برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

امین سینی‌چی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 عصب‌روانشناسی
عصب-روانشناسی
١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

2 پس‌رفت ١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

3 در برخی از متون:

روزمره، عادی
١٣٩٩/٠٤/١١
|

4 to avoid a person or place
دوری گزیدن؛ برحذر بودن
١٣٩٩/٠٤/١١
|

5 برکنار کردن؛ اخراج کردن

be struck off (British English):
if a doctor, lawyer etc is struck off, their name is removed from the official lis ...
١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

6 شرایط تفاوت چندانی ندارد ١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

7 To start a business of some kind
١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

8 مستدل ١٣٩٩/٠٤/٠٨
|

9 کورسویِ امید ١٣٩٩/٠٤/٠٧
|

10 التقاطی ١٣٩٩/٠٤/٠٣
|

11 خیلی وقت‌ها ١٣٩٩/٠٤/٠٢
|

12 خوش‌ساخت ١٣٩٩/٠٤/٠٢
|

13 خودایفا ١٣٩٩/٠٤/٠١
|

14 بازهِ زمانی ١٣٩٩/٠٤/٠١
|

15 هوش از سر بردن ١٣٩٩/٠٣/٢٦
|

16 عامل حیاتی ١٣٩٩/٠٣/٢٤
|

17 در برخی متون می‌تواند به شکل "حمایتِ مادرانه" ترجمه شود. ١٣٩٩/٠٣/٢٤
|

18 در نظریه‌های روانشناسی (به ویژه نظریات کلاسیکِ فروید) "دستگاه" ترجمه می‌شود. مثلا:
psychic apparatus : دستگاهِ روانی
١٣٩٩/٠٣/٢٢
|

19 یکی از معانی shed این است:
to get rid of something that you no longer need or want

بنابرین shed an illusion عبارت است از:
to stop belie ...
١٣٩٩/٠٣/٢٢
|

20 بالینگر ١٣٩٩/٠٣/٢١
|

21 عصبی-هورمونی ١٣٩٩/٠٣/١٦
|

22 اتفاقی کسی را دیدن

Two months later they chanced upon each other again on the street
١٣٩٩/٠٣/١٦
|

23 گواه آن است که ... ١٣٩٩/٠٣/١٣
|