برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

یاور منصوری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 نئشه. چت.
what do you expect from the one who is pinned half a day
از کسی که نصف روز رو چته چه انتظاری داری؟
١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

2 to go feral= شدیده عصبانی شدن. وحشیانه به هم ریختن و قاط زدن ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

3 to go ballistic=عصبانی شدن ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

4 با کسی سرسنگین شدن ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

5 برو بیارش
١٣٩٨/٠٨/٠١
|

6 دستور دادن. هر چی گفتن و همان شدن.
?you still think you can call the shots هنوز فکر میکنی هر چی بگی همونه؟ هنوز فکر میکنی میتونی دستور بدی؟
١٣٩٨/٠٨/٠١
|

7 به نظر میرسه که
١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

8 درست مثل این میمونه که عجله دارین
every time I speak with you it feels like you are in a rush
١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

9 در محاوره استرالیا: to stick around = abide= stay ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

10 If I lend some money from someone, I'm a debtor or I'm his/her debtor ١٣٩٨/٠٧/٠٤
|

11 یعنی از بودجه تعیین شده فراتر رفتیم.
we are still two days behind and 60.000 dollars over budgetما هنوز دو روزه که عقبیم و ۶۰.۰۰۰ دلار هم از بودجه ...
١٣٩٨/٠٧/٠٤
|

12 دودل
١٣٩٨/٠٧/٠٤
|

13 piss بصورت صفت در محاوره به معنای بد افتضاح بیهوده هم می اید.
It's a piss poor effort
It's a piss excuse
١٣٩٨/٠٧/٠٣
|

14 piss off= fuck off = get lost= گم شو ١٣٩٨/٠٧/٠٣
|

15 to piss someone off= to grieve somone= to sadden someone
مثال: she really pisses me off او مرا واقعا ناراحت میکنند عصبی میکند
١٣٩٨/٠٧/٠٣
|

16 جان نثار
١٣٩٨/٠٧/٠٢
|

17 off you go ١٣٩٨/٠٦/٣١
|

18 narcotic=smack
کلمه smack رو در محاوره برای مواد زیاد استفاده میکنن.
١٣٩٨/٠٦/٣١
|

19 بلبشو ١٣٩٨/٠٦/٣٠
|

20 در شرف وقوع
١٣٩٨/٠٦/٣٠
|

21 در عامیانه انتقاد کردن با کلمه bag هم بکار میرود.
don't even bag again
١٣٩٨/٠٦/٣٠
|

22 بازداشت کردن
what'd they pinch you for? برای چی بازداشتت کردن؟
١٣٩٨/٠٦/٢٧
|

23 در اسلنگ و محاوره بصورت rep بکار میرود و با for اکثرا کاربرد دارد.
مثال؛ he has got a rep for maximum persistent underwater or beneath the water
١٣٩٨/٠٦/٢٦
|

24 در لغت مشابه God's sake یا heaven's sake است.بخاطر خدا
christ sake هم میشه بخاطر مسیح. ولی برگردون فارسیش تقریبا خدا به دادمون برسه میشه و یا هم ...
١٣٩٨/٠٦/٢٦
|

25 انتقاد شدید ١٣٩٨/٠٦/٢٦
|

26 طاقت داشتن.
مثال: I'm tough I can handle it
١٣٩٨/٠٦/٢٥
|

27 بصورت صفت به معنای مقدم یا ارجع هم میباشد. مقدم بر حایگزینی. مقدم بر جای کسی را گرفتن
مثال: some persons are more alternative than others to repre ...
١٣٩٨/٠٦/٢٤
|

28 تبعیض نژادی ١٣٩٨/٠٦/٢٤
|

29 becoming drunk مست شدن- مست بودن
she got on the booze مست بود
١٣٩٨/٠٦/٢٤
|

30 example: he hasn't had booze in ages
example: she was like the last time she got on the booze
١٣٩٨/٠٦/٢٤
|

31 a rude utterance or a rude expression that may upset someone ١٣٩٨/٠٦/٢٤
|

32 کیف بردن. سرمست بودن. احساس خیلی خوب داشتن. حال کردن
I got a real buzz out of passing this course
حس خوبی داشتم از گزروندن این دوره. با خودم حا ...
١٣٩٨/٠٦/٢٠
|

33 مترادف= pertain ١٣٩٨/٠٦/١٦
|

34 ا‌ذیت شدن . ناراحت شدن مورد نکوهش قرار گرفتن ١٣٩٨/٠٥/٣٠
|

35 valiant ١٣٩٨/٠٥/٢٢
|

36 سگهای ردیاب مثلا سگهای مرده یاب. زنده یاب. مواد یاب ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

37 having joint'' means someone used smack or drug, now we can say this guy had a joint'' ١٣٩٨/٠٥/١٣
|

38 رنگ سبز آبی ١٣٩٨/٠٥/١١
|

39 چروک
crusty sheets پارچه های چروک
١٣٩٨/٠٥/١٠
|

40 بازیچه دست کسی شدن. دست انداختن
it appears he is being manipulated
١٣٩٨/٠٥/٠٩
|

41 space vessel = spacecraft ١٣٩٨/٠٥/٠٦
|

42 lock down در استرالیا و انگلیس به این معنی است: یهویی ریختن و قل وقم کردن/ بازرسی یهویی. بخصوص در محیط زندان و یا موقعیت های مشابه که مامورهای زندان ... ١٣٩٨/٠٤/٣٠
|

43 بی احتیاط = incautious = reckless = unwary = careless ١٣٩٨/٠٤/٢٨
|

44 Palatable ١٣٩٨/٠٤/٢٧
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 bust up
• The couple bust up after an argument.
• زوج بعد از جر و بحث از هم جدا شدند
١٣٩٨/٠٨/٠١
|

2 remand
• He was remanded to the custody of federal agents.
• او تحت حفاظت مامورین فدرال بازداشت شد. remand یعنی بازداشتی که در انتظار حکم باشد که موقتا یا در زندان یا در بازداشگاه تحت حفاظت باشد.
١٣٩٨/٠٦/٢٧
|