نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he stood there like a gawk: مثل یه زل زن وایستاده بود. gawk ( ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's sick and twisted: کار زشت و عجیب وغریبه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the car ran out of gas in the middle of nowhere: بنزین ماشین در ناکجاآباد تمام شد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
combat is finished: مبارزه تمومه - پیکار تمومه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just happened to live there: کاملا اتفاقی من اونجا زندگی میکردم! ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they are giving you the ronaround: دارن شما رو سر میدوانن، دنبال نخود ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they froze the project due to budget issues: پروژه به خاطر مشکلات بودجه ای متوقف ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't have time to finish this project my patience is running out: وقت ندارم این پروژه را تمام کنم؛ صب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they had let the office accommodation become rundown and shabby: اونا گذاشته بودن وسایل ( راحتی ) دف ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a four inch opening in the diaphragm and esophagus: یک سوراخ چهار اینچی در دیافراگم و م ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a traditional epic poem: یک شعر قهرمانانه باستانی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i kind of ran into him last night: دیشب اتفاقی دیدمش یا بهش برخوردم !
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they're giving you the runaround: دارن شما رو سر میدوانن، دنبال نخود ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
custom control: کنترل کردن گمرک
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she had a run in with her boss over the project: او در مورد پروژه با رئیسش دچار درگی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
their epic journey: سفر و سیاحت جانانه آنها
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he closed himself up: همه چی رو توی خودش ریخت
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an angry muttering ran through the crowd: جمعیت با ناراحتی زیر لب غرغرکنان ( ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i looked it up in three different dictionaries: من آن واژه را در سه فرهنگ لغت مختلف ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was accused of having sex with a minor: متهم شد که با یه شخص زیر سن قانونی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
richards fired a few rounds: ریچارد چند گلوله شلیک کرد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an epic car: ماشین خفن epic=خفن درسته معنی مستقی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she closed herself up: همه چی رو توی خودش ریخت
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your trains are different than ours: قطارهای شما با مال ما متفاوت است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a shiver of fear ran through his body: ترسی افتاده بود به جونش
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was trying to run me over: سعی داشت زیرم بگیره
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bank froze his account: بانک حسابش را مسدود کرد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it helps me stay grounded: به من کمک می کند تا استوار بمانم gr ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've been running around all day: تمام روز رو این ور و اون ور دویدم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company's funds are running out: وجوه مالی شرکت دارد به اتمام می رسد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i suddenly found myself running down the street: ناگهان خودم رو درحال راه رفتن در خی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blunt and abrupt: بی پرده و تند
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to repair the outside wall: باید دیوار بیرونی را تعمیر کنیم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am late the meeting ran over: دیر کردم، جلسه طول کشید!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
assets were frozen by court order: دارایی ها به دستور دادگاه توقیف شدن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the battery has run down: باتری ضعیف شده .
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he ran his fingers through his hair and looked up at me: او انگشتاش رو سریع تو موهاش کشید و ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my pen will run out: خودکارم تموم بشه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this concern is well grounded: این نگرانی منطقی است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
here's a quick run down of today's headlines: اینم یه مرور سریع از تیترهای امروز. ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the government is secretly running down the troop levels: دولت تعداد سربازان را مخفیانه کاهش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her argument is well grounded in research: استدلالش حساب شده و مبتنی بر تحقیقا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a deep creek runs through the property: یه نهر عمیق جاری بود تو اون ملک
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the video froze on the last frame: تصویر ویدئو روی فریم آخر ثابت ماند.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he pulled himself free and ran off: جان خودش ( از تله/بند ) آزاد کرد و ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm late the meeting ran over: دیر کردم، جلسه طول کشید!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outside income: درآمد دیگری
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she took a stunning close up of him: یک عکس فوق العاده از او گرفت
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no i live by my own but my family does live close by: نه تنهایی زندگی میکنم ولی خانواده ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my doctor said i was looking run down: دکتر به من گفت که بیمار به نظر می ر ...
٦ ماه پیش