پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
چطور می توانم این را به آرامی بیان کنم؟ یکی از معنای محاوره ایش "گفتن" هست که در واقع فرم خلاصه put into words هست.
به روش خوبی مطلبت رو ادا کردی.
ضد آفتاب زدن
پشت سرکسی حرف زدن ، شایعه پراکنی کردن
پشت سرکسی حرف زدن ، شایعه پراکنی کردن
پشت سرکسی حرف زدن ، شایعه پراکنی کردن
اون آهنگارو گوش میدم
چسباندن چسب زخم
اودستگیر و به زندان انداخته شد
پشت سرکسی حرف زدن ، شایعه پراکنی کردن
سخته که احساساتت رو توی کلمات بگی put=گفتن یا نوشتن به صورت طور خاص
در دور آخر مسابقه ییکی از دونده ها شروع کرد به جلو زدن.
حالا، دونده پیشتاز داره خوب جلو می زند از بقیه دونده ها.
دوران نقاهت را گذراندن
بهبود بخشیدن وضعیت چیزی
امیدوارم بتونم از پسش بربیام
جمع آوری سیگاراز فروشگاهها ( ممنوع کردن فروش )
من دیگه نمی کشم ( نمی تونم از پسش بربیام )
کندن چسب زخم
سریع لباسام کندم
او ژاکت ش از تنش درآورد
باد کلاهشو برد
پزشک ها فکر نمی کردن جون سالم به در ببره، ولی نجات پیدا کرد. pull through ( پزشکی – نجات ) : عبور موفقیت آمیز از بیماری یا وضعیت خطرناک جسمی
میشه یه کاری که سخته و دور از انتظار رو با موفقیت انجامش بدی
شرکت از رکود اقتصادی عبور کرد. pull through ( اجتماعی – مالی یا موقعیتی ) : موفقیت در عبور از شرایط سخت اقتصادی، شغلی یا خانوادگی
بعد از ماه ها افسردگی بالاخره ازش عبور کرد. pull through ( روانی – احساسی ) : عبور از بحران روحی، افسردگی، یا شرایط دشوار روانی
از چیزی عبور کردن و رد شدن و . . .
او پول زیادی را درآورد ( کسب کرد )
او تصمیم گرفت کنار جاده توقف کند تا کمی استراحت کند.
کمپین جدید شرکت برای جذب مشتریان بیشتر طراحی شده است.
به پشت دراز بکش، زانوهات بغل کن و بیار به سمت ( تا روی ) سینه ت.
باید کنار بزنیم و نقشه را بررسی کنیم، فکر می کنم راه را گم کرده ایم.
اگر شروع به احساس خستگی کردی، لطفاً فوراً کنار بزن و استراحت کن.
لباسی که از سر پوشیده می شود پُلیوِر تو کانادا و امریکا میگن
به هودی ای اشاره دارد که باید از روی سر بپوشید و زیپ یا دکمه در قسمت جلو ندارد.
افسر پلیس به راننده اشاره کرد که کنار جاده توقف کند.
مبل تختخواب شو
همینجا نگه دار
قبل اینکه راه بیفتیم
اون از زیر زبونم کشید.
اون از زیر زبونم کشید.
فائق آمدن بر مشکلات - پشت سر گذاشتن مشکلات
این چرخ دارد تا بتونی رو زمین بکشید
چند اسکناس از کیف پولم بیرون می آورم
موهایم را پشت سرم میبندم
نفت را از زمین استخراج میکنیم، بیرون میکشیم pull=استخراج کردن، درآوردن، بیرون آوردن است
تو تونستی این کارو انجام بدی.
او نفوذ زیادی دارد.
بازیابی اطلاعات
سر کسی رو شیره مالیدن سربه سر کسی گذاشتن سر کسی کلاه گذاشتن کلاه کسی را برداشتن گول زدن کسی کلک زدن فریب دادن