Amin

Amin

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



top١١:٢٩ - ١٤٠٠/٠٣/١٩یکی از اصلی ترین کاربردها بعنوان فعل پوشاندن هستگزارش
0 | 1
go out of my mind١١:٣٠ - ١٤٠٠/٠٣/١٤دیوانه شدن از شدت عصبانی بودنگزارش
2 | 0
give the sack١٢:٠١ - ١٤٠٠/٠٣/٠٥اخراج کردنگزارش
0 | 0
music to my ears١٠:٥١ - ١٤٠٠/٠٣/٠٣Pleasant to hearگزارش
2 | 0
music to my ears١٠:٤٩ - ١٤٠٠/٠٣/٠٣دلنواز بودن برای کسی . . . ارامشبخش بودنگزارش
2 | 1
keep my fingers crossed١٠:١١ - ١٤٠٠/٠٣/٠١Hopeگزارش
2 | 0
figure out٠٩:٥٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٣معین کردن خیلی جاها معنی میدهگزارش
5 | 0
pickup١٢:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩Recover هم معنی میدهگزارش
5 | 1
stand for١١:٤٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩Tolerate و stand for یه معنیه و عامیانه یعنی تحمل کردنگزارش
7 | 1
hold up٠٩:٣٧ - ١٤٠٠/٠١/١٥Remain strongگزارش
5 | 0
spanning١٨:١٥ - ١٣٩٩/١٢/٢١دامنهگزارش
0 | 0
in flight meal٠٩:٣٣ - ١٣٩٩/١٢/١٩وعده در پروازگزارش
0 | 0
step through٢١:١٤ - ١٣٩٩/١٢/١٨پا گذاشتنگزارش
0 | 0
draw out١٠:٠٧ - ١٣٩٩/١٢/١١به معنی اینکه خجالت طرف مقابل رو کم کردن هم میدهگزارش
16 | 1
so if١٠:٠٤ - ١٣٩٩/١٢/١٠پس اگهگزارش
2 | 0
how would you like١٠:٣٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٧نظرت چیه؟گزارش
14 | 0
dumping٠٩:٤٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٧قال گذاشتنگزارش
5 | 0
insecure١٠:١٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٥عدم اعتماد بنفسگزارش
14 | 0
impression١٠:٤٤ - ١٣٩٩/١٢/٠٢تقلیدگزارش
5 | 1
alive with١٠:٢٧ - ١٣٩٩/١١/٢٧سرشار بودن ازگزارش
0 | 0
stick of butter١٠:٢٣ - ١٣٩٩/١١/٢٧تیکه از کرهگزارش
0 | 1
big deal٠٨:٥٧ - ١٣٩٩/١١/٢٥مگه چیهگزارش
2 | 0
cut out٠٨:٥٣ - ١٣٩٩/١١/٢٥بیرون کشیدن هم معنی میدهگزارش
5 | 0
hasidic١٤:٠٤ - ١٣٩٩/١١/٢٣فرقه از یهودگزارش
5 | 1
call attention to١١:٤٩ - ١٣٩٩/١١/٢٢متوجه کردن. . . به توجه رسوندن . . . تفهیم کردنگزارش
7 | 0
catch١٠:٢٣ - ١٣٩٩/١٠/٢٤البته جاهاییی معنی دیدن میدنگزارش
2 | 1
get on with١٩:١٩ - ١٣٩٩/١٠/١٠گذروندنهم معنی میده جاهایی How are you getting on with your life?گزارش
2 | 0
catch up on١٠:٢٥ - ١٣٩٩/١٠/٠٩مطلع شدن. . . آمار گرفتنگزارش
5 | 0
sign for١٠:٣٥ - ١٣٩٩/١٠/٠٨Joinگزارش
5 | 0
done with١١:٢٣ - ١٣٩٩/١٠/٠٥تموم شدگزارش
5 | 0
spend out١٤:٤٤ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧تقسیم کردنگزارش
5 | 0
pros١٠:٥٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥۱. مخفف professional یعنی حرفه ای رو میده ۲. طرفدار ۳. موافقگزارش
21 | 1
folk١٠:٤١ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥در جاهایی معنی خانواده یا نزدیکان رو هم میدهگزارش
28 | 1
anecdotes١٠:٤٠ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥ماجراگزارش
2 | 0
satisfied with١٠:٣١ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥رضایت دادن به مثلا جایی یا چیزی که هستنگزارش
5 | 1
shoot for١٠:٢٤ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥هدف قرار دادنگزارش
5 | 0
whole thing٢٢:٤٢ - ١٣٩٩/٠٩/٢٣کل ماجراگزارش
23 | 0
another moment٠٩:٥٩ - ١٣٩٩/٠٧/٢٦لحظه ای درنگگزارش
0 | 0
paving the way٢٣:١٠ - ١٣٩٩/٠٦/٢٢باعث و بانی شدنگزارش
2 | 0