نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
showed me up in front of my parents: جلوی پدر و مادرم ضایعم کرد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring someone up: بزرگ کردن و تربیت کردن ( یک بچه )
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring up food from stomach: بالا اوردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring up something: مطرح کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring up sth: مطرح کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive by killing: موقعیتی که در آن یک نفر توسط فردی ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
will anyone show up to support the cause: آیا کسی حاضر است برای حمایت از این ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's kill this mosquito it makes me crazy: بذار این پشه رو بکشم. جونم رو به لب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he never showed up: پیداش نشد - نیومد سر قرار - تشریف ن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to force to leave or go away: کسی رو به زور از مکانی دور کنیم ، ی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there seems to be an issue with the software update: به نظر می رسد مشکلی با به روزرسانی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have issues with my internet connection: با اتصال اینترنت مشکل دارم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she never showed up: پیداش نشد - نیومد سر قرار - تشریف ن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after accident the other car drove off: بعد از تصادف، اون یکی ماشین گذاشت ر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to address the issue as soon as possible: ما باید به مسئله به سرعت پرداخته شو ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the issue of climate change is urgent: موضوع تغییرات اقلیمی فوری است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a car drove up and he got in: ماشین به نزد او رفت و او سوارش شد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll show up at 8 o'clock: ساعت ۸ میام.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a lot of people are still hoping a rescue boat's gonna show up: خیلی از افراد هنوز امیدوارند که قای ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in how many issues did you publish this issue: این نشریه را در چند شماره منتشر کرد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive in cinema: سینمایی که هر کس از داخل ماشینش به ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the number one issue: دغدغه ی اصلی ( مهمترین دغدغه )
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she didn't show up till the next morning: او تا صبح روز بعد آفتابی نشد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
now i have health issues: اکنون من . . . مشکلات سلامتی دارم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
issue a verdict: صدور حکم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all the villagers came running to drive the wolf away: همه اهالی روستا دوان دوان آمدند تا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
issue a warrant: حکم صادر کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
issue a fine: جریمه صادر کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the issue is on turkey: موضوع مربوط به ترکیه است
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not entirely sure what you're driving at: دقیقا نمیدونم منظورت چیه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to show up for someone: از کسی حمایت کردن.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the new update will be issued next week: به روزرسانی جدید هفته آینده صادر خو ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the issue of the trial was unexpected: نتیجه ی دادگاه غیرمنتظره بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to show up for somebody: از کسی حمایت کردن.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my only choice is to drive him off: تنها انتخاب من این است که او را فرا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company issued a statement regarding the incident: شرکت یک بیانیه درباره واقعه صادر کر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the latest issue of the magazine is out: نسخه ی جدید مجله منتشر شده.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we had a paper the measurement of how quickly the atmosphere is escaping: ما مقاله ای، راجع به اندازه گیری ای ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she shows off her hairs: موهایش را نشان می دهد. /موهایش را ب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i put lay the blame of that bad circumstances on you: من تقصیر اون اتفاق بد رو گردن تو می ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he didn't took the blame yet at the end of that meating he got the blame any way: اون تقصیر رو به گردن نگرفت ولی به ه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i blame the happening that took place for me last night on you and your bad luck: من تو و شانس بدت رو مقصر اتفاقی که ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't blame any: اشتباه رو به کسی ننداز! دنبال مُقَص ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the thief escaped before police arrested him: دزد قبل از اینکه پلیس او را دستگیر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as it grew darker: با تاریک شدن هوا
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's always chasing her next fix: همیشه دنبال دوز بعدیشه.
٦ ماه پیش