علی ولی زاده

علی ولی زاده

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



confessional١٥:٤٧ - ١٣٩٩/٠٥/٢٣اعتقادیگزارش
7 | 1
originality١٦:٢٠ - ١٣٩٩/٠٥/٢١مشخصه ی اصیلگزارش
5 | 0
theme١٣:٠٦ - ١٣٩٩/٠٥/٢١پِیرنگگزارش
30 | 3
BEE٢٠:٠٥ - ١٣٩٩/٠٣/٢١شاید �جُنگ� هم معادل خوبی باشد.گزارش
2 | 1
parameter١٤:٣٩ - ١٣٩٩/٠٢/١٤سنجش یارگزارش
16 | 1
born to kill١٥:٣٢ - ١٣٩٩/٠١/١٧قاتل بالفطرهگزارش
9 | 0
rhythm١٣:٥٤ - ١٣٩٩/٠١/١٣ضرباهنگگزارش
53 | 1
melted١٣:٠٦ - ١٣٩٩/٠١/١٣گداخته، نرم شده مثل: . . . with a melted heart. . .گزارش
2 | 0
health workers١٣:٢٠ - ١٣٩٩/٠١/١٢کادر درمانیگزارش
34 | 0
tackle١٣:٤٠ - ١٣٩٩/٠١/١١برخورد کردن با، مواجه شدن با، مثل: . . . The question is not whether they controlled the disease or not, but how we tackle it . . . که می تواند این ... گزارش
37 | 0
surface١٣:٣٣ - ١٣٩٩/٠١/١١( به عنوان فعل: ) پوشاندن، دربرگرفتن. مثل: . . . when the virus first surfaced in China . . . که می تواند این طور ترجمه شود: . . . زمانی که در ابت ... گزارش
21 | 2
shock wave١٣:٠١ - ١٣٩٩/٠١/١١امواج تکانه ای، امواج شدیدگزارش
2 | 0
battle line١٢:٣٢ - ١٣٩٩/٠١/١١خط مقدمگزارش
5 | 0
be that as it may١٥:٥٣ - ١٣٩٨/٠٤/٢٥نظر خانم مژگان محمدی کاملا مطابق با تعریف دیکشنری کمبریج است و ترجمه "شاید چنین باشد اما" بسیار مناسب است، هرچند، می توان این عبارت را تا حدودی معادل ... گزارش
69 | 0
singularly١٣:١٢ - ١٣٩٧/٠٧/٢٤غیر منتظرهگزارش
9 | 0
set up١٤:١٣ - ١٣٩٧/٠٦/٢٦تنظیماتگزارش
64 | 2
hyper١٩:٣٣ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥[ریاضی]: hypergraph ابرگراف، مَه گرافگزارش
9 | 1
collapsed١٥:٤٤ - ١٣٩٧/٠٦/٠٢( ریاضی، منطق ریاضی ) فروکاستهگزارش
30 | 5
saturate١٨:٢٤ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣اندودنگزارش
2 | 2
saturated١٨:٢٤ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣اندودهگزارش
16 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



singularly١٣:١٧ - ١٣٩٧/٠٧/٢٤
• We did some singularly boring experiment.
ما بعضی آزمایش هایی را انجام دادیم که به نحوی استثنائی خسته کننده بودند.
0 | 0
singularly١٣:١٣ - ١٣٩٧/٠٧/٢٤
• The statement of our delegation was singularly appropriate to the occasion.
بیانیه هیئت نمایندگی ما به نحوی استثنائی برای این شرایط مناسب بود.
0 | 0
hyper١٩:٢٥ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥
• The kids are really hyper today - I think I'm going to send them outside.
امروز، بچه ها واقعا پر جنب و جوش هستند - فکر می کنم می خواهم آنها را بیرون بفرستم.
0 | 0
hyper١٩:٢١ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥
• Sometimes he gets so hyper you can't talk to him.
گاهی اوقات او خیلی جوشی می شود، نمی توانید با او صحبت کنید.
0 | 0