نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was very tense before the exam: او قبل از امتحان خیلی عصبی بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she sealed the envelope: او پاکت را مهر و موم کرد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the structure's not yet declared safe: هنوز اعلام نکردند ساختمون امنه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sealed container: یک مخزن مهر و موم شده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the doctor relocated his shoulder: دکتر شونشو جا انداخت relocate = ( پ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seal someone's fate: سرنوشت کسی را رقم زدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scientists have succeeded in cloning a number of plants: دانشمندان موفق شده اند تعدای از گیا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he retrieved his lost phone: گوشی گمشده ش رو پیدا کرد و برگردوند ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she removed her shoes: او کفشش را در آورد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seals can often be seen on the coast: فک ها اغلب در ساحل دیده می شوند.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the jar has a tight seal: شیشه درپوش محکمی دارد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her jaw tensed as she waited for the news: فکش منقبض شد وقتی منتظر خبر بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people wanted to remove the president from his office: مردم میخوان رئیس جمهورو از دفترش بی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they sealed the deal with a handshake: آن ها معامله را با دست دادن نهایی ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he tensed his muscles ready to run: او عضلاتش را منقبض کرد، آماده دویدن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the house has now been split up into individual flats: خانه در حال حاضر به آپارتمان های جد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was a routine procedure: این یک روش معمول بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he possesses a large collection of rare coins: او مجموعه بزرگی از سکه های کمیاب را ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to confess information about another especially to the police or a person in authority: اعتراف به اطلاعات مربوط به دیگری به ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an ugly face: یک چهره زشت
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company possesses valuable patents: این شرکت دارای حق ثبت اختراعات ارزش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she feared they would victimize her for squealing on their pals: می ترسید به خاطر لو دادن دوستانشان ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cowpuncher: ( امریکا - عامیانه ) گاوچران
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they possess the land and all the resources on it: آنها زمین و تمام منابع موجود در آن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we on the path of success: ما در مسیر موفقیت قرار داریم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
forgive the cowboy talk: لطفا لحن کوچه بازاری من رو ببخش. c ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
anyone with information should contact the police: هر کس اطلاعات دارد باید با پلیس تما ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
especially at things that break up the daily routine: به خصوص در مواردی که برنامه روزمره ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we followed the routine steps: ما مراحل معمول را دنبال کردیم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
economic growth has been stifled by high taxes: رشد اقتصادی با مالیات های بالا محدو ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't squeal on me or i'll never forgive you: من را لو نده، وگرنه هرگز نمی بخشم ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by a stroke of good luck we found the last two tickets for the concert: با یک بخت بلند، دو بلیت آخر کنسرت ر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
exist in a delicate ecological balance: در تعادل شکننده اکولوژیکی قرار داشت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the president opened the event with a welcoming address: رئیس جمهور برنامه را با یک سخنرانی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's some fresh tea in the teapot: تو قوری چای تازه دم هست.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the criminal squealed and gave up all the information: مرتکب جرم لو داد و تمام اطلاعات را ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her creativity was stifled by the strict rules: خلاقیت او با قوانین سختگیرانه سرکوب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what fabric is it: جنسش چیه؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was lost but as luck would have it a police officer was just around the corner: من گم شده بودم، اما از بخت خوش، یک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he squealed to the police about his accomplices: او به پلیس درباره هم دستانش خبر داد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she stifled a giggle: دختر جلوی خنده اش را گرفت.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the audio is clear: صدا واضح است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bookies only squealed because we beat them: دلال های شرط بندی فقط به این دلیل ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an ugly rumor: یک شایعه ی ترس آور
٦ ماه پیش