نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his explanation was lucid and easy to follow: توضیح او شفاف و آسان برای دنبال کرد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please bear with me as i explain: لطفاً صبر کنید تا توضیح بدهم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he ignored the act: اون به روش نیاورد او به رویش نیاورد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he ignored her screams for help: مرد فریادهای زن را که کمک می خواست ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was so rude i felt like slapping his face: او انقدر بی ادب بود که دوست داشتم ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there was no doubt he was tight: شکی وجود نداشت که او کاملاً مست و پ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
red suits you: قرمز بهت میاد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a variety of dishes were available to suit all tastes: انواعی از غذاها موجود بودند تا مناس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you don't even get around dust my feet: به گرد پام هم نمیرسی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a good job is hard to come by: به دست آوردن یه کار خوب، سخته
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my secretary has threatened to leave: منشی من تهدید کرده است که می رود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to make someone very angry or annoyed: کسی را خیلی عصبانی کردن Piss someo ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's a good thought: این یک فکر خوب است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you worry too much: نگران اتفاقات بد بودن/ حواس جمع بود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just lay off will you: فقط بس کن، باشه؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good friends are hard to come by: پیدا کردن یا بدست آوردن دوست های خو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
many people can die in a plane crash: مردم بسیاری میتوانند در یک سقوط هوا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you needn't worry about the exam: شما نیازی به نگرانی درباره امتحان ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're here then: بالاخره رسیدید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop your nonsense: حرف اضافه نزن چرت و پرت نگو پرت و پ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
does anybody copy: کسی می شنوه؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the plane rose high enough to clear the trees: هواپیما آنقدر ارتفاعش را بالا برد ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will leave the shirt: این پیراهن رو نمی گیرمش یا بر نمی د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you going to crash on the couch: میخوای روی مبل دراز بکشی ؟ crash = ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you don't need to worry about anything: نیازی نیست نگران چیزی باشی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what are your thoughts: دیدگاهت چیه؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the message was unambiguous and left no doubt: پیام بدون ابهام بود و هیچ شکی باقی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she cleared the exam: او امتحان را با موفقیت پشت سر گذاشت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come by to thank you: اومدم ازت تشکر کنم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you don't have to come if you don't want to: اگر نمی خواهید، نیازی به آمدن نیست.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
but warned that no power could stop it until then: اما هشدار داد "تا زمانی که آن موضوع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the instructions were clear and easy to follow: دستورالعمل ها واضح و آسان برای دنبا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to complain a lot especially about small things: غر زدن و شکایت کردن درباره چیزهای ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his success was evident from the results: موفقیت او از نتایج آشکار بود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what are your thoughts on it: نظرت در موردش چیه؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't feel easy about letting the kids go out alone: من درباره اجازه دادن به بچه ها که ت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you must finish your homework: شما باید تکالیف خود را تمام کنید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
severe human rights abuse: نقض شدید حقوق بشر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come by somewhere: یه تک پا به جایی اومدن ( منظور این ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you mustn't smoke in here: شما حق ندارید در اینجا سیگار بکشید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you must tidy your room: تو باید اتاقت رو مرتب کنی Mustتر کی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clear your throat: گلو صاف کردن ( اهم اهم )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her bright red dress was conspicuous in the crowd: لباس قرمز روشن او در جمع آشکار بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the then president: رئیس جمهوری وقت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was obvious that she was upset: واضح بود که او ناراحت است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a clear jump: پرش بدون اصابت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that was clear to me that she was laying: برای من بدیهی بود که او داشت دروغ م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the answer was in plain sight all along: جواب همیشه در معرض دید بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thank you for the thought: از توجه شما ممنونم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company's policies are transparent and easy to understand: سیاست های شرکت شفاف و آسان برای درک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you get scared: ترسیدی ؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the decision was clear cut and easy to make: تصمیم واضح و آسان برای گرفتن بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a clear conscience: وجدان راحت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
then he married: چندی بعد او ازدواج کرد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his intentions were plain as day: نیت های او واضح مثل روز بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the apparent reason for the delay was bad weather: دلیل آشکار تأخیر، هوای بد بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he had a very easy manner: او رفتار خیلی راحت و بی خیالی دارد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a thought occured to me: فکری به خاطرم خطور کرد/ فکری به کله ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was handsome then: آن وقت ها او خوش تیپ بود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the instructions were crystal clear: دستورالعمل ها کاملاً واضح بودند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we came home and found him asleep on the sofa: ما آمدیم خانه و دیدیم او روی کاناپه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is away till tuesday: تا سه شنبه نیستش away = اشاره به غا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she woke up and found herself in a hospital bed: او بیدار شد و خود را روی تخت بیمارس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they found him to be charming: او به نظر آنها جذاب آمد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how do you find the accused: این اتهامات را چگونه میبینی ( نظر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this tea is way hot: این چایی خیلی داغه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he could not have missed it: امکان نداره که ندیده باشه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the court found in her favour: اون دادگاه به نفع اون خانم رای داد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this coffee is way too hot: این قهوه خیلی داغه!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'll miss your train if you don't hurry up: اگر عجله نکنی از قطار جا می مانی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
most of the money finds its way to the people who need it: اکثر اون پول ( سرانجام ) به آدمایی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's way taller than his brother: او خیلی قدبلندتر از برادرشه.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i really missed her when she went away: دل همه ی کسانی که او را می شناختند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is way taller than his brother: او خیلی قدبلندتر از برادرشه.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i found the courage to speak: شجاعت حرف زدن ( با کوشش و تلاش ) بد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i still miss my old car: من هنوز دلم برای ماشین قدیمی ام تنگ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that movie was way more interesting than the critics said: اون فیلم خیلی جالب تر از چیزی بود ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i keep meaning to write but never seem to find time: همچنان به نوشتن ادامه دادم، اما به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the new phone is way faster than my old one: گوشی جدید خیلی سریع تر از گوشی قدیم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i missed my class this morning: من امروز صبح به کلاس نرفتم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i found myself wondering why: متعجب بودم که چرا ( این وضعیت پیش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the new phone's way faster than my old one: گوشی جدید خیلی سریع تر از گوشی قدیم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he missed the office party: او به مهمانی شرکت نرفت. منظور این ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's way more talented than i am at painting: او خیلی با استعدادتر از من در نقاشی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i found them quite easy to use: واسم خیلی ساده اومد برا استفاده.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this pizza is way better than the one we had last week: این پیتزا خیلی بهتر از پیتزاییه که ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lots of women i know find him attractive: واسه خیلی از زنایی که میشناسم جذاب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she found the work very dull: کاره واسش کسل کننده اومد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's away till tuesday: تا سه شنبه نیستش away = اشاره به غا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i only recently joined the firm so i'm still finding my feet: من تازه اخیرا به این شرکت اومدم بنا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
want a lift thats on my way: میخوای برسونمت؟! سر راهمه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he hid the surprise gift away until her birthday: او هدیه غافلگیرکننده را تا روز تولد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's time for lunch: وقت ناهار است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am still finding my feet: تازه دارم به آن عادت میکنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
want a lift that's on my way: میخوای برسونمت؟! سر راهمه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the trail leads away from the tourist attractions to more remote areas: این مسیر از جاذبه های گردشگری به من ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
travel through space and time: سفر از میان مکان و زمان
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the car missed me by inches: ماشین میلی متری ازم رد شد و بهم برخ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was always finding fault with his manners: زنه همیشه ی خدا داشت دنبال ایرادات ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
want a lift that is on my way: میخوای برسونمت؟! سر راهمه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he stepped away from the spotlight to focus on his family: او از کانون توجهات فاصله گرفت تا رو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when you miss someone you feel sad because that person is not with you anymore: وقتی کسی رو گم میکنی احساس ناراحتی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a hero of our time: قهرمان دوران ما
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my mother did nothing but find fault with my manners: مادرم هیچ کاری نکرد ولی از اخلاق و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where there is a wish there is a way: خواستن توانستن است
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she needed to get away from the stress of work: او نیاز داشت از استرس کار دور شود a ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the house feels as if something is missing: این خونه تداعی کننده اینه که انگاری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i called you at a bad time: بد موقع بهت زنگ زدم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not going all that way: من اون همه راه نمیرم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please clean your room and put all the toys away: لطفاً اتاقت را تمیز کن و تمام اسباب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i sometimes miss my friend: گاهی اوقات دلم برا دوستم تنگ میشه.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
our new babysitter is a real find: پرستار بچه جدیدمان آدم اینکاره ای ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why the movie time does not end: چرا زمان فیلم تمام نمیشود؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am not going all that way: من اون همه راه نمیرم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep your younger brother away from the sharp knives: برادر کوچک ترت را از چاقوهای تیز دو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we missed the first ten minutes of the movie: ما ده دقیقه ی اول فیلم رو از دست دا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give me the stone of time: سنگ زمان رو به من بده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he made his most spectacular finds in the valley of the kings: او کشفیات فوق العاده ای در دره خدای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was great in that way: از اون لحاظ عالی بود ( ازون جهت )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has been away on a business trip since monday: او از دوشنبه برای سفر کاری اینجا نی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is an important archaeological find: این یک کشف باستان شناسی مهم است
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't want to miss watching that movie: من نمیخواهم تماشا کردن آن فیلم را ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wanted to talk to him but he was nowhere to be found: میخواستم که باهاش صحبت کنم اما پیدا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the nearest grocery store is five miles away: نزدیک ترین خواربار فروشی پنج مایل د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a good idea to time yourself while you do the exercises: ایده ی خوبی است که در حالی که تمرین ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is perfect in every way: از هر لحاظ عالیه ( از هر جهت )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
miss you guys: دلم برای شما تنگ شده بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he eventually found his way into acting: او سرانجام بصورت اتفاقی ( شانسی ) و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's perfect in every way: از هر لحاظ عالیه ( از هر جهت )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put the sharp objects away so the children can't reach them: اشیاء تیز را دور از دسترس کودکان قر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we sat and talked about old times: ما نشستیم و درباره دوران قدیم صحبت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i ought to make a will: من باید یک وصیت نامه تنظیم کنم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she quickly looked away when she saw him approaching: وقتی دید که او دارد نزدیک می شود، س ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
press the button to start the machine: دکمه را فشار بده تا دستگاه شروع به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he aired his concerns about the new policy: نگرانی هاش درباره ی سیاست جدید رو ع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was typing away on his keyboard until 3 am: او تا ساعت ۳ بامداد مشغول تایپ بود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't worry about him that is just his way: نگرانش نباش، مدلشه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what did sarah look like: سارا چه شکلی بود؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
studies find no effect on urban form: طالعات هیچ گونه تاثیری را بر فرم شه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i always get followed everywhere by the press or media: من همیشه همه جا توسط مطبوعات یا رسا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are in my way: جلو راهمی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the sudden noise scared the cat and it ran away: صدای ناگهانی گربه را ترساند و او فر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what did he look like: چه شکلی بود؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is time to translate our ideas to action: وقت آن است ایده های مان را به عمل ت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to date the site has yielded many interesting finds: تا به امروز اون سایت ( باستان شناسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i won't press you further: بیشتر از این تحت فشارتون نمیزارم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're in my way: جلو راهمی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we waved until the train pulled away from the station: ما دست تکان دادیم تا قطار ایستگاه ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what did i look like: چه شکلی بودم؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's time to translate our ideas to action: وقت آن است ایده های مان را به عمل ت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i always miss the bus: من همیشه از اتوبوس جا میمونم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the letters were a real find: اون نامه ها واقعا چیز معرکه ای بودن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he lives 10 miles away: او ده مایل دورتر زندگی می کند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is way too dangerous: بیش از اندازه خطرناک است خیلی خطرنا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it looks like it is going to rain: مثل اینکه میخواد بارون بیاد بنظر م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be so much show i think we're supposed to be a little secret: زیاد تابلو نکن، فکر کنم قراره یه کم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the pirates keep their jewelry in a cache: دزدان دریایی جواهرات خود را در یک م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
will you be quiet: ساکت شو!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the hotel is located several miles away from the beach: هتل چندین مایل از ساحل فاصله دارد a ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he aired his expensive shoes at the party: کفش های گرون قیمتش رو در مهمونی به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give it a quick press to make it work: یک فشار سریع بده تا کار کند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a few yards away: چند متر آن طرف تر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you look like your father: شبیه آقاتی!!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'll be in time if you hurry: اگر عجله کنی به موقع خواهی رسید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take time to do something: برای انجام کاری زمان صرف کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he turned away from the disturbing scene: او از صحنه ی آزاردهنده روی برگرداند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she aired her frustration during the meeting: در جلسه، ناراحتی اش رو ابراز کرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we talked away the whole afternoon: ما تمام بعد از ظهر را به صحبت کردن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the story was all over the press: این خبر در تمام رسانه ها منتشر شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't worry about him that's just his way: نگرانش نباش، مدلشه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
disgusting body odour: بوی زننده ی بدن ( بوی بدنش حال به ه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what did it look like: چه شکلی بود؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a short time: مدت کوتاهی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cambridge university press: انتشارات دانشگاه کمبریج
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's get to the meat of the issue: بیایید برویم سر اصل مطلب.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't carry a lot of cash: من پول نقد زیادی باهام ندارم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we went on a hike in the mountains: ما به کوه پیمایی رفتیم. hike ( اسم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a narrow path ran in between the two houses: او از بین ماشین های پارک شده رد شد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is way too soon: بسی زود است! خیلی زوده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
some people like tea other people prefer coffee: بعضی ها چای دوست دارن، دیگر مردم قه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was working away all night: او تمام شب مشغول کار بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they moved away from the city to enjoy a quieter life: آنها برای لذت بردن از زندگی آرام تر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a lack of cash has held up progress: کمبود پول نقد جلوی پیشرفت را گرفت. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the show will air live on june 10: اون نمایش دهم ماه June بصورت زنده پ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's way too dangerous: بیش از اندازه خطرناک است خیلی خطرنا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
press the charge of genocide: اتهام نسل کشی را مطرح کند
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we hiked to the top of the mountain: ما تا قله کوه پیاده روی کردیم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the pain slowly went away: درد به تدریج از بین رفت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
instant dicision: تصمیم های فوری
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was always short of cash: او همیشه پول نقد کم داشت
٥ ماه پیش