مدالهای Lee shin hye
٩٣٧
٢٢,٧١٦
٦٤
١٣
٤١
١٠
پیشنهاد با حداقل ١٥ رای
-
دیکشنری
-
taxi stand: ایستگاه تاکسی A place where taxis ...
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ١٥ رای
-
دیکشنری
-
invent: اختراع کردن When someone invent som ...
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ١٥ رای
-
دیکشنری
-
invent: جمله : Nancy Johnson invented the f ...
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ١٥ رای
-
دیکشنری
-
lately: به تازگی not long ago ; recently ک ...
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ١٥ رای
-
دیکشنری
-
vacation: تعطیلات جمله : My family and I go o ...
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ١٥ رای
-
دیکشنری
-
traveled: سفر کردن جمله: Jimmy traveled often ...
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ١٥ رای
-
دیکشنری
-
present: کادو _ هدیه gift
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ١٥ رای
-
دیکشنری
-
fantastic: فوق العاده excellent کانون زبان ایر ...
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ١٥ رای
-
دیکشنری
-
beach: ساحل sandy or rocky land next to t ...
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ١٥ رای
-
دیکشنری
-
passenger: مسافر _ توریست A passenger is a pe ...
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ١٥ رای
-
دیکشنری
-
shade: دوربین دو چشمی binoculars are glas ...
٢ سال پیش
ثبت اولین پیشنهاد
-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
ترجمه با حداقل ٥ رای
-
دیکشنری
-
total: ما روی هم نود و پنج دلار در رستوران ...
٢ سال پیش
ترجمه با حداقل ٥ رای
-
دیکشنری
-
passenger: راننده ماشین به شدت اسیب دیده بود ا ...
٢ سال پیش
٢