٠

امروز صبح چطور پیش رفتی؟

پیشنهاد
٠

فرن با شغل جدیدش چطور داره پیش میره؟

پیشنهاد
٠

فقط میتوانستم در تاریکی حفره کوچک نورانی ای را ببینم

پیشنهاد
٠

من اصلاً نمی تونم جیک رو درک کنم یکی از معنیmake out درک نکردن رفتار فلانی

پیشنهاد
٠

این کتاب اونو یک آدم تبهکار نشون میده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه نفرو خیلی با احساس بوس کردن

پیشنهاد
٠

ون به خارج از شهر راهی شد /حرکت کرد

پیشنهاد
٠

او راهش را به سمت یک کالسکه منتظر ( منتظر مسافر ) پیمود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به سمت خانه راه افتاد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به سمت خانه راه افتاد

پیشنهاد
٠

بعد از ناهار، راه میفتم سمت مدرسه. بعد از ناهار، میزنم میرم مدرسه بعد از ناهار، میفتم توی راه مدرسه هر سه ترجمه بالا منظور اینه که بعد که ناهارمو خو ...

پیشنهاد
٠

بعد از ناهار، راه میفتم سمت مدرسه. بعد از ناهار، میزنم میرم مدرسه بعد از ناهار، میفتم توی راه مدرسه هر سه ترجمه بالا منظور اینه که بعد که ناهارمو خو ...

پیشنهاد
٠

جک بطرف در راه افتاد

پیشنهاد
٠

او بطرف در راه افتاد