پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
نخ دندان کشیدن لثه های شما رو سلامت نگه میداره
سقف ساز تخته های سقف آسیب دیده از طوفان رو تعمیر کرد. roofer ( شغلی – ساختمانی ) : فردی که در نصب، تعمیر، یا تعویض سقف های ساختمان تخصص دارد—اعم از ...
یه سقف کار صدا زدم که نشتی بالای آشپزخونه رو درست کنه. roofer ( محاوره ای – شهری ) : در برخی مناطق، به صورت عامیانه به کسی گفته می شه که در کار ساخت ...
سقف سازها باید موقع کار در ارتفاع، پروتکل های ایمنی سخت گیرانه رو رعایت کنن. Roofer ( فنی – ایمنی ) : شغلی که نیازمند مهارت های فنی، آشنایی با مصالح ...
نشخوار فکری من را مبدل به یک ( فرد ) ناکام یا شکست خورده خواهد کرد.
چند ساله دیگه ماهم مثل اونا میشیم
در اصل یک اتاق خواب بود، اما ما ان را به یک اتاق مطالعه تبدیل کردیم
تشخیص دادن واقعیت از وهم و خیال
ما تقریباً با خیال راحت وارد این جنگ شدیم
بعد از تمام کردن امتحانمان همه احساس شادی و راحتی ( آسوده خاطری ) داشتیم
می توانی این خار را از توی پایم در بیاوری؟
مجرم ها با بخشش جامعه توسعه پیدا میکنند
ممکن است روشهای مشابهی برای موفق شدن وجود داشته باشد.
اسطوخودوس در خاک ضعیف رشد می کند.
بسیاری از افراد در یک سبک زندگی پر استرس موفق عمل می کنند.
افراد خلاق معمولاً بسیار مصمم هستند و در عبور از موانع موفق عمل می کنند.
امروز شرکت او به رشد خود ادامه می دهد.
مانعی که باید بر آن غلبه کرد برای یک مرد در حد توانایی او چیزی نیست
او شاید احساس خستگی می کرده است. = اوشاید احساس میکرده است که تحت تاثیر شدید خستگی قرار گرفته است ( و از خستگی داره از پا در میاد )
فائق آمدن بر مشکلات یکی پس از دیگری
وقتی فهمید برنده بورسیه شده است زن جوان تحت تأثیر احساسات قرار گرفت.
این خانواده برای خرید این خانه بر بسیاری موانع فایق آمدند.
سرانجام او توانست در کلاس بر خجالتی بودنش غلبه کند.
یوونتوس در یک بازی مهیج بر آژاکس غلبه کرد.
او که احساسات سراسر وجودش را فرا گرفته بود / احساس کرد که برای چند دقیقه قادر به صحبت نیست.
از اینکه به ملاقات پدر در حال مرگش نرفته بود ، پشیمانی سراسر وجودش را فرا گرفته بود.
وقتی همسرش درگذشت غم و اندوه او را از پا در آورد
این شرکت باید بر سماجت خود در برابر فناوری جدید غلبه کند
این طرح برای کمک به زنان و اقلیت ها برای غلبه بر تبعیض در محل کار طراحی شده است.
او قبل از اینکه بتواند از آپارتمان بیرون بیاید ، به وسیله دود از پای در آمد
من باور دارم که سرانجام ما پیروز خواهیم شد.
او که احساسات سراسر وجودش را فرا گرفته بود / احساس کرد که برای چند دقیقه قادر به صحبت نیست.
چگونه می توانیم از پس مسائل سرعت بربیاییم؟ overcome=بَرآمدن: تلویحا از پَس چیزی برآمدن ( من از پَس این مشکل بَرمی آیم )
او در نهایت تونست به ترسش از پرواز غلبه کنه
او تحت تاثیر سولفید هیدروژن قرار گرفت
گاهی وقتها علایق و دلبستگی هایشان مغایر هم بودند.
یک تعارض و ناسازگاری بین تجارت و زندگی خانوادگی اش
درگیری زیادی بین همکلاسیهایش وجود داشت
من همیشه تلاش میکنم که از مشاجره تا حد ممکن خودداری کنم
من می خواهم مقداری پول برای یک ماشین جدید کنار بگذارم.
اون طرح و نقشه جالبیه و من فکر میکنم اون نظرشو به خوبی بیان کرد.
من مقداری پول برای یک ماشین جدید کنار گذاشتم.
کمدین شوخی هایش را با زمان بندی و ارائه عالی بیان کرد.
نمی خواهم مادرم را برای ازدواجم به دردسر بیندازم
او اهمیت کار گروهی را در سخنرانی اش به خوبی بیان کرد.
خودم خرج دانشگاهم را میدهم put through=خرج کسی را در حین مدرسه یا دانشگاه کشیدن
اجازه بدید یک تغییر رو روی آدرس اعمال کنیم
او هر ماه مقداری پول برای بازنشستگی اش کنار می گذارد.
باید ظرف های تمیز را از ماشین ظرفشویی بگذارم سر جایشان.
لطفاً وقتی بازی ات تمام شد، اسباب بازی هایت را جمع کن.