امیررضا باقرزاده

امیررضا باقرزاده امیررضاباقرزاده 15 ساله از اردبیل

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



oath١٦:٥٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢قسم. سوگند. ناسزا. فحشگزارش
5 | 0
tact١١:٢٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢تدبیر. درایت. ملاحضهگزارش
9 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



vacant١٦:٣٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٧
• There were no vacant rooms at the hotel.
در هتل اتاقی خالی نبود
2 | 0
vacant١٦:٣٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٧
• The streets were vacant after midnight.
خیابان ها بعد از نیمه شب خالی بودند
7 | 1
vacant١٦:١٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٧
• The shelves in the store were vacant after the sale.
پس از فروش قفسه های فروشگاه خالی بود
5 | 1
jealous١٦:١٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢
• She becomes jealous when her mother kisses and holds the new baby.
او وقتی مادرش کودک تازه را ببوسد و نگه دارد حسادت میکند
7 | 1
abandon١١:٤٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢
• He abandoned his family and moved far away.
او خانواده ی خود را رها کرد و بسیار دور شد
16 | 2