پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٢١
پیشنهاد
٠

نخ دندان کشیدن لثه های شما رو سلامت نگه میداره

پیشنهاد
٠

سقف ساز تخته های سقف آسیب دیده از طوفان رو تعمیر کرد. roofer ( شغلی – ساختمانی ) : فردی که در نصب، تعمیر، یا تعویض سقف های ساختمان تخصص دارد—اعم از ...

پیشنهاد
٠

یه سقف کار صدا زدم که نشتی بالای آشپزخونه رو درست کنه. roofer ( محاوره ای – شهری ) : در برخی مناطق، به صورت عامیانه به کسی گفته می شه که در کار ساخت ...

پیشنهاد
٠

سقف سازها باید موقع کار در ارتفاع، پروتکل های ایمنی سخت گیرانه رو رعایت کنن. Roofer ( فنی – ایمنی ) : شغلی که نیازمند مهارت های فنی، آشنایی با مصالح ...

پیشنهاد
٠

نشخوار فکری من را مبدل به یک ( فرد ) ناکام یا شکست خورده خواهد کرد.

پیشنهاد
٠

چند ساله دیگه ماهم مثل اونا میشیم

پیشنهاد
٠

در اصل یک اتاق خواب بود، اما ما ان را به یک اتاق مطالعه تبدیل کردیم

پیشنهاد
٠

تشخیص دادن واقعیت از وهم و خیال

پیشنهاد
٠

ما تقریباً با خیال راحت وارد این جنگ شدیم

پیشنهاد
٠

بعد از تمام کردن امتحانمان همه احساس شادی و راحتی ( آسوده خاطری ) داشتیم

پیشنهاد
٠

می توانی این خار را از توی پایم در بیاوری؟

پیشنهاد
٠

مجرم ها با بخشش جامعه توسعه پیدا میکنند

پیشنهاد
٠

ممکن است روشهای مشابهی برای موفق شدن وجود داشته باشد.

پیشنهاد
٠

اسطوخودوس در خاک ضعیف رشد می کند.

پیشنهاد
٠

بسیاری از افراد در یک سبک زندگی پر استرس موفق عمل می کنند.

پیشنهاد
٠

افراد خلاق معمولاً بسیار مصمم هستند و در عبور از موانع موفق عمل می کنند.

پیشنهاد
٠

امروز شرکت او به رشد خود ادامه می دهد.

پیشنهاد
٠

مانعی که باید بر آن غلبه کرد برای یک مرد در حد توانایی او چیزی نیست

پیشنهاد
٠

او شاید احساس خستگی می کرده است. = اوشاید احساس میکرده است که تحت تاثیر شدید خستگی قرار گرفته است ( و از خستگی داره از پا در میاد )

پیشنهاد
٠

فائق آمدن بر مشکلات یکی پس از دیگری

پیشنهاد
٠

وقتی فهمید برنده بورسیه شده است زن جوان تحت تأثیر احساسات قرار گرفت.

پیشنهاد
٠

این خانواده برای خرید این خانه بر بسیاری موانع فایق آمدند.

پیشنهاد
٠

سرانجام او توانست در کلاس بر خجالتی بودنش غلبه کند.

پیشنهاد
٠

یوونتوس در یک بازی مهیج بر آژاکس غلبه کرد.

پیشنهاد
٠

او که احساسات سراسر وجودش را فرا گرفته بود / احساس کرد که برای چند دقیقه قادر به صحبت نیست.

پیشنهاد
٠

از اینکه به ملاقات پدر در حال مرگش نرفته بود ، پشیمانی سراسر وجودش را فرا گرفته بود.

پیشنهاد
٠

وقتی همسرش درگذشت غم و اندوه او را از پا در آورد

پیشنهاد
٠

این شرکت باید بر سماجت خود در برابر فناوری جدید غلبه کند

پیشنهاد
٠

این طرح برای کمک به زنان و اقلیت ها برای غلبه بر تبعیض در محل کار طراحی شده است.

پیشنهاد
٠

او قبل از اینکه بتواند از آپارتمان بیرون بیاید ، به وسیله دود از پای در آمد

پیشنهاد
٠

من باور دارم که سرانجام ما پیروز خواهیم شد.

پیشنهاد
٠

او که احساسات سراسر وجودش را فرا گرفته بود / احساس کرد که برای چند دقیقه قادر به صحبت نیست.

پیشنهاد
٠

چگونه می توانیم از پس مسائل سرعت بربیاییم؟ overcome=بَرآمدن: تلویحا از پَس چیزی برآمدن ( من از پَس این مشکل بَرمی آیم )

پیشنهاد
٠

او در نهایت تونست به ترسش از پرواز غلبه کنه

پیشنهاد
٠

او تحت تاثیر سولفید هیدروژن قرار گرفت

پیشنهاد
٠

گاهی وقتها علایق و دلبستگی هایشان مغایر هم بودند.

پیشنهاد
٠

یک تعارض و ناسازگاری بین تجارت و زندگی خانوادگی اش

پیشنهاد
٠

درگیری زیادی بین همکلاسیهایش وجود داشت

پیشنهاد
٠

من همیشه تلاش میکنم که از مشاجره تا حد ممکن خودداری کنم

پیشنهاد
٠

من می خواهم مقداری پول برای یک ماشین جدید کنار بگذارم.

پیشنهاد
٠

اون طرح و نقشه جالبیه و من فکر میکنم اون نظرشو به خوبی بیان کرد.

پیشنهاد
٠

من مقداری پول برای یک ماشین جدید کنار گذاشتم.

پیشنهاد
٠

کمدین شوخی هایش را با زمان بندی و ارائه عالی بیان کرد.

پیشنهاد
٠

نمی خواهم مادرم را برای ازدواجم به دردسر بیندازم

پیشنهاد
٠

او اهمیت کار گروهی را در سخنرانی اش به خوبی بیان کرد.

پیشنهاد
٠

خودم خرج دانشگاهم را میدهم put through=خرج کسی را در حین مدرسه یا دانشگاه کشیدن

پیشنهاد
٠

اجازه بدید یک تغییر رو روی آدرس اعمال کنیم

پیشنهاد
٠

او هر ماه مقداری پول برای بازنشستگی اش کنار می گذارد.

پیشنهاد
٠

باید ظرف های تمیز را از ماشین ظرفشویی بگذارم سر جایشان.

پیشنهاد
٠

لطفاً وقتی بازی ات تمام شد، اسباب بازی هایت را جمع کن.