برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

آرزو

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 حواسمو پرت نکن. ١٣٩٨/٠٥/٠٩
|

2 She's a slick opertator.
از هر انگشتش یه هنر میباره
١٣٩٨/٠٢/٢٢
|

3 خالی نبند ١٣٩٨/٠٢/٠٢
|

4 بزن به چاک. ١٣٩٨/٠١/٢٥
|

5 سپر بلا شدن
بین دو طرف وساطت کردن
میانجی شدن
١٣٩٧/١٢/٠٩
|

6 راستش رو بگو. ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

7 Someone who regularly watches plays at the theater. ١٣٩٧/١٢/٠٤
|

8 cock a doodle doo ١٣٩٧/١١/٢٦
|

9 تو آسمون هفتمه(بسیار خوشحاله) ١٣٩٧/١١/١٤
|