پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٢١
پیشنهاد
٠

یک تابلوی جدید را روی دیوار اتاق نشیمن قرار دادم.

پیشنهاد
٠

آنها یک تابلوی یادبودی را برای تجلیل از سربازان شهید قرار دادند.

پیشنهاد
٠

ما در طول آخر هفته برای خویشاوندمان میزبانی می کنیم

پیشنهاد
٠

مثلا به نفر جلویی که پشتیه صندلیشو توی پرواز خم کرده میگیم ینی میشه یکم صاف کنی صندلیتو ( چون پاهاتون داره اذیت میشه )

پیشنهاد
٠

مثلا به نفر جلویی که پشتیه صندلیشو توی پرواز خم کرده میگیم ینی میشه یکم صاف کنی صندلیتو ( چون پاهاتون داره اذیت میشه )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به نشانه ی تسلیم دست خود را بالا آوردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحمل کردن صدا / کنار امدن با صدا

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تشویق به کاری احمقانه کردن متقاعد به کاری احمقانه کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تشویق به کاری احمقانه کردن متقاعد به کاری احمقانه کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تشویق به کاری احمقانه کردن متقاعد به کاری احمقانه کردن

پیشنهاد
٠

تشویق به کاری احمقانه کردن متقاعد به کاری احمقانه کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دعوا درست نکن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موهاتو بالای سرت ببند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساختن هتل

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بالا بردن دست

پیشنهاد
٠

همیشه جلوی بقیه منو ضایع می کنه. put down ( تحقیرآمیز – محاوره ای ) : با حرف یا رفتار، کسی رو ضایع یا تحقیر کردن

پیشنهاد
٠

جعبه ی سنگین رو زمین گذاشت و نفس کشید. put down ( زمین گذاشتن – فیزیکی ) : چیزی رو از دست یا بغل زمین گذاشتن

پیشنهاد
٠

آدرس رو یادداشت کردم که یادم نره. put down ( یادداشت کردن – رسمی ) : نوشتن یا ثبت کردن چیزی برای یادآوری

پیشنهاد
٠

ارتش شورش رو سریع سرکوب کرد. put down ( سرکوب کردن – سیاسی/نظامی ) : سرکوب شورش یا اعتراض

پیشنهاد
٠

به خاطر بیماری مجبور شدن سگشون رو بکشن. put down ( کشتن – انسانی/دامپزشکی ) : کشتن حیوانی که بیمار یا پیر شده—اغلب با تزریق

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکست دادن، از میدان به در کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکست دادن، از میدان به در کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکست دادن، از میدان به در کردن

پیشنهاد
٠

پس تو تنها کسی هستی که اجازه داری اونو تحقیر کنی؟!

پیشنهاد
٠

سلاح های خود را مطیعانه ( از روی تسلیم ) کنار کذاشتند وتسلیم شدند.

پیشنهاد
٠

من نام شما را برای جلسه فردا تعیین کرده ام.

پیشنهاد
٠

من شما رو برای شنبه صبح ها اینجا میزارم. put down=در مورد اشخاص یعنی گذاشتن کسی مثلا برای شیفت کاری یا جایی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بچه را خواباندن

پیشنهاد
٠

میذارمش به حساب یه سوءتفاهم ساده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باید بکشیش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشتن یا از بین بردن ( حیوانات )

پیشنهاد
٠

وقتی موهات بازه زیبا و خوشگلی

پیشنهاد
٠

ژاکتت را بپوش، هوا سرد است.

پیشنهاد
٠

باید چند جوراب تمیز بپوشم.

پیشنهاد
٠

او قبل از بیرون رفتن، کتش را پوشید.

پیشنهاد
٠

او یک شلوار جین کهنه پوشید تا اتاق را رنگ کند.

پیشنهاد
٠

او بهترین لباسش را برای مهمانی پوشید.

پیشنهاد
٠

فراموش نکن کلاهت را بپوشی.

پیشنهاد
٠

او کفش هایش را پوشید و از خانه رفت.

پیشنهاد
٠

دولت مجبور نیست دستگاه های ردیاب روی ما کاربزاره!

پیشنهاد
٠

باید دولت رو به آتش بکشیم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به آتش کشیدن/نابود کردن چیزی

پیشنهاد
٠

بازی تموم شد. تو نمایش ضعیفی رو اجرا کردی!

پیشنهاد
٠

آن ها می تونند به مردم وانمود کنند که حالشون خوبه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اضافه وزن داشتن، چاق شدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

او کتری را روشن کرد

پیشنهاد
٠

قبل اینکه عکس بگیری بزارم یکم سر و ریختمو درست کنم.

پیشنهاد
٠

اون واقعا خوشحال نیست اون فقط داره وانمود میکنه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمربندت را ببند

پیشنهاد
٠

آشکارا بگم، نمی تونم با هر چه شما می گید موافق باشم.