نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the infirmary was separate from the school: درمانگاه از مدرسه جدا بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
audio equipment: تجهیزات صوتی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they went squealing to the european commission: در حالی که شاکی بودن به کمیسیون ارو ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the infirmary is located next to the gymnasium: اتاق پرستاری در کنار سالن ورزشی قرا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
things got pretty ugly: کارها تا حدودی ناخوشایند شد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was late to the meeting and as luck would have it the ceo was there that day: به جلسه دیر رسیدم، و از بدبیاری، هم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the car left the road and ended up in a ditch: ماشین از جاده خارج شد و افتاد تو یه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they overestimated the time needed to finish the project: اونا زمان لازم برای اتمام پروژه رو ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the government tried to stifle the protests: دولت سعی کرد اعتراضات را خاموش کند.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
but my boot's harder: اما خانواده ی من سر سخت تر از این چ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a long channel dug at the side of a field or road to hold or take away water: کانالی طولانی که در کنار مزرعه یا ج ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you should thank your lucky stars that your boss didn't see you arrive late: باید شکرگزار ستاره های بخت خود باشی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her importance in the company was overestimated: نقش اون در شرکت بیش از حد بزرگ جلوه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't open your mouth: دهانت را باز نکن.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he stifled a yawn during the meeting: او در جلسه خمیازه اش را کنترل کرد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
politically exposed person: شخص در معرض سیاسی. در مقررات مالی، ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with any luck the traffic will be light and we'll arrive early: اگر کمی بخت با ما یار باشد، ترافیک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she knew her father would not agree but she begged him nonetheless: او می دانست که پدرش موافقت نخواهد ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take tea: tea در معنای ماریجوانا، همراه با فع ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she opened her speech with a joke: او سخنرانی خود را با یک شوخی آغاز ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the boot is on the other foot: گهی پشت بر زین ، گهی زین به پشت
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can count on him: من میتونم رو اون آقا حساب کنم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he ditched his girlfriend: دوست دخترشو دک کرد ( پیچوند، دست به ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
intact couple: زوجی که با هم ازدواج کرده اند و با ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if our luck is against us it will rain during the entire outdoor wedding: اگر بخت با ما یار نباشد، مراسم عروس ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't get on my nerves i will give you the boot: رو اعصابم نرو با اردنگی میندازمت بی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the elevator doors parted: در های آسانسور جدا شدند [باز شدند]
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the government has ditched plans to privatise the prison: دولت برنامه های خصوصی سازی زندان رو ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you overestimate my value to the company: شما ارزش من را در شرکت دست بالا گرف ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his reputation survived intact: اعتبارش بدون خدشه باقی ماند به اعتب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we searched for a solution all day but with no luck: تمام روز دنبال یک راه حل گشتیم اما ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will give you the boot: با اردنگی میندازمت بیرون
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the new road building programme has been ditched: برنامه ساخت جاده جدید کنار گذاشته ش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't overestimate your strength: قدرتت رو دست بالا نگیر
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his car remained intact after accident: ماشینش سالم ماند بعد از تصادف
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please count those items in the box: لطفا اون اقلام در جعبه رو بشمار
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to act strange: عجیب غریب رفتار کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ditch the laziness and do your tasks: تنبلی رو کنار بگذار
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was very good in the part: او خیلی نقشش را خوب بازی می کرد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's been down on his luck ever since he lost his job: از وقتی کارش را از دست داده، بدبیار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
life is a gift: زندگی یک هدیه است
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after the company lost a big contract several employees got the chop: بعد از اینکه شرکت یک قرارداد بزرگ ر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is the deed that counts not the thought: این اعمال هستند که محاسبه میشوند نه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
two balloonists had to ditch during the race: دو بالن سوار در طول مسابقه مجبور شد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
teachers apparently expect a certain amount of aggressive behavior from boys: ظاهراً معلم ها تاحدی از دانش آموزان ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's always playing a part: او همیشه نقش بازی میکند!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you missed the last bus tough luck: آخرین اتوبوس را از دست دادی؟ بد اقب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the boss booted that girl out of the company that's why she is unemployed now: رئیس اون دختره را از شرکت انداختش ب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make your first impression count: برداشت اول از خودتونو مهم بدونین.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has recently parted from his wife: او اخیرا از زنش جدا شده است.
٦ ماه پیش