امیررضا رحیم زاده

امیررضا رحیم زاده

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



backache١٦:٠٧ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩درد کمر گزارش
12 | 1
running١٥:٤٩ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩دندان دردگزارش
2 | 1
able١٨:٤٨ - ١٣٩٨/٠٩/٢٣تواناییگزارش
9 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



mumps١٦:١٨ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩
• She got mumps from her brother.
او از برادرش اوریون گرفته بود
2 | 1
nurse١٦:٠٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩
• He's always nursing a grievance.
او همیشه از یک پرستاری شکایت می کند
0 | 1
toothache١٥:٥٣ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩
• I've had toothache on and off for a couple of months.
چند ماه بود که دندان درد داشتم
2 | 1
toothache١٥:٥٣ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩
• Her face swelled with the toothache.
صورتش از درد دندان ورم کرده بود
0 | 1
toothache١٥:٥٢ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩
• But a toothache can be a singularly uncomfortable experience.
اما درد دندان می تواند یک تجربه غیرعادی باشد
0 | 1
patient١٨:٢٤ - ١٣٩٨/٠٩/٢٣
• His parents were patient folks who calmly accepted what they believed was their lot in life.
پدر و مادرش کسانی بودند که به آرامی آنچه را که باور داشتند در زندگی شان بود پذیرفته بودند
2 | 1