پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٣٠
پیشنهاد
٠

چطور می توانم این را به آرامی بیان کنم؟ یکی از معنای محاوره ایش "گفتن" هست که در واقع فرم خلاصه put into words هست.

پیشنهاد
٠

به روش خوبی مطلبت رو ادا کردی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضد آفتاب زدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشت سرکسی حرف زدن ، شایعه پراکنی کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشت سرکسی حرف زدن ، شایعه پراکنی کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشت سرکسی حرف زدن ، شایعه پراکنی کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اون آهنگارو گوش میدم

پیشنهاد
٠

چسباندن چسب زخم

پیشنهاد
٠

اودستگیر و به زندان انداخته شد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشت سرکسی حرف زدن ، شایعه پراکنی کردن

پیشنهاد
٠

سخته که احساساتت رو توی کلمات بگی put=گفتن یا نوشتن به صورت طور خاص

پیشنهاد
٠

در دور آخر مسابقه ییکی از دونده ها شروع کرد به جلو زدن.

پیشنهاد
٠

حالا، دونده پیشتاز داره خوب جلو می زند از بقیه دونده ها.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوران نقاهت را گذراندن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهبود بخشیدن وضعیت چیزی

پیشنهاد
٠

امیدوارم بتونم از پسش بربیام

پیشنهاد
٠

جمع آوری سیگاراز فروشگاهها ( ممنوع کردن فروش )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من دیگه نمی کشم ( نمی تونم از پسش بربیام )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کندن چسب زخم

پیشنهاد
٠

سریع لباسام کندم

پیشنهاد
٠

او ژاکت ش از تنش درآورد

پیشنهاد
٠

باد کلاهشو برد

پیشنهاد
٠

پزشک ها فکر نمی کردن جون سالم به در ببره، ولی نجات پیدا کرد. pull through ( پزشکی – نجات ) : عبور موفقیت آمیز از بیماری یا وضعیت خطرناک جسمی

پیشنهاد
٠

میشه یه کاری که سخته و دور از انتظار رو با موفقیت انجامش بدی

پیشنهاد
٠

شرکت از رکود اقتصادی عبور کرد. pull through ( اجتماعی – مالی یا موقعیتی ) : موفقیت در عبور از شرایط سخت اقتصادی، شغلی یا خانوادگی

پیشنهاد
٠

بعد از ماه ها افسردگی بالاخره ازش عبور کرد. pull through ( روانی – احساسی ) : عبور از بحران روحی، افسردگی، یا شرایط دشوار روانی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از چیزی عبور کردن و رد شدن و . . .

پیشنهاد
٠

او پول زیادی را درآورد ( کسب کرد )

پیشنهاد
٠

او تصمیم گرفت کنار جاده توقف کند تا کمی استراحت کند.

پیشنهاد
٠

کمپین جدید شرکت برای جذب مشتریان بیشتر طراحی شده است.

پیشنهاد
٠

به پشت دراز بکش، زانوهات بغل کن و بیار به سمت ( تا روی ) سینه ت.

پیشنهاد
٠

باید کنار بزنیم و نقشه را بررسی کنیم، فکر می کنم راه را گم کرده ایم.

پیشنهاد
٠

اگر شروع به احساس خستگی کردی، لطفاً فوراً کنار بزن و استراحت کن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لباسی که از سر پوشیده می شود پُلیوِر تو کانادا و امریکا میگن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هودی ای اشاره دارد که باید از روی سر بپوشید و زیپ یا دکمه در قسمت جلو ندارد.

پیشنهاد
٠

افسر پلیس به راننده اشاره کرد که کنار جاده توقف کند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبل تختخواب شو

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همینجا نگه دار

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قبل اینکه راه بیفتیم

پیشنهاد
٠

اون از زیر زبونم کشید.

پیشنهاد
٠

اون از زیر زبونم کشید.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فائق آمدن بر مشکلات - پشت سر گذاشتن مشکلات

پیشنهاد
٠

این چرخ دارد تا بتونی رو زمین بکشید

پیشنهاد
٠

چند اسکناس از کیف پولم بیرون می آورم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موهایم را پشت سرم میبندم

پیشنهاد
٠

نفت را از زمین استخراج میکنیم، بیرون میکشیم pull=استخراج کردن، درآوردن، بیرون آوردن است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تو تونستی این کارو انجام بدی.

پیشنهاد
٠

او نفوذ زیادی دارد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازیابی اطلاعات

پیشنهاد
٠

سر کسی رو شیره مالیدن سربه سر کسی گذاشتن سر کسی کلاه گذاشتن کلاه کسی را برداشتن گول زدن کسی کلک زدن فریب دادن