نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go for a wander around: گشت زدن، چرخیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ghost story: داستانی درمورد روح
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ghost story: داستانی درمورد روح
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nail biting: ازهیجان، نگرانی ناخن جویدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
on the verge of: درشرف. . . . ، دراستانه ی. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
on the verge of: درشرف. . . . ، دراستانه ی. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give away: ازدست دادن، واگذارکردن مسابقه، . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bargain hunting: جستجوی حراجی ها
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bargain hunting: جستجوی حراجی ها
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
outspend: بیشترزمان صرف کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
outspend: بیشترزمان صرف کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
own company: تنها، منزوی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tumble dryer: خشک کن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tumble dryer: خشک کن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be confined to one's bed: دربستربیماری بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
invasive: بیماری تهاجمی/پیشرونده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
complementary medicine: طب/پزشکی مکمل. مثل طب سوزنی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trafficking: قاچاق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
arrest: ایست قلبی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
by common consent: توافق دوطرفه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the latter: بعدی، دومی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the latter: بعدی، دومی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the latter: the former:اولی، قبلی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pencil sth in: نوشتن جزئیات یک قرارملاقات یارویداد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pencil sth in: نوشتن جزئیات یک قرارملاقات یارویداد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take a chance: ریسک کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
associate with: مرتبط بودن با. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
drawbacks: معایب، نواقص
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
drawbacks: معایب، نواقص
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bury your head in the sand: وانمودکردن به اینکه مشکلی وجودندارد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bury your head in the sand: وانمودکردن به اینکه مشکلی وجودندارد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chain of events: سلسله حوادثی که پشت سرهم روی میدهد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chain of events: سلسله حوادثی که پشت سرهم روی میدهد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get sb down: ناراحت وناامیدکردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
regardless of: بدون توجه به. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
the best of both worlds: ازدوطرف سودبردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
traditionally: طبق رسوم گذشته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wedding rception: مراسم شام، مهمانی ازدواج
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drink a toast to somebody: بلندکردن جام شراب وارزوی شادی وموفق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drink a toast to somebody: بلندکردن جام شراب وارزوی شادی وموفق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mourner: عزادار، سوگوار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mourner: عزادار، سوگوار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cremate somebody: سوزاندن بدن مرده بعنوان بخشی ازمراس ...
٢ سال پیش