پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٢١
پیشنهاد
٠

دیدی چقدر غذا خورد؟

پیشنهاد
٠

برو کاراتو انجام بده و کمدتو مرتب کن وگرنه به رئیس میگم!

پیشنهاد
٠

تقریبا وقت آن است که این ماشین خیاطی مسن بازنشسته/از رده خارج می شد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیگارتو خاموش کن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیگارتو خاموش کن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به چه دردی میخوره

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصلا چطور است یک

پیشنهاد
٠

خاموش کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستش را دراز کرد put out=دراز کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراموش کن

پیشنهاد
٠

کنار گذاشتن کسی از کارش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنار گذاشتن کسی از کارش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاموش کردن

پیشنهاد
٠

نگفت کارشو از دست داده، ولی وقتی دیدم کل هفته خونه ست، خودم دو دو تا چهار تا کردم.

پیشنهاد
٠

دیدم داره گریه می کنه و زود رفت، دیگه خودم فهمیدم چی شده.

پیشنهاد
٠

اون کری رو تو کافه با اندرو دیده دیگه خودت تا تهش برو ( حدس بزن چی شده )

پیشنهاد
٠

سر نخ ها رو کنار هم گذاشت و فکر کرد با هم رابطه دارن.

پیشنهاد
٠

راهنمای چپ ( ماشین ) را بزن و بپیچ به چپ

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک مقدار آب بریز توی ( یک چیزی ) بجای : Pour some water Add some water

پیشنهاد
٠

من باید زمان بیشتری رو صرف کنم / بگذرونم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گزارش قرار دادن

پیشنهاد
٠

دادیم یک دوش جدید نصب کنند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به مخاطره انداختن، در معرض انقراض قرار داشتن

پیشنهاد
٠

لباساتو داخل ساک بزار گذاشتن چیزی داخل چیز دیگه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در تقویمت یادداشت کن یادداشت کردن /درج کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پریدن وسط حرف کسی

پیشنهاد
٠

وقتی شما ساعتهای زیادی را برای تمرین صرف کرده اید. . . .

پیشنهاد
٠

میخواستم این نقاشیُ تو یه مجله درج کنم

پیشنهاد
٠

برای پیشنهاد، زمان بیشتری اختصاص دهید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پسورد تان را وارد کنید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اضافه کردن یک سفارش در لیست خرید, در ج کردن سفارش یا پیشنهاد در لیست

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اضافه کردن یک سفارش در لیست خرید, در ج کردن سفارش یا پیشنهاد در لیست

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نا امید نشو

پیشنهاد
٠

جلسه تا هفته اول ژوئن به تعویق افتاده است.

پیشنهاد
٠

او با بهانه اینکه خیلی کار برای انجام دادن داشت، او را از سر باز کرد.

پیشنهاد
٠

تصادف تا آخر عمر او را از رانندگی کردن بازداشت.

پیشنهاد
٠

بوی بد داخل اتاق تو ذوق هرکسی که وارد میشه میزنه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تو ذوق خوردن، زده شدن

پیشنهاد
٠

تصادفه دلمو از رانندگی کردن زد دل زدگی . دل رو زدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عقب انداختن چیزی به تاخیر انداختن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عقب انداختن چیزی به تاخیر انداختن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منحرف کردن کسی

پیشنهاد
٠

مقاومت بسیار قدرتمندی از خود نشان داد

پیشنهاد
٠

مدرسه تصمیم گرفت پس از یک سال غیبت برنامه هنر را بازگرداند.

پیشنهاد
٠

شرکت به دلیل تقاضای عمومی یک محصول قدیمی را بازآورده است

پیشنهاد
٠

می توانید لطفاً کتابم را بازگردانید هنگامی که خواندن آن را تمام کرده اید؟

پیشنهاد
٠

شهر یک نمایش آتش بازی برای جشن سال نو برپا می کند.

پیشنهاد
٠

بیایید سنت شام های خانوادگی را بازگردانی کنیم.

پیشنهاد
٠

این آهنگ خاطرات دوران کودکی را بازآوری می کند.

پیشنهاد
٠

ما باید قبل از تاریک شدن چادر را برپا کنیم