نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
does it stop outside the bank: اتوبوس دقیقا کنار یا روبروی بانک نگ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a well grounded person who doesn't jump to conclusions: آدمی منطقی و متعادل که زود قضاوت نم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that moment is frozen in my memory: آن لحظه در ذهنم منجمد شده است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a river running down the mountain: رودی از کوه جاری می شود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was unable to continue with his job: او قادر نبود به شغلش ادامه بدهد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
john pulled himself free and ran off: جان خودش ( از تله/بند ) آزاد کرد و ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shrilly: با صدای تیز
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he often plays outside: او اغلب بیرون بازی می کنند.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he ran a comb through his hair: پسره موهاش سریع شونه کشید ( شونه ر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the claim was well grounded and accepted by the court: ادعا مستدل بود و دادگاه پذیرفتش. w ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tears started to run down her cheeks: اشک از گونه هایش سرازیر شد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she got run over and killed by unknown people: او بوسیله افراد ناشناس زیرگرفته و ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trains run on rails: قطارها روی ریل حرکت می کنند
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
discussions continued throughout the year: گفتگوها سراسر طول سال دنبال شد. / گ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rainwater runs off it: باران از آن پس زده میشود
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if i'm really honest: اگر بخوام ( خیلی ) صادق باشم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
since he took that extra job he's really run himself down: از وقتی اون کار جانبی رو شروع کرده، ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'll run the battery down if you leave your car lights on: اگر چراغ های ماشین روشن بماند باتری ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a runaway truck: یک کامیونِ ترمز بریده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are keen to continue this relationship: ما مشتاق ادامه داشتن این رابطه هستی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is awful quite: بدجوری ساکته! awful اگر پیش از یک ص ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
these batteries can be recharged when they run down: اگر این باتریها خالی شوند دوباره قا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he tried to pick up the gun that was lying close by: اون مرد سعی کرد تفنگی رو که نزدیک ش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's always running himself down: او اغلب خودش را تخریب می کند.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you give me a run down of the budget: میشه یه خلاصه از بودجه بهم بدی؟ run ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the manager gave a run down of the new strategy: مدیر یه مرور کلی از استراتژی جدید ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we've got them surrounded close in: محاصرشون کردیم، نزدیک تر بشید ( حلق ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
two masked men on motorbikes tried to run me down: دو مرد نقاب پوش موتور سوار می خواست ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am feeling rather run down at present: درحال حاضر بیشتر احساس ضعف دارم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the blades on these scissors are too dull: تیغه های روی این قیچی خیلی کندن.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run yourself down: نا کار کردن خود، از پا انداختن خود ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's awful quite: بدجوری ساکته! awful اگر پیش از یک ص ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the room froze when he entered: وقتی وارد شد، فضا ناگهان ساکت و سنگ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a runaway train: یک قطارِ ترمز بریده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he ran away from home when he was only twelve: او تنها دوازده ساله از خانه فرار کر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his willingness to continue in office: میل او برای باقی ماندن در مسئولیت.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's awful quite: بدجوری ساکته! awful اگر پیش از یک ص ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
deepfreeze: انجماد شدید یا رکود کامل
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a runaway trolley: یک واگن برقی خارج از کنترل
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mark and my sister are planning to run away together to get married: مارک و خواهرم در حال برنامه ریزی بر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
our cat was run down by a lorry: گربه ما توسط کامبیون زیر شد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we stayed in a very small run down hotel: در هتلی کوچک و بی کیفیت ماندیم ( مق ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the police officer ran down the murderer and detained him: پلیس قاتل را دنبال کرد و دستگیرش کر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a well grounded belief: عقیده ی راسخ
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we continued our conversation after supper: ما گفتگویمان را بعد از شام از سر گر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
business is dull: تجارت کساد است. منظور اینکه بازار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is awful quite: بدجوری ساکته! awful اگر پیش از یک ص ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't close yourself off from new things: خودت رو از چیزهای جدید محروم نکن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
their opposition continues to be heard: مخالفت آنان همچنان به گوش می رسد
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
garbler: تحریف کننده
٦ ماه پیش